وضعیت کسب‌وکارهای ایران در دوران پسا جنگ؛

ارزیابی وضعیت صنایع آسیب‌پذیر پس از پایان جنگ ۱۲ روزه (۳ تا پایان تیر ماه ۱۴۰۴)

در پایان جنگ کوتاه اما مخرب ۱۲ روزه ایران و اسرائیل (۳ تیر ۱۴۰۴)، صنایع آسیب‌پذیر ایران با ترکیبی از بازگشایی محتاطانه، خسارات زیرساختی، و چالش‌های مالی روبه‌رو شدند. حوزه هوانوردی که در زمان جنگ کاملاً زمین‌گیر شده بود، پس از آتش‌بس به‌صورت تدریجی فعالیت خود را از سر گرفت. همه فرودگاه‌های کشور که از ۲۳ خرداد تا ابتدای تیر تعطیل بودند، دوباره فعال شدند. حتی دو فرودگاه اصلی که در حملات آسیب جدی دیدند – تبریز و اصفهان – کمتر از ۱۰ روز پس از جنگ تعمیر و آماده ارائه خدمات شدند. با این حال، برای تضمین ایمنی در برابر تهدیدات احتمالی، محدودیت‌های پروازی برقرار ماند؛ به‌طوری‌که تا اواسط تیر ۱۴۰۴ اکثر پروازهای داخلی و خارجی فقط در ساعات روز (۵ صبح تا ۱۸) انجام می‌شدند و هواپیماهای کوچکتر که سقف پرواز پایین‌تری دارند (مانند ATR) همچنان زمین‌گیر بودند. وضعیت ناوگان هوایی عادی نشده بود و بسیاری از هواپیماهای کوچک در فرودگاه‌های شهرستان‌ها متوقف مانده بودند. به‌علاوه، پروازهای خارجی به مقصد ایران به شدت کاهش یافت؛ از میان بیش از ۳۰ خط هوایی خارجی فعال قبل از جنگ، تنها سه شرکت (فلای‌دبی، ترکیش‌ایرلاین و سلام‌ایر عمان) پروازهای محدودی به ایران را از سر گرفتند. بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی بین‌المللی به دلیل نگرانی‌های امنیتی ترجیح دادند حریم هوایی ایران را همچنان دور بزنند که این امر درآمدهای ترانزیتی ایران را کاهش داده است.

از منظر کسب‌وکار، شرکت‌های هواپیمایی داخلی با خسارات مالی سنگینی روبه‌رو شدند. تعلیق کامل پروازهای تجاری از ۲۴ خرداد تا ۱۳ تیر ۱۴۰۴ زیانی حدود ۹۶۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد هوایی تحمیل کرد. این رقم شامل ضرر مستقیم روزانه ۴۸۰ میلیارد تومانی از محل فروش بلیت و خدمات فرودگاهی است که جریان نقدینگی شرکت‌های هواپیمایی را مختل کرد. در این مدت بیش از ۸۳۹ هزار بلیت (حدود ۴۴۴ هزار بلیت داخلی و ۳۹۵ هزار بلیت خارجی) کنسل شد که مربوط به لغو ۸۶۵۳ پرواز داخلی و ۳۳۷۶ پرواز بین‌المللی بود. لغو این پروازها در مجموع حدود ۱۲۰ میلیون دلار خسارت ارزی به صنعت هوایی ایران وارد کرد. شرکت‌های هندلینگ فرودگاهی با افت ۷۰٪ درآمد ناچار به تعدیل ۲۰–۳۰٪ نیروی متخصص خود شدند. همچنین تغییر مسیر پروازهای عبوری و استفاده از مسیرهای دورتر، هزینه سوخت شرکت‌های خارجی را ۱۰–۱۳٪ افزایش داد و آژانس‌های مسافرتی با افت ۸۵٪ نقدینگی مواجه شدند. هرچند از اوایل تیر محدودیت‌های پروازی به‌تدریج کاهش یافت و مثلاً فرودگاه مهرآباد از ۱۳ تیر برای پروازهای داخلی در ساعات روز بازگشایی شد، اما مدیران صنعت هوایی تصریح کردند تا زمانی که آتش‌بس کاملاً تثبیت نشود و پروازها به روال عادی برنگردد، خطر زمین‌گیر شدن و حتی ورشکستگی ایرلاین‌ها منتفی نخواهد شد. در جدول زیر، وضعیت برخی برندها و زیرساخت‌های شاخص این صنایع قبل، حین و بعد از جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده است:

بخش / برند وضعیت قبل از جنگ وضعیت در طول جنگ ۱۲ روزه وضعیت پس از جنگ (تا ۲۵ تیر ۱۴۰۴)
هوانوردی – ایران‌ایر (شرکت هواپیمایی) برنامه پروازی عادی در داخل و مقاصد خارجی. تمام پروازهای مسافری از ۲۳ خرداد لغو شد؛ ناوگان زمین‌گیر. پروازها بتدریج از سر گرفته شد؛ محدود به ساعات روز و مسیرهای ایمن. کاهش ۴۲٪ سفرهای شهری در پلتفرم‌ها به دلیل کمبود راننده هوایی (چارتر).
هوانوردی – فرودگاه تبریز (فرودگاه استانی) فعال و عملیاتی؛ پروازهای روزانه. هدف حمله موشکی قرار گرفت و فعالیت آن متوقف شد؛ خسارت شدید به باند. بازسازی اضطراری <10 روز؛ اخذ مجوز و بازگشایی مجدد برای خدمات کامل.
هوانوردی – فرودگاه اصفهان (فرودگاه بین‌المللی) فعال در پروازهای داخلی/خارجی. آسیب جدی در حملات (توقف عملیاتی). تعمیر و آماده بهره‌برداری مجدد ظرف ۱۰ روز؛ اتصال قریب‌الوقوع به شبکه حمل‌ونقل.
خودروسازی – ایران‌خودرو (بزرگ‌ترین خودروساز) تولید روزانه در چند شیفت؛ تأمین نسبی قطعات. تولید از اواخر خرداد متوقف شد؛ تعطیلی ناخواسته خطوط مونتاژ. تا نیمه تیر حداقل ۱۰ روز کاری تولید را از دست داد؛ هنوز اختلال زنجیره تأمین و کمبود قطعه پابرجاست. هزینه تولید به دلیل جهش نرخ ارز بالا رفته اما قیمت فروش کماکان دستوری است.
خودروسازی – سایپا (دومین خودروساز) تولید عادی محصولات اقتصادی. تعطیلی خطوط مشابه ایران‌خودرو؛ قطعه‌سازان نیز نیمه‌فعال. بازگشایی تدریجی خطوط در تیر؛ با مشکلات نقدینگی و تأخیر تأمین قطعات مواجه، نیازمند جهش تولید جبرانی.
استارت‌آپ آنلاین – دیجی‌کالا (خرده‌فروشی آنلاین) تحویل ۱روزه کالا در سراسر کشور؛ انبارها و لجستیک فعال. اختلال شدید در تحویل: بسیاری سفارش‌ها لغو یا معوق شدند؛ برخی ارسال‌ها به بهانه شرایط جنگی حتی دو هفته پس از جنگ انجام نشد. فعالیت انبارها از سر گرفته شد اما انباشته سفارشات باقی ماند؛ گزارش‌هایی از تاخیر طولانی و نارضایتی مشتریان (عدم تحویل حتی پس از ۲ هفته) منتشر شد.
استارت‌آپ آنلاین – اسنپ (سامانه تاکسی اینترنتی) فعالیت گسترده در همه شهرهای بزرگ؛ رانندگان و مسافران فعال. افت ۴۲٪ در سفرهای درون‌شهری به دلیل کاهش ۳۵٪ رانندگان فعال (ترک شهر، کمبود سوخت، اختلال GPS)؛ تقاضای سفر بین‌شهری ۱۱۶٪ اوج گرفت (موج خروج از تهران) اما کمبود راننده باعث کاهش ۲۸٪ در انجام سفرهای برون‌شهری شد. پس از آتش‌بس عرضه و تقاضا متعادل شد؛ اکثر رانندگان به تدریج بازگشتند. اسنپ با کمک‌هزینه ۱۰ میلیاردی به ۲۵۰۰ راننده تمام‌وقت و معافیت کمیسیون برای رانندگان فعال، ناوگان را احیا کرد. رفع اختلالات GPS با افزودن قابلیت تنظیم دستی موقعیت از ۹ تیر انجام شد. سرویس‌های جانبی (اسنپ‌فود، مارکت) نیز با کوپن‌های رایگان و تبلیغات، فروشندگان را به مدار بازگرداندند.
خرده‌فروشی شهری (مغازه‌ها و بازارها) کسب‌وکار روزمره در جریان؛ بازارها و مراکز خرید پرتردد. بسیاری از فروشگاه‌ها در روزهای جنگ تعطیل یا با حداقل فعالیت (به‌دلیل هشدارهای حمله و خروج مردم)؛ برخی واحدها بر اثر انفجارها آسیب فیزیکی دیدند. اکثر مغازه‌های شهری بلافاصله پس از جنگ بازگشایی شدند؛ نشانه‌های بازگشت زندگی شامل نصب مجدد تابلوهای فروشگاه‌ها و تعمیر شیشه‌ها با رشد ۵۰۰٪ نسبت به دوران جنگ بوده است. با این حال، حدود ۲۱۹۱ واحد صنفی و مسکونی آسیب‌دیده ارزیابی شده‌اند که منتظر تصمیم دولت برای بازسازی هستند؛ این واحدها موقتاً غیرفعال باقی مانده‌اند.
صنایع نفت و پتروشیمی (تولید و پالایش) تولید پایدار نفت، گاز و محصولات پتروشیمی طبق برنامه؛ صادرات در جریان. علیرغم حملات دشمن به برخی تأسیسات استراتژیک، تولید حیاتی متوقف نشد. صنایع پتروشیمی، فولاد، خودروسازی، برق و انرژی با حفظ تداوم تولید، دشمن را در نیل به اهداف اقتصادی ناکام گذاشتند. پس از جنگ تولید نفت و پتروشیمی به ظرفیت پیشین ادامه یافت؛ صادرات به بازارهای کلیدی بدون وقفه ماند (مثلاً صادرات ایران به روسیه در بهار ۱۴۰۴ رشد داشت و جنگ اختلال معناداری در تجارت ایجاد نکرد). برنامه تعمیر و نگهداری تأسیسات آسیب‌دیده نیز سریعا اجرا شده است.

جدول: وضعیت برندها/زیرساخت‌های منتخب صنایع آسیب‌پذیر ایران پیش، حین و پس از جنگ ۱۲ روزه.

همان‌طور که جدول فوق نشان می‌دهد، در بسیاری از این صنایع روند بازگشایی آغاز شده ولی بازگشت کامل به سطح عادی پیش از جنگ هنوز محقق نشده است. صنعت خودروسازی به‌عنوان بخشی شکننده، علاوه بر تعطیلی خطوط در خلال جنگ، با مشکلات مضاعفی دست‌به‌گریبان است. بررسی‌ها حاکی است خودروسازان حداقل ۱۰ روز کاری تیرماه را از دست داده‌اند و توقف تولید کوتاه‌مدت، به شکل اثر دومینویی به هفته‌های بعد نیز تسری پیدا کرده است. اگرچه مقامات وزارت صمت خوش‌بین بودند که تولید به سرعت عادی شود، اما واقعیت چیز دیگری است؛ بخشی از قطعات به دلیل اختلال در زنجیره تأمین و ترخیص هنوز به مونتاژکاران نرسیده و بخش دیگر به علت توقف پرداخت‌های ارزی به تأمین‌کنندگان خارجی در گمرک گیر کرده است. نوسانات شدید ارز پس از جنگ، هزینه تولید خودرو را بالا برده، در حالی که دولت همچنان سیاست قیمت‌گذاری دستوری را ادامه می‌دهد و خودروسازان را دچار معضل دوگانه «هزینه بیشتر، قیمت ثابت» کرده است. بنابراین کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند بازگشت به سطح تولید قبل از جنگ بسیار دشوارتر از انتظار باشد و حتی ممکن است کل سال ۱۴۰۴ برای صنعت خودرو به عنوان سالی از دست‌رفته ثبت شود مگر اینکه در ماه‌های آتی جهش تولیدی جبرانی رخ دهد که با وجود تشدید تحریم‌ها و مداخلات قیمتی دولت بعید به نظر می‌رسد.

در بخش حمل‌ونقل هوایی نیز تصویر مشابهی دیده می‌شود. پروازهای داخلی با احتیاط در حال افزایش است و همه فرودگاه‌ها (حتی آن‌هایی که بمباران شدند) احیا شده‌اند. اما به دلیل نگرانی‌های پدافندی، آسمان کشور شب‌ها به روی پروازهای مسافری بسته می‌مانَد و تنها هواپیماهایی اجازه پرواز دارند که توان اوج‌گیری به بالای ۲۵ هزار پا را داشته باشند. این امر بسیاری از هواپیماهای کوتاه‌برد شرکت‌های ایرانی را زمین‌گیر نگه‌داشته و برنامه پروازی شرکت‌ها را محدود کرده است. مدیران صنعت هوایی تأکید می‌کنند اولویت نخست ایمنی مسافران است و تا زمان اطمینان از پایداری آتش‌بس، محدودیت ظرفیت پرواز ادامه خواهد داشت. چنین شرایطی ضرر عملیاتی سنگینی بر ایرلاین‌ها وارد کرده؛ درآمد چند هزار میلیارد تومانی از دست رفته و هزینه‌های ثابت (حقوق کارکنان، پارکینگ هواپیماهای زمین‌گیر، نگهداری) باقی مانده است. بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی بدون مکانیزم پوشش ریسک مالی، اکنون با بحران نقدینگی برای تأمین هزینه‌ها مواجه شده‌اند. همچنین بیم اعتماد مسافران به صنعت هوایی وجود دارد؛ تجربه شروع ناگهانی جنگ و لغو پروازها باعث اضطراب مسافران شده و برخی هنوز نگرانند که مبادا جنگ دوباره آغاز شود و سفرهایشان نیمه‌کاره بماند. از طرفی، انزوای پروازی ایران در بعد بین‌المللی شدیدتر شده است. تعداد خطوط هوایی خارجی فعال که پیش از جنگ حدود ۳۰ شرکت (اغلب منطقه‌ای) بود، اکنون به ۳ شرکت کاهش یافته و حتی پس از آتش‌بس هم بسیاری از ایرلاین‌های معتبر اروپایی (لوفت‌هانزا، ترکیش، قطر و…) پروازهای خود را از سر نگرفته‌اند. بخش عمده‌ای از پروازهای خارجی ایران در عمل به مقاصد منطقه‌ای (استانبول، دوبی، نجف) محدود شده و ارتباط مستقیم با اروپا و شرق آسیا به حداقل رسیده است. این وضعیت ضمن کاهش شدید درآمد ارزی حاصل از پروازهای عبوری و توریسم، رفت‌وآمد شهروندان را نیز دشوارتر کرده و نیاز به پرواز با چند توقف از طریق کشورهای واسطه افزایش یافته است.

در بخش استارت‌آپ‌ها و پلتفرم‌های آنلاین نیز شرایط پساجنگ ترکیبی از بهبود سریع تقاضا و استمرار برخی اختلالات فنی بود. به طور مثال، اسنپ گزارش داد در دوره جنگ به دلیل کاهش تعداد رانندگان (۳۵٪ افت رانندگان فعال) و مشکلاتی نظیر دسترسی به سوخت و اختلال GPS، عرضه خدمات تاکسی اینترنتی به شدت افت کرد و در نتیجه تعداد سفرهای شهری نسبت به حالت عادی ۴۲٪ کاهش یافت. پس از جنگ، با بازگشت تدریجی رانندگان به ناوگان و اجرای مشوق‌هایی مانند معافیت موقت کمیسیون در تهران و کرج، تعادل عرضه و تقاضا احیا شد. با این وجود، اسنپ برای حل چالش بزرگ اختلال GPS – که ناشی از اقدامات جنگی بود – دست به نوآوری فنی زد و از ۹ تیر قابلیتی معرفی کرد تا رانندگان بتوانند موقعیت مکانی خود را به‌صورت دستی تصحیح کنند و درخواست‌های نزدیک‌تری دریافت نمایند. این اقدام که واکنشی سریع به بحران بود، نشان داد شرکت‌های فناوری ایرانی چگونه فرآیندهای خود را برای تداوم خدمت‌رسانی در شرایط اضطراری مهندسی مجدد کردند. همچنین گروه اسنپ با تزریق کمک‌هزینه ۱۰ میلیارد تومانی بلاعوض به ۲۵۰۰ راننده تمام‌وقت خود که درآمدشان به‌خاطر شرایط جنگ افت کرده بود، تلاش کرد از ریزش نیروی انسانی کلیدی خود جلوگیری کند. در حوزه تجارت الکترونیک، دیجی‌کالا با چالش اعتماد مشتریان روبه‌رو شد. طی جنگ و حتی دوهفته بعد از آن، گزارش‌های متعددی از تأخیر در ارسال سفارش‌ها منتشر گردید که شائبه سوءاستفاده از شرایط را ایجاد کرد. برخی مشتریان اعلام کردند سفارش‌هایی که پیش‌پرداخت کرده بودند حتی پس از آتش‌بس نیز تحویل نشد و شرکت پاسخ روشنی درباره سرنوشت کالاها نداد. این مسأله به اعتبار دیجی‌کالا لطمه زد و نشان داد که بازگشت رضایت مشتریان آنلاین به وضعیت طبیعی ممکن است زمان‌بر باشد. البته به موازات این مشکلات، تقاضا برای خدمات آنلاینِ مرتبط با زندگی روزمره سریع‌تر از انتظار برگشت؛ مثلاً پلتفرم‌هایی مثل اسنپ‌فود و اسنپ‌مارکت گزارش کردند که بلافاصله پس از جنگ با ارائه کوپن‌های ارسال رایگان و اعتبار تبلیغاتی ۲۶ میلیارد تومانی به فروشندگان، توانستند سفارش‌گیری را به مدار عادی بازگردانند. تغییر الگوی خرید مردم نیز محسوس بود؛ در روزهای بعد از جنگ، کالاهای اساسی نظیر برنج، کنسرو، تخم‌مرغ و آب آشامیدنی بیش از اقلام غیرضروری (بستنی، تنقلات و…) تقاضا داشت که نشان‌دهنده تداوم ذهنیت احتیاطی خانواده‌ها بلافاصله پس از بحران است. به طور کلی، کسب‌وکارهای اینترنتی با درس‌هایی از این بحران خارج شدند: لزوم اطلاع‌رسانی شفاف به مشتریان در شرایط اضطراری (برای جلوگیری از بی‌اعتمادی)، اقدامات حمایتی از نیروهای مشارکت‌کننده (رانندگان، پیک‌ها و…) و تقویت زیرساخت‌های فنی پشتیبان (مثل نقشه‌های آفلاین یا شبکه‌های ارتباطی جایگزین در صورت اختلال اینترنت و GPS).

واکنش صنایع تاب‌آور و تداوم عملکرد آن‌ها پس از جنگ

برخلاف بخش‌هایی که به‌شدت آسیب دیدند، برخی صنایع حیاتی و تاب‌آور ایران در خلال جنگ ۱۲ روزه نه‌تنها دچار افت عملکرد نشدند، بلکه پس از جنگ نیز با قدرت به کار خود ادامه دادند. گزارش‌ها حاکی است صنایعی نظیر مواد غذایی، بهداشت و درمان، خدمات لجستیک و ساخت‌وساز، با اتکا به تجربه جنگ، ثبات نسبی خود را حفظ کرده‌اند.

در صنعت مواد غذایی، به لطف ذخایر استراتژیک کافی، هیچ کمبودی در ایام جنگ رخ نداد و بازار اقلام اساسی بدون بحران عرضه مدیریت شد. دولت پیش از جنگ با ذخیره‌سازی بیش از ۸٫۵ میلیون تن کالای اساسی (گندم، روغن، برنج و …) توانست جلوی قحطی و تورم افسارگسیخته را بگیرد. واردات کالاهای ضروری نیز حتی در طول جنگ ادامه یافت و بنادر کشور فعال ماندند؛ طبق گزارش‌ها به‌طور متوسط روزانه حدود ۱۸ هزار تن واردات کالا انجام شده و وقفه‌ای در تأمین مایحتاج رخ نداد. پس از جنگ، این روند پایداری در زنجیره تأمین مواد غذایی ادامه یافت. فروشگاه‌های زنجیره‌ای و سوپرمارکت‌ها که در روزهای حملات برای مدت کوتاهی با هجوم مردم مواجه شدند، به سرعت به روال عادی برگشتند. وزارت صمت نیز اعلام کرد موجودی انبارهای کالای اساسی همچنان در سطح اطمینان‌بخش قرار دارد و با ادامه تخصیص ارز برای واردات ضروریات، بازار غذا تثبیت شده است. می‌توان گفت تاب‌آوری زنجیره مواد غذایی در آزمون جنگ موفق بود و همین موفقیت اکنون به الگویی برای سایر بخش‌ها بدل شده است. به عنوان مثال، برنامه‌ریزان اقتصادی پیشنهاد داده‌اند مکانیزم ذخایر استراتژیک در سایر کالاهای مهم (مانند دارو، نهاده‌های دامی و …) نیز تقویت شود تا کشور در شوک‌های آتی آسیب نبیند.

در حوزه بهداشت و درمان، نظام سلامت ایران در دوران جنگ با بسیج نیروها و زیرساخت‌ها عملکرد قابل تحسینی داشت و پس از جنگ نیز این انگیزه خدمت تداوم یافته است. در طول جنگ ۱۲ روزه، وزارت بهداشت فوراً مرخصی کادر درمان را لغو کرد و اعلام شد مجروحان اورژانسی – چه نظامی و چه غیرنظامی – در تمامی مراکز دولتی و خصوصی به‌صورت رایگان درمان می‌شوند. این اقدام سریع نشان داد بیمارستان‌ها و مراکز درمانی آمادگی مقابله با تلفات جمعی را داشتند. پس از پایان جنگ، بخش بهداشت نه تنها دچار رکود ناشی از کاهش انگیزه نشد، بلکه تجربیات این بحران در حال مستندسازی است. انجمن‌های پزشکی گزارش کرده‌اند که تاب‌آوری بیمارستان‌ها و شبکه بهداشت در چنین شرایطی، مرهون چند عامل بوده است: پشتیبانی لجستیکی مناسب (مثلاً تأمین بدون وفقه اکسیژن، خون و دارو از استان‌های معین)، انعطاف‌پذیری پرسنل (حضور داوطلبانه پزشکان و پرستاران خارج از شیفت) و هماهنگی یکپارچه اورژانس پیش‌بیمارستانی. انتظار می‌رود وزارت بهداشت با تحلیل عملکرد مراکز درمانی در این بحران، دستورالعمل‌هایی برای سایر شرایط اضطراری (مانند حوادث طبیعی یا اپیدمی‌ها) تدوین کند تا موفقیت‌های کسب‌شده به سیاست‌های پایدار تبدیل شود. شایان ذکر است که قهرمانان حوزه سلامت (پزشکان، پرستاران، امدادگران) به‌خاطر تلاش‌هایشان در جنگ ۱۲ روزه مورد تقدیر گسترده اجتماعی قرار گرفتند و این امر روحیه جامعه پزشکی را برای ادامه کار در دوران صلح بالا نگه داشته است.

صنعت ساخت‌وساز و عمران نیز جزو برندگان نسبی این دوره محسوب می‌شود. در ایام جنگ، هرچند پروژه‌های عمرانی بزرگ به حالت تعلیق درآمدند، اما پس از جنگ نیاز گسترده به بازسازی موجب رونق این بخش شده است. گزارش پلتفرم «آچاره» نشان می‌دهد تقاضا برای انواع خدمات تعمیراتی و ساختمانی بلافاصله پس از جنگ با رشد چشمگیر مواجه شد. بسیاری از مردم که خانه‌ها یا محل کسب‌وکارشان در اثر موج انفجار آسیب دیده بود، به محض برقراری آتش‌بس دست به کار تعمیر و نوسازی شدند. به عنوان مثال: سفارش تعمیرات مبلمان ۳۵۰٪، نصب کاغذ دیواری ۳۷۷٪ و ساخت کابینت و کمد ۳۵۰٪ نسبت به دوره جنگ افزایش یافت. همچنین درخواست خدمات تخصصی‌تر مانند تعمیر نمای ساختمان بیش از ۵۶۰٪ رشد نشان داد که بیانگر حجم بالای خسارت به نماها بود. جالب اینکه حتی سفارش ساخت و نصب تابلوی فروشگاه‌ها ۵۳۷٪ نسبت به دوره جنگ جهش کرد که نشانه عزم کسب‌وکارهای شهری برای بازگشایی مجدد و احیای مغازه‌هایشان است. این ارقام تأیید می‌کند که بخش ساخت‌وساز توانست با حفظ نیروی انسانی و تجهیزات خود در طول جنگ، بلافاصله در پساجنگ به ایفای نقش فعال بپردازد. پیمانکاران ساختمانی و کارگران ماهر که در زمان جنگ در آماده‌باش بودند، اکنون در قالب تیم‌های بازسازی مشغول فعالیت‌اند. دولت نیز اعلام کرده کار ارزیابی ساختمان‌های آسیب‌دیده را انجام داده (۲۱۹۱ واحد ارزیابی شده) و به زودی با تعیین متولی مشخص، طرح نوسازی مناطق جنگ‌زده آغاز خواهد شد. در همین راستا برخی شرکت‌های خدمات منزل ابتکاراتی به خرج داده‌اند؛ برای مثال، آچاره طرحی پیشنهاد کرده که بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده با شرایط اقساطی و بدون سود انجام شود، تا هم به خانواده‌های جنگ‌زده کمک شود و هم بازار ساخت‌وساز کساد نماند. به طور کلی، انگیزه سازندگی در کشور بالا است و انتظار می‌رود با تخصیص بودجه‌های عمرانی ویژه مناطق آسیب‌دیده، این بخش حداقل تا میان‌مدت با حداکثر ظرفیت به کار ادامه دهد.

در بخش لجستیک و حمل‌ونقل زمینی نیز کارکرد مناسب در دوران جنگ باعث شد پس از آن اختلال جدی‌ای دیده نشود. شبکه حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی ایران نقش ستون فقرات توزیع کالا درون کشور و ترانزیت منطقه‌ای را ایفا می‌کند. علی‌رغم خطر حملات هوایی، در ۱۲ روز جنگ حتی یک روز وقفه کامل در لجستیک داخلی گزارش نشد؛ رانندگان کامیون و قطار با همراهی نیروهای امنیتی، جریان کالا بین استان‌ها را برقرار نگه داشتند. به علاوه، تجارت خارجی کشور نیز در حد امکان ادامه یافت. رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه تصریح کرده که مبادلات تجاری میان ایران و روسیه در طول جنگ بدون تغییر معناداری دنبال شده و صادرات ایران به روسیه در فصل بهار حتی رشد هم داشته است. این امر نشان می‌دهد مسیرهای تجاری جایگزین (مانند مسیر شمال از طریق دریای خزر و روسیه) توانستند فشار ناشی از تعطیلی احتمالی بنادر جنوبی یا اخلال در خلیج فارس را کاهش دهند. پس از جنگ، وضعیت لجستیک عمومی تقریباً کاملاً عادی شده و راندمان حمل کالا به روال سابق بازگشته است. تجربه موفق کامیون‌داران و شرکت‌های حمل‌ونقل در تداوم خدمات‌رسانی حین جنگ، اکنون مورد توجه سیاست‌گذاران قرار گرفته تا تاب‌آوری زنجیره‌های لجستیکی ارتقا یابد. از جمله، پیشنهاد شده است که شبکه توزیع کالاهای اساسی چندلایه شود؛ یعنی علاوه بر مسیرهای اصلی، مسیرهای پشتیبان (Alternate Routes) تعریف و سرمایه‌گذاری شوند تا در شرایط بحران، وابستگی به یک مسیر کاهش یابد. همچنین تأکید شده که رانندگان و کارکنان لجستیک به خاطر تلاش در روزهای جنگ مورد تشویق قرار گیرند که انگیزه ادامه فعالیت در شرایط سخت حفظ شود. خلاصه اینکه صنایع تاب‌آور ایران، با وجود خستگی ناشی از بحران، توان و روحیه خود را حفظ کرده‌اند و حتی درس‌های موفقیت خود را به اشتراک می‌گذارند. انتظار می‌رود دولت و بخش خصوصی، این موارد موفق را به صورت سیاست‌گذاری شده در سایر حوزه‌ها نیز تسری دهند.

رفتارهای اقتصادی و روانی مشتریان، کارکنان و مدیران در دوران پساجنگ

پایان جنگ، فاز جدیدی از واکنش‌های رفتاری را در میان آحاد اقتصاد – از مصرف‌کنندگان گرفته تا نیروی کار و مدیران – رقم زد. نخست آنکه مصرف‌کنندگان ایرانی پس از رفع تهدید جنگ، ترکیبی از رفتارهای احتیاطی و جبرانی را نشان دادند. از یک سو، موجی از تقاضای انباشته‌شده به بازار برگشت؛ بسیاری از خانوارها خریدهای غیرضروری و تفریحی خود را که در دوران جنگ به تعویق انداخته بودند، بلافاصله پس از ایجاد آرامش انجام دادند. برای مثال، همان‌طور که اشاره شد سفارش خدمات زیبایی بانوان (مثل آرایش مو، پاکسازی پوست) و برگزاری مجالس و مهمانی با رشد چند صد درصدی نسبت به دوران جنگ مواجه شد. این جهش تقاضا نشان می‌دهد مردم پس از دوره‌ای اضطراب، میل داشتند هرچه سریع‌تر به روال عادی زندگی بازگردند و لحظات مفرح و اجتماعی را زنده کنند. داده‌های آچاره گواه همین پدیده است که سفارش فینگرفود برای مهمانی‌ها ۹۰۰٪ و خدمات پذیرایی مجالس ۶۷۴٪ افزایش یافت – گویی خانواده‌ها می‌خواستند پایان جنگ را جشن بگیرند و دوباره گردهم‌آیی داشته باشند. از سوی دیگر، بخش دیگری از مصرف‌کنندگان همچنان رفتار محافظه‌کارانه در پیش گرفتند. فروشگاه‌های مواد غذایی گزارش کردند که در هفته‌های اول پساجنگ، کالاهایی مثل کنسرو، آب آشامیدنی، برنج و تخم‌مرغ بیش از حد معمول تقاضا شد زیرا برخی خانواده‌ها نگران بازگشت ناگهانی درگیری بودند و ترجیح می‌دادند ذخیره احتیاطی داشته باشند. به بیان دیگر، ذهنیت عدم اطمینان کاملاً از بین نرفته بود. با این حال، به مرور با ثبات اوضاع، رفتار مصرفی مردم هم به تعادل رسید؛ خریدهای هیجانی فروکش کرد و الگوی مصرف به ترکیب متعارف پیش از جنگ نزدیک شد.

در محیط کسب‌وکارها، کارکنان و نیروی انسانی نیز با حالات روانی متنوعی مواجه شدند. طی جنگ، بسیاری از کارکنان در بخش‌های غیرحیاتی به زادگاه یا مناطق امن‌تر رفته بودند و پس از جنگ باید به سر کار خود بازمی‌گشتند. آمار اسنپ نشان می‌دهد ۶۴۵٪ افزایش در سفارش اسباب‌کشی برون‌شهری پس از جنگ رخ داد که بخشی از آن مربوط به خانواده‌هایی بود که به دلیل تخریب یا ناامنی، شهر خود (مثلاً تهران) را ترک و پس از جنگ به آن بازگشتند. همچنین جابه‌جایی ادارات و شرکت‌ها ۶۰۰٪ افزایش یافت که احتمالاً ناشی از غیرقابل استفاده شدن برخی ساختمان‌های اداری و نیاز شرکت‌ها به نقل مکان موقت بود. این آمارها نشان می‌دهد بازگشت فیزیکی نیروهای کار به شهرها و دفاتر با جنب‌وجوش زیادی همراه بوده است. از منظر روحی، تعدادی از کارکنان دچار استرس پس از سانحه شده‌اند؛ خصوصاً آنهایی که در مناطق بمباران‌شده بودند یا همکاران و عزیزانشان آسیب دیدند. برخی شرکت‌ها این مسئله را با ارائه مشاوره روان‌شناسی رایگان مدیریت کردند (مثلاً سرویس اسنپ‌دکتر یک نوبت مشاوره رایگان روان‌شناسی برای عموم مردم در روزهای پس از جنگ ارائه داد). در فضای اداری، مدیران منابع انسانی گزارش کرده‌اند که بهره‌وری کارکنان در هفته‌های اول پس از جنگ اندکی نوسان داشت؛ گروهی با انگیزه مضاعف (روحیه وطن‌دوستی و خوشحالی از پیروزی) به کار برگشتند و ساعات بیشتری کار کردند، و در مقابل گروهی دیگر هنوز در شوک حوادث بودند و احتیاج به زمان برای بازیابی تمرکز داشتند. بسیاری از سازمان‌ها برای رعایت حال کارکنان، دورکاری و ساعات کار منعطف را تا مدتی ادامه دادند تا گذار به شرایط عادی نرم‌تر باشد. به‌طور کلی، سرمایه انسانی کشور نشان داد از لحاظ تاب‌آوری روانی در سطح مطلوبی قرار دارد؛ همبستگی ملی ایجادشده در مقابل دشمن خارجی، به نیروها کمک کرد سریع‌تر به زندگی کاری برگردند.

مدیران و کارفرمایان ایرانی در دوران پساجنگ با دغدغه‌های راهبردی تازه‌ای روبرو شدند. مهم‌ترین احساس مشترک در بین مدیران بنگاه‌ها، نااطمینانی نسبت به آینده بود. جنگ ۱۲ روزه اگرچه کوتاه بود، اما این حقیقت را عیان کرد که شرایط ژئوپلیتیک می‌تواند به ناگهان کسب‌وکار را فلج کند. بنابراین بسیاری از مدیران اکنون با احتیاط بیشتری تصمیم‌گیری می‌کنند؛ به خصوص در حوزه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری جدید، استخدام نیروی اضافه یا ورود به بازارهای تازه تا حدی دست نگه داشته‌اند. همان‌طور که وزیر اقتصاد نیز اشاره کرد، شکل‌گیری این ذهنیت منفی نسبت به آینده می‌تواند به کاهش سرمایه‌گذاری و خروج سرمایه از کشور بینجامد، مگر آنکه دولت سریعاً برای بهبود انتظارات اقدام کند. در گفت‌وگوهای غیررسمی، برخی کارآفرینان مطرح کرده‌اند که بحران جنگ باعث شد برنامه‌های توسعه‌ای ۶ ماهه تا ۱ ساله خود را تعلیق کنند تا مطمئن شوند خطر دیگری در کوتاه‌مدت کشور را تهدید نمی‌کند. همچنین ریسک‌پذیری مدیران کاهش یافته و تمایل دارند دارایی‌های شرکت را به سمت دارایی‌های امن‌تر (نقد، طلا، ارز) سوق دهند تا موجودیت بنگاه را در هر سناریویی حفظ کنند. این محافظه‌کاری البته روی رشد اقتصاد اثر منفی دارد و نیاز است با ایجاد امنیت پایدار، اعتماد مدیران به برنامه‌ریزی بلندمدت بازگردد.

یکی دیگر از چالش‌های مدیران پساجنگ، مشکلات نقدینگی و مالی بود. بسیاری از شرکت‌ها در دوران جنگ فروش‌شان تقریباً صفر شد اما حقوق پرسنل و هزینه‌های ثابت را همچنان پرداخت کردند. این یعنی شوک جریان وجوه نقد برایشان به وجود آمد. به عنوان نمونه، شرکت‌های هواپیمایی برای ۲۰ روز هیچ بلیتی نفروختند اما مجبور به هزینه‌کرد برای نگهداری هواپیماها و پشتیبانی فنی بودند که بحران مالی جدی ایجاد کرد. یا خودروسازان با توقف تولید، فروش‌شان کاهش یافت و از سوی دیگر پرداخت مطالبات قطعه‌سازان و هزینه‌های سربار متوقف نشد که منجر به انباشت بدهی گردید. در صنوف خدماتی کوچک هم کسبه بابت اجاره و قبوض طی جنگ بدهکار شدند در حالی که درآمدی نداشتند. بنابراین پس از جنگ سیلی از تقاضا برای تأمین مالی کوتاه‌مدت به وجود آمده است؛ درخواست تنفس در بازپرداخت وام‌ها، وام‌های جدید سرمایه در گردش، یا تمدید مهلت پرداخت مالیات و بیمه. دولت اعلام کرده چندین بسته حمایتی برای صنایع بزرگ و اصناف آسیب‌دیده طراحی شده که شامل مشوق‌های بانکی، بسته‌های بیمه‌ای، مالیاتی و… است. این کمک‌ها اگر به‌درستی اجرا شود می‌تواند از ورشکستگی شرکت‌های بحران‌زده جلوگیری کند. به ویژه کسب‌وکارهای کوچکی که موجودی مالی اندکی دارند، بدون حمایت احتمالاً نمی‌توانند دوام بیاورند.

در بعد روانی و اجتماعی، فضای پساجنگ آکنده از نوعی امید محتاطانه بود. از یک سو مردم به خود بالیدند که کشور از یک آزمون دشوار سربلند بیرون آمده است و همدلی عمومی در حمایت از جبهه مقاومت به اوج رسید. این سرمایه اجتماعی به شکل رونق فعالیت‌های داوطلبانه (مثلاً گروه‌هایی برای کمک به بازسازی محلات آسیب‌دیده) و همچنین افزایش اعتماد نسبی به نهادهای حاکمیتی بروز کرد. بسیاری از شهروندان حس کردند صدای اتحادشان در حفظ تمامیت ارضی مؤثر بوده است. اما از سوی دیگر، شوک جنگ تلنگری بود بر پیکره جامعه که آسیب‌پذیری‌های ساختاری را به یاد آورد. دغدغه‌هایی مانند “اگر جنگ طولانی‌تر می‌شد چه بر سرمان می‌آمد؟” یا “آیا در آینده دوباره تکرار می‌شود؟” در اذهان عموم وجود دارد. جامعه‌شناسان هشدار داده‌اند که اگر به پیامدهای اجتماعی جنگ (از قبیل داغدیدگی خانواده‌ها، آوارگی موقت برخی شهروندان، اختلالات روانی پنهان) توجه کافی نشود، انسجام ملی ممکن است در بلندمدت صدمه ببیند. خوشبختانه با اقدامات دولت و مشارکت نهادهای مدنی، برنامه‌هایی برای حمایت روانی از آسیب‌دیدگان جنگ در دست اجراست. همچنین پوشش گسترده رسانه‌ای از بازگشت زندگی به شهرها (تصاویر کسب‌وکارهایی که دوباره شروع به کار کرده‌اند، مدارس که بازگشایی شده‌اند و مردم در پارک‌ها و سینماها) به تقویت احساس امنیت در جامعه کمک شایانی کرده است.

به‌طور خلاصه، در دوران پساجنگ، مردم با ترکیبی از احتیاط و اشتیاق به زندگی عادی برگشتند؛ کارکنان با وجود چالش‌های روحی، انعطاف و تاب‌آوری قابل توجهی نشان دادند؛ و مدیران ضمن مواجهه با عدم‌اطمینان، در پی تثبیت وضعیت مالی و عملیاتی بنگاه‌های خود هستند. اکنون اقتصاد ایران در مرحله حساسی قرار دارد که باید این انرژی و سرمایه اجتماعی آزادشده پس از بحران را به سمت رشد پایدار هدایت کند و از سوی دیگر اثرات منفی روانی و مادی جنگ را ترمیم نماید.

 

 

توصیه‌های استراتژیک برای دوران پسا جنگ از دیدگاه مشاور ملکا

با عبور از شوک اولیه جنگ، زمان آن رسیده است که نگاهی استراتژیک و آینده‌نگر به بازسازی اقتصاد و تقویت بنیان‌های آن بیندازیم. از منظر مشاور مدیریت ملکا (الهام‌گرفته از رویکرد شرکت‌هایی مانند مکنزی)، می‌توان سه محور عمده را برای اقدامات پساجنگ تعریف کرد: اصلاحات ساختاری اقتصاد، مهندسی مجدد فرآیندها و زنجیره تأمین در بخش‌های تولیدی و خدماتی، و ارتقای تاب‌آوری نهادی بر مبنای درس‌های آموخته‌شده از بحران اخیر.

۱. اصلاحات ساختاری: جنگ ۱۲ روزه نشان داد برخی ساختارهای اقتصادی ایران در برابر تکانه‌های شدید، آسیب‌پذیرند و نیاز به بازنگری اساسی دارند. یکی از اولویت‌های مهم، حرکت به سمت «خصوصی‌سازی واقعی و مردم‌محور» است؛ وزیر اقتصاد نیز تاکید کرده که مهم‌ترین برنامه‌اش در دوره جدید پیگیری خصوصی‌سازی حقیقی و اقتصاد مردم‌پایه است. این به معنای کاهش تصدی‌گری دولت در صنایع بزرگ (مانند خودروسازی، پتروشیمی، بانکداری) و سپردن اداره آنها به بخش خصوصی توانمند و پاسخ‌گوست. تجربه جنگ نشان داد بنگاه‌های چابک‌تر و انعطاف‌پذیرتر (مثلاً استارت‌آپ‌های فناوری) توانستند سریع‌تر خود را وفق دهند، در حالی که شرکت‌های بزرگ دولتی کندتر واکنش نشان دادند. از این رو، اصلاح ساختاری با هدف کاهش بوروکراسی و افزایش چالاکی بنگاه‌ها ضروری است. محور ساختاری دیگر، تنوع‌بخشی اقتصاد است؛ اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی و چند صنعت محدود، ریسک‌زا است. باید سرمایه‌گذاری بر بخش‌های جایگزین (مانند اقتصاد دیجیتال، گردشگری ایمن، صنایع خلاق و دانش‌بنیان) تقویت شود تا در صورت رخداد بحران‌های ژئوپلیتیک، تمامی اقتصاد تحت تاثیر منفی قرار نگیرد. از منظر مالی نیز لازم است اصلاح ساختار بودجه و کاهش کسری بودجه مزمن در دستور کار باشد، چرا که در شرایط جنگ دولت مجبور به هزینه‌های فوق‌العاده شد و اگر منابع پایدار تامین مالی وجود نداشته باشد، ثبات اقتصاد کلان به خطر می‌افتد. بسته‌های حمایتی پساجنگ باید هوشمندانه طراحی شوند تا به افزایش پایه پولی و تورم افسارگسیخته منجر نشوند. شفافیت مالی و اولویت‌بندی مخارج (با تاکید بر بازسازی زیرساخت‌ها و کمک به کسب‌وکارهای کوچک) باید جزو اصول کلیدی باشد.

 

. مهندسی مجدد فرآیندها و بازنگری در زنجیره تأمین: بحران اخیر ضعف‌ها و گلوگاه‌های بسیاری را در فرآیندهای عملیاتی کسب‌وکارهای ایرانی آشکار کرد. رویکرد مشاوره‌ای ایجاب می‌کند این فرآیندها را بازمهندسی کنیم تا در آینده تاب‌آورتر شوند. برای نمونه، در صنعت خودروسازی مشخص شد که وابستگی زیاد به واردات قطعات کلیدی و عدم وجود موجودی احتیاطی، باعث توقف خط تولید حتی در یک جنگ کوتاه شد. پیشنهاد می‌شود شرکت‌ها یک بار دیگر نقشه زنجیره تأمین خود را مرور کرده و برای هر قطعه یا ماده اولیه استراتژیک، تأمین‌کنندگان جایگزین یا ذخیره احتیاطی (Safety Stock) در نظر بگیرند. این ممکن است هزینه انبارداری را اندکی بالا ببرد، اما در بزنگاه بحران از توقف کامل تولید جلوگیری می‌کند. همچنین توصیه می‌شود دولت با همکاری بخش خصوصی، پلتفرم‌هایی برای اشتراک‌گذاری ظرفیت‌های مازاد ایجاد کند؛ به عنوان مثال اگر در بحران حمل‌ونقل جاده‌ای دچار مشکل شد، شبکه ریلی و دریایی وارد عمل شود و یا بالعکس. تنوع‌بخشی مسیرهای لجستیکی هم یک اولویت است؛ همان‌طور که تجارت با روسیه از مسیرهای شمالی در زمان جنگ بدون اختلال ادامه یافت، باید برای سایر شرکای تجاری نیز مسیرهای جایگزین تعریف کنیم تا وابستگی صرف به یک مسیر (مثلاً تنگه هرمز یا مرز ترکیه) کاهش یابد. در حوزه فناوری و ارتباطات، پشتیبان‌گیری از سامانه‌های حیاتی ضروری است. اختلال GPS در جنگ اخیر به سرویس‌های حمل‌ونقل آنلاین ضربه زد؛ راهکار می‌تواند سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های ملی جایگزین GPS (مثلاً استفاده از سیستم GLONASS روسیه در کنار GPS، یا توسعه سرویس موقعیت‌یابی بومی) باشد تا کسب‌وکارها به طور کامل متکی به یک فناوری خارجی نباشند. همچنین باید پلان‌های تداوم کسب‌وکار (BCP) برای سناریوهای بحران به‌روز شوند. کمتر شرکتی در ایران پیش از این جنگ، برنامه مشخصی برای ادامه فعالیت در شرایط جنگی داشت، اما اکنون ضرورت این امر روشن شده است. مشاوران پیشنهاد می‌کنند هر سازمان حداقل سالی یک بار مانور اضطراری برگزار کند – مثلاً قطع سراسری اینترنت، یا تعطیلی یک هفته‌ای دفاتر – تا آمادگی کارمندان و سیستم‌ها سنجیده شود. این تمرین‌ها به شناسایی و رفع نقاط ضعف فرآیندی کمک می‌کند. به گفته نائب‌رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران، یکی از درس‌های مهم جنگ این بود که بسیاری از واحدهای تولیدی حتی در سخت‌ترین شرایط چراغ تولید را خاموش نکردند و صرفاً با تکیه بر حس مسئولیت اجتماعی و تعهد به کارکنان به کار ادامه دادند. اما اتکا به فداکاری فردی کافی نیست؛ باید سازوکارهای تشویقی و قانونی تعریف شود که تولیدکنندگان در بحران پاداش بگیرند نه جریمه. برای مثال در روزهای پایانی خرداد ۱۴۰۴ سازمان‌های مالیاتی و بیمه هیچ‌گونه بخششی برای صنایع درگیر جنگ قائل نشدند و مطالبه معمول خود را داشتند که موجب فشار مضاعف شد. این رویه باید اصلاح شود تا در مواقع بحران، انعطاف‌پذیری اداری وجود داشته باشد و چرخ تولید بدون بار اضافه بچرخد.

۳. ارتقای ظرفیت تاب‌آوری و حاکمیت:‌ بحران اخیر یک آزمون فشار برای نهادهای حکمرانی اقتصادی بود. درس‌هایی که از این تجربه گرفته می‌شود باید به سیاست‌های بهبود تاب‌آوری در آینده تبدیل گردد. یکی از اقدامات مثبت پساجنگ، تشکیل اتاق‌های فکر تخصصی توسط اتاق بازرگانی تهران با حضور اقتصاددانان، فعالان بخش خصوصی و جامعه‌شناسان بود که پیامدهای جنگ و راهکارهای بهبود را بررسی کردند. گزارش این اتاق‌های فکر حاوی ۲۴ اقدام سیاستی در ۵ محور – شامل حمایت از زنجیره تأمین و تولید، سیاست‌های پولی و ارزی، تنظیم‌گری بازار، سیاست‌های اجتماعی نیروی کار، و بهبود حکمرانی اقتصادی – تدوین و به دولت ارائه شده است. به طور مشخص، توصیه شده که در صورت تکرار شرایط جنگی، ستاد ویژه بحران اقتصادی با مشارکت فعال بخش خصوصی تشکیل شود تا تصمیمات به موقع و مؤثر اتخاذ گردد. همچنین پیشنهاد شده اتاق بازرگانی نقش بازوی واسط دولت و بخش خصوصی را پررنگ‌تر ایفا کند و در مدیریت بحران‌های چندبعدی، شریک راهبردی دولت باشد. این قبیل مشارکت‌ها می‌تواند اعتماد عمومی را نیز بازسازی کند. حوزه حکمرانی اجتماعی نیز نیازمند تقویت است؛ جنگ نشان داد که چنانچه به ابعاد اجتماعی و روانی مردم توجه کافی نشود، انسجام ملی آسیب می‌بیند. پیشنهاد مشخص این است که دولت با همکاری نهادهای مدنی، یک نقشه راه مدیریت پیامدهای اجتماعی بحران تدوین کند که طی آن حمایت از آسیب‌دیدگان، ارتقای امنیت روانی جامعه و اطلاع‌رسانی شفاف در اولویت قرار گیرد. چنین نقشه راهی باید دارای فاز واکنش فوری (برای رفع نیازهای آنی) و فاز میان‌مدت (برای بازسازی اعتماد عمومی و همبستگی ملی) باشد. در سطح بنگاه‌ها نیز حکمرانی ریسک باید جدی‌تر گرفته شود؛ لازم است کمیته‌های مدیریت بحران در شرکت‌ها از قبل تعریف شوند، مسئولیت‌ها مشخص باشد و منابع مالی احتیاطی (buffer) کنار گذاشته شود.

علاوه بر این محورها، باید بر KPIهای (شاخص‌های کلیدی عملکرد) مشخصی برای سنجش سرعت احیا و بازگشت به مسیر رشد تأکید کرد تا پیشرفت اقدامات پساجنگ به‌دقت پایش شود. برخی KPIهای پیشنهادی عبارتند از:

  • زمان بازیابی عملیات کلیدی: مثلا تعداد روز تا بازگشایی کامل همه فرودگاه‌ها و رسیدن حجم پروازها به سطح قبل از جنگ. (طبق گزارش‌ها، تقریباً ۱۰ روز طول کشید تا فرودگاه‌های آسیب‌دیده عملیاتی شوند و هنوز هم حجم پروازها کاملاً عادی نشده است.)
  • نسبت تولید یا فروش به سطح قبل از بحران: این شاخص برای صنایع مختلف تعریف می‌شود (خودروسازی، فولاد، پتروشیمی، خرده‌فروشی و …). هدف‌گذاری می‌تواند این باشد که مثلاً ظرف ۳ ماه، تولید هر صنعت به حداقل ۹۰٪ میانگین قبل از جنگ برسد. اگر پایین‌تر از این بود، نشان‌دهنده تنگناهایی است که باید رفع شود.
  • بازیابی اشتغال: درصد بازگشت کارکنان به کار یا استخدام مجدد نیروهای تعدیل‌شده. به عنوان نمونه، در خدمات فرودگاهی ۲۰–۳۰٪ نیروها تعدیل شدند؛ KPI می‌تواند طی شش ماه چه میزان از این نیروها (یا نیروهای تازه) مجدداً جذب شده‌اند.
  • مهلت تکمیل بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده: مثلا چند درصد از آن ۲۱۹۱ واحد تخریب‌شده تا موعد معین (مثلاً پایان سال) بازسازی یا نوسازی شده‌اند. این شاخص اثربخشی تلاش‌های بازسازی را می‌سنجد.
  • ثبات بازار ارز و تورم پساجنگ: نرخ ارز و تورم دو نماگر حساسند. باید رصد شود که پس از جنگ آیا این شاخص‌ها به روند باثبات قبلی برمی‌گردند یا نه. مثلاً حفظ نوسان دلار در بازه ۵٪± نسبت به قبل از جنگ طی شش ماه، یک KPI کلان است که نشان می‌دهد سیاست‌های اقتصادی پساجنگ موفق بوده یا خیر.
  • سطح موجودی یا ذخایر راهبردی: درصد پر بودن انبارهای کالاهای اساسی نسبت به قبل از جنگ. این شاخص تضمین می‌کند که اگر شوک دیگری رخ دهد، کشور آمادگی مشابه را دارد. در زمان جنگ ذخایر ۱۰۰٪ تکافوی نیاز را داشت؛ در پساجنگ نباید اجازه داد این ذخایر کاهش جدی یابد.
  • رضایت مشتریان و شهروندان: می‌توان از طریق نظرسنجی‌ها NPS (شاخص ترویج‌کنندگان خالص) یا میزان شکایات ثبت‌شده را اندازه گرفت. مثلا کاهش تدریجی شکایات از پلتفرم‌هایی مثل دیجی‌کالا که طی بحران افزایش یافته بود نشان می‌دهد اقدامات جبرانی در حال جواب دادن است. یا نظرسنجی اتاق بازرگانی از اعضا درباره کیفیت حمایت‌های دولت می‌تواند دمای رضایت بخش خصوصی را منعکس کند.
  • سرعت واکنش به بحران‌های احتمالی آتی: این یک KPI نیمه‌کیفی است که می‌تواند به‌صورت زمان پاسخگویی اندازه‌گیری شود (مثلاً مدت زمان اطلاع‌رسانی رسمی دولت به مردم در صورت وقوع مجدد حمله). هرچه این زمان کوتاه‌تر شود نشان از پیشرفت دارد.

رضوان ملکی - موسس و راهبر گروه ملکا

رضوان ملکی می گوید:

توصیه می‌شود یک ستاد فرماندهی اقتصاد پساجنگ به ریاست مقام ارشد اقتصادی دولت تشکیل شود که وظیفه آن پیگیری اجرای اصلاحات فوق و پایش مستمر KPIهای ذکرشده باشد. خوشبختانه طبق اخبار، برنامه جامعی برای اداره اقتصاد کشور در شرایط پساجنگ در حال تدوین است که می‌تواند نقشه راه این اقدامات باشد. این ستاد باید گزارش‌های دوره‌ای شفاف از پیشرفت بازسازی و احیای اقتصادی منتشر کند تا اعتماد مردم و سرمایه‌گذاران جلب شود و اینکه ، نگاه استراتژیک پساجنگ بر مستحکم‌سازی بنیان‌های اقتصاد، ایجاد چابکی و انعطاف در کسب‌وکارها و ارتقای تاب‌آوری جامعه و حکومت تأکید دارد. جنگ ۱۲ روزه اگرچه خساراتی بر جای گذاشت، اما در عین حال همچون آینه‌ای نقاط ضعف و قوت ما را نشان داد. اکنون وظیفه داریم با اصلاحات هوشمندانه و اقدامات قاطع، نقاط ضعف را برطرف کنیم و بر نقاط قوت بنا بگذاریم تا در آینده هیچ تهدیدی نتواند مسیر رشد و پیشرفت ایران را منحرف سازد.

رضوان ملکی – موسس و راهبر گروه ملکا

اگر می خواهید بدانید کسب و کار شما آماده  رویارویی با بحران و مدیریت در شرایط پسا بحران با کمترین آسیب و برگشت  به شرایط عادی را دارد جهت تکمیل چک لیست پسا بحران  وارد لینک شوید. یا فرم ملکا را جهت ارسال چک لیست تکمیل کنید.

 

منابع داخلی استفاده شده در این مقاله :

  • گزارش اینفوگرافیک «در ۱۲ روز جنگ بر اقتصاد ایران چه گذشت؟» – اقتصادآنلاین
  • خبر «آخرین وضعیت فعالیت فرودگاه‌های کشور پس از جنگ ۱۲ روزه» – خبرگزاری موج
  • گزارش روزنو: «بعد از جنگ ۱۲ روزه حال صنعت پروازی کشور چطور است؟»
  • خبر ایندیپندنت فارسی: «پس‌لرزه‌های جنگ ۱۲ روزه؛ صنعت هوایی همچنان در وضعیت قرمز»
  • گفت‌وگوی روزنامه شرق/روزنو با کارشناسان هوایی
  • گزارش دنیای اقتصاد: «سایه بلند جنگ ۱۲ روزه بر تولید خودرو»
  • خبر اقتصاد نیوز/اکو ایران: «جنگ 12 روزه با خودروسازی چه کرد؟»
  • گزارش اقتصاد آنلاین: «ردپای بازگشت به زندگی در داده‌های پساجنگ» (داده‌های پلتفرم آچاره)
  • گزارش همشهری آنلاین: «عملکرد گروه اسنپ در جنگ ۱۲ روزه»
  • خبر فوری: «سوءاستفاده دیجی‌کالا از شرایط جنگی…» (گلایه مشتریان از تأخیر سفارش‌ها)
  • خبرگزاری مهر: «چالش‌ها و آسیب‌های کسب‌وکارهای آنلاین پس از جنگ ۱۲ روزه»
  • تجارت‌نیوز: «اختلالی در تجارت ایران و روسیه در جنگ نداشتیم»
  • خبرگزاری آنا: «راز روشن ماندن چراغ تولید در سخت‌ترین شرایط جنگ ۱۲ روزه»
  • پایگاه ساعت ۲۴: «گزارش اتاق فکر اتاق بازرگانی تهران درباره پیامدهای جنگ ۱۲ روزه»
  • اظهارات وزیر امور اقتصادی و دارایی – دنیای اقتصاد.
اشتراک گذاری