تأثیر جنگ ۱۲ روزه بر کسب‌وکارهای ایران: داده‌ها و تحلیل‌ها

داده‌های اقتصادی و کسب‌وکار از ۲۰ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ (دوره جنگ)

جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل ضربه بزرگی به صنعت حمل‌ونقل وارد کرد. از همان روز آغاز درگیری (۲۳ خرداد ۱۴۰۴)، تمام پروازهای داخلی و خارجی ایران لغو شد و فرودگاه‌ها عملاً تعطیل گشتند. در مجموع حدود ۱۲٬۰۲۹ پرواز در طول جنگ و آتش‌بس لغو گردید که از این میان بیش از ۳٬۳۷۶ پرواز بین‌المللی بودند. توقف کامل پروازها زیانی نزدیک به ۱۲۰ میلیون دلار به صنعت هوانوردی کشور تحمیل کرد و صدور نزدیک به ۴۰۰ هزار بلیت سفر را باطل نمود (تنها حدود ۸۰٪ مبلغ به مسافران بازگردانده شد). این تعطیلی مطلق حمل‌ونقل هوایی، علاوه بر ایرلاین‌ها، گردشگری و سفرهای تجاری را نیز به‌شدت زمین‌گیر ساخت.

اقتصاد ایران در این بازه دچار نوسانات شدیدی شد. در روزهای منتهی به جنگ، بازار ارز روندی نسبتاً کاهشی داشت و حتی پنج روز پیش از حمله (۲۰ خرداد) نرخ دلار آزاد به حدود ۸۱٬۹۱۰ تومان افت کرد که بازتاب‌دهنده امیدواری نسبت به دیپلماسی بود. اما صبح ۲۳ خرداد با انتشار خبر حملات، هجوم به دارایی‌های امن آغاز گردید؛ گزارش‌ها از جهش نرخ دلار آزاد تا حدود ۹۴٬۰۰۰ تومان حکایت داشت که به معنی سقوط حدود ۱۵٪ دیگر ارزش ریال در بازار غیررسمی است. در همین حال قیمت طلا نیز افزایش یافت و هر گرم طلای ۱۸عیار تا لحظه‌ای به حدود ۷٬۴۶۰٬۰۰۰ تومان رسید که بیش از ۸۲۰ هزار تومان بالاتر از نرخ روز قبل بود. به این ترتیب، موج تقاضای دارایی‌های امن در بحبوحه جنگ، به جهش کم‌سابقه قیمت ارز و طلا در داخل منجر شد.

بازارهای جهانی نیز واکنش نشان دادند. نگرانی از اختلال در عرضه نفت باعث شد بهای نفت خام به‌طور ناگهانی حدود ۸ تا ۱۱٪ اوج بگیرد. نفت وست‌تگزاس اینترمدیت حدود ۸٫۸٪ رشد کرد و به نزدیک ۷۴ دلار در هر بشکه رسید و نفت برنت نیز با رشد ۸٫۳٪ به حدود ۷۵٫۱ دلار رسید. از سوی دیگر بازارهای سهام دنیا افت کردند؛ در ساعات اولیه پس از حمله، شاخص‌های آتی S&P500 و نزدک حدود ۱٫۵٪ تا ۱٫۷٪ نزول کردند و نیکی ۲۲۵ توکیو نیز ۱٫۲٪ افت را ثبت کرد. این تغییرات نشان می‌دهد شوک جنگ ایران و اسرائیل به سرعت در قیمت‌های جهانی انرژی و سهام منعکس شد و بی‌ثباتی روانی را به بازارهای بین‌المللی نیز سرایت داد.

در داخل، بازار سرمایه ایران با وقفه و تعطیلی کم‌سابقه مواجه شد. برای جلوگیری از هیجان و ریزش شدید، جلسات معاملاتی بورس تهران در چند نوبت تعلیق گردید. بنا بر مصوبه شورای عالی بورس، معاملات بازار سهام تهران و همچنین بورس کالا و انرژی در روزهای ۲۸ خرداد، ۳۱ خرداد و ۱ تیر ۱۴۰۴ به طور کامل متوقف شد. این تعطیلی‌های اضطراری، سرمایه‌گذاران را در بلاتکلیفی قرار داد و نقدشوندگی بازار را تقریباً به صفر رساند. علاوه بر این، اختلال در سیستم بانکی نیز بر فعالیت کسب‌وکارها اثر گذاشت؛ گزارش‌ها حاکی است که شبکه پرداخت و بانکداری الکترونیکی با مشکل مواجه شد که در کنار تعطیلی بورس، مبادلات مالی کسب‌وکارها را مختل کرد.

حملات نظامی همچنین به زیرساخت‌های فیزیکی و انرژی لطمه زد. هدف قرار گرفتن تاسیسات نفت و نیرو توسط اسرائیل موجب آسیب به شبکه برق و سوخت‌رسانی و بروز خاموشی‌هایی در برخی مناطق شد. هرچند تلاش شد برق مناطق حیاتی از طریق مدیریت مصرف تأمین شود، اما گزارش شده در برخی نقاط پایداری برق با مشکل مواجه گردید و بخشی از واحدهای تولیدی و خدماتی به دلیل قطع انرژی موقتاً تعطیل شدند. اختلالات گسترده در شبکه اینترنت نیز از روزهای آغازین جنگ رخ داد؛ برای مسائل امنیتی، دسترسی اینترنت بین‌الملل به‌شدت محدود شد که این هزاران کسب‌وکار آنلاین و میلیون‌ها کاربر را عملاً فلج کرد. قطع اینترنت در کنار حملات سایبری موجب کاهش چشمگیر ترافیک داده و از کار افتادن بسیاری از خدمات دیجیتال در طی جنگ گردید.

با این حال، علی‌رغم تمامی آشفتگی‌ها، کمبود کالاهای اساسی در کشور رخ نداد. اقتصاد ایران با تکیه بر ذخایر استراتژیک کافی و شبکه توزیع فعال، از بحران احتمالی در تامین مایحتاج عمومی عبور کرد. دولت و بخش خصوصی با همکاری یکدیگر توزیع مناسب اقلام ضروری را بدون احتکار ادامه دادند و گزارش شده که در هیچ نقطه‌ای از کشور کمبود جدی مواد غذایی، نان، سوخت و دارو پیش نیامد. حتی وزیر راه تأیید کرد که با غیرت و تلاش رانندگان کامیون در دل خطر، عرضه کالاهای اساسی به مردم مختل نشد و مردم در طول این جنگ کوتاه با کمبود مواجه نشدند. این آمادگی لجستیکی و ذخایر کافی موجب شد وحشت عمومی و هجوم برای خرید مایحتاج تا حد زیادی کنترل شود و بازار کالاهای اساسی آرام باقی بماند.

 

دسته‌بندی کسب‌وکارها: آسیب‌دیده‌ترین‌ها در مقابل کسب‌وکارهای مقاوم

در نقش یک مشاور مدیریت ، می‌توان کسب‌وکارهای ایران را طی جنگ ۱۲ روزه به دو دسته کلی تقسیم کرد: آن‌هایی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و دچار تعطیلی یا تعدیل نیرو شدند، و آن‌هایی که نسبتاً مصون ماندند و بدون تعطیلی یا تعدیل به فعالیت ادامه دادند. دلایل تفاوت سرنوشت این دو گروه نیز قابل تحلیل است:

  • صنایع شدیداً آسیب‌دیده (تعطیل یا تعدیل‌شده):
    • حمل‌ونقل هوایی و گردشگری: این بخش اولین و شدیدترین ضربه را متحمل شد. با آغاز جنگ تمام پروازهای مسافری لغو گردید و فرودگاه‌ها تعطیل شدند. ایرلاین‌های داخلی مانند ایران‌ایر و ماهان عملاً زمین‌گیر شدند و ورودی گردشگران خارجی صفر شد. هتل‌ها و شرکت‌های گردشگری نیز بدون مسافر ماندند. در نبود پرواز و گردشگر، این کسب‌وکارها درآمدی نداشتند و ناچار به کاهش هزینه‌ها و نیروها برای بقا شدند.
    • تولیدکنندگان وابسته به واردات (مثل خودروسازی): صنایعی که برای تأمین مواد اولیه و قطعات به واردات متکی بودند با اختلال فوری در زنجیره تامین روبرو شدند. به عنوان نمونه، صنعت خودروی ایران در خرداد ۱۴۰۴ با افت ۴۱٪ در تولید نسبت به سال قبل مواجه شد. حملات و ناامنی، هزینه بیمه و حمل‌ونقل بین‌المللی را بالا برد و ورود قطعات منفصله (CKD) را تقریباً متوقف کرد. کارخانه‌های بزرگی چون ایران‌خودرو و سایپا ناچار خطوط مونتاژ را به حالت نیمه‌تعطیل درآوردند و بسیاری از کارگران موقت را به مرخصی فرستادند. این صنایع برای جلوگیری از زیان بیشتر دست به تعدیل شیفت‌های کاری و کاهش تولید زدند.

 

  • خرده‌فروشی و خدمات شهری غیرضروری: کسب‌وکارهای کوچک و اصناف در شهرهای بزرگ تحت تاثیر فضای جنگ و ناامنی تقریباً تعطیل شدند. با افزایش نگرانی مردم و خروج بسیاری از خانواده‌ها از تهران در روزهای حملات، مغازه‌ها، مراکز خرید، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای خدماتی یا کاملاً بسته بودند یا با حداقل ظرفیت کار می‌کردند. به گزارش رئیس سازمان کارآفرینی، در هفته اول جنگ بسیاری از بنگاه‌ها به‌دلیل نگرانی عمومی و ترک شهر عملاً تعطیل یا نیمه‌تعطیل بودند. این رکود اجباری، اصناف را دچار زیان سنگین کرد و بعضی کسب‌وکارهای خرد را تا مرز ورشکستگی پیش برد.
  • کسب‌وکارهای آنلاین و فناوری: شرکت‌های فعال در تجارت الکترونیک، استارت‌آپ‌های اینترنتی و ارائه‌دهندگان خدمات آنلاین به شدت از قطع و اختلال اینترنت آسیب دیدند. بنا به گزارش وزارت ارتباطات، در پی محدودیت‌های اینترنت در ابتدای جنگ، هزاران کسب‌وکار دیجیتال و میلیون‌ها کاربر اینترنت قربانی شدند. فروشگاه‌های آنلاین بزرگی مثل دیجی‌کالا، پلتفرم‌های سفارش غذا و تاکسی‌های اینترنتی (اسنپ‌فود، اسنپ و غیره) عملاً با افت شدید تراکنش مواجه شدند زیرا دسترسی کاربران مختل بود. این اختلالات طولانی‌مدت اینترنتی کسب‌وکارهای آنلاین را ناچار به تعطیلی موقت و تعدیل نیرو برای کاهش هزینه‌ها کرد.
  • نفت، پتروشیمی و انرژی: تأسیسات نفتی و پالایشگاهی از اهداف اصلی حملات بودند. هرچند تولید نفت برای تأمین سوخت جنگ تا حدی ادامه یافت، ولی آسیب دیدن زیرساخت‌های نفت و گاز و ریسک حمل‌ونقل باعث کاهش صادرات و اختلال در پالایش شد. برخی پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها به حالت تعطیل درآمدند یا تولیدشان محدود شد تا ایمنی کارکنان تأمین گردد. همچنین شبکه توزیع سوخت شهری تحت تدابیر امنیتی فعالیت می‌کرد. در مجموع، صنایع انرژی هرچند به‌عنوان بخش حیاتی تعطیل کامل نشدند، اما تولید و نیروی انسانی خود را به‌شدت کاهش دادند و تنها با حداقل نیرو و ظرفیت، آن‌هم برای رفع نیازهای ضروری، به کار ادامه دادند.

 

 

  • کسب‌وکارهای مقاوم و کم‌تأثیر (بدون تعطیلی یا تعدیل):
    • توزیع و فروش کالاهای اساسی: بخش تامین مایحتاج مردم از جمله نانوایی‌ها، فروشگاه‌های مواد غذایی، سوپرمارکت‌ها، داروخانه‌ها و پمپ‌بنزین‌ها در تمام مدت جنگ فعال ماندند. این کسب‌وکارهای ضروری نه‌تنها تعطیل نشدند، بلکه با پشتیبانی دولت به فعالیت شبانه‌روزی ادامه دادند. به گفته مقامات، به لطف ذخایر کافی و عرضه مناسب، هیچ کمبود محسوسی در کالاهای اساسی به وجود نیامد. شبکه‌های پخش مواد غذایی و اتحادیه‌های اصناف با عدم احتکار و عرضه مستمر، اجازه ندادند مردم دچار قحطی شوند. بنابراین فروشندگان اقلام ضروری نه نیرویی تعدیل کردند و نه مغازه‌هایشان تعطیل شد (بلکه در برهه‌هایی با تقاضای بیشتر مواجه بودند).
    • بخش بهداشت و درمان: بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و داروسازی‌ها حتی بیش از معمول فعال بودند. سیستم درمانی با حالتی آماده‌باش عمل کرد و پرسنل پزشکی ساعات طولانی‌تری مشغول شدند تا مجروحان احتمالی حملات را پوشش دهند. این حوزه جزو اولویت‌های امنیتی بود و هیچ گزارش رسمی از تعطیلی مراکز درمانی یا بیکاری کادر درمان در خلال جنگ وجود ندارد. در واقع، نیاز جنگی باعث افزایش کار کادر درمان شد و این بخش کاملاً مصون از تعدیل بود.
    • خدمات عمومی و شهری ضروری: بسیاری از خدمات عمومی مانند تامین آب، برق (با وجود برخی خاموشی‌ها)، حمل‌ونقل شهری محدود (مترو، اتوبوس برای جابجایی‌های ضروری) و نهادهای دولتی حیاتی (شهرداری، انتظامی، آتش‌نشانی) تعطیل نشدند. کارکنان این بخش‌ها به عنوان نیروهای ضروری به کار ادامه دادند تا حداقل خدمات برای زندگی روزمره فراهم باشد. هرچند ساعات کاری برخی ادارات تقلیل یافت، اما هیچ‌یک از این نهادها دست به تعدیل نیرو نزدند و حتی در شرایط بحرانی بر تداوم خدمت‌رسانی تاکید داشتند.
  • پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وساز: بر خلاف انتظار، فعالیت بسیاری از پروژه‌های عمرانی متوقف نشد. قرارگاه‌های سازندگی و پیمانکاران بزرگ حتی یک روز هم کار را تعطیل نکردند و به کار در کارگاه‌ها ادامه دادند. طبق اظهارات مقامات، پروژه‌های زیرساختی مهم با تامین امنیت ویژه و شیفت‌بندی مناسب پیش رفتند و نیروی انسانی آن‌ها پای کار ماند. این انعطاف نشان داد بخش‌هایی از اقتصاد که مستقیماً زیر نظر نهادهای حاکمیتی بودند، در برابر شوک جنگی مقاوم‌تر عمل کردند. هیچ گزارش معناداری از تعدیل نیرو یا توقف در پروژه‌های بزرگ دولتی طی آن ۱۲ روز منتشر نشد و حتی بعدها مسئولان به تداوم ساخت‌وساز در بحبوحه جنگ افتخار کردند.
  • تولیدات راهبردی و نظامی: صنایع دفاعی و تولید تجهیزات نظامی نه تنها دچار وقفه نشد، بلکه بعضاً فعالیتشان تشدید هم شد (برای پشتیبانی جبهه). کارخانه‌های مهمات‌سازی، مونتاژ پهپاد و صنایع الکترونیک نظامی تحت حفاظت شدید به کار ادامه دادند. نیروی انسانی این بخش‌ها کاملاً حفظ شد و اضافه‌کاری کردند. هرچند اطلاعات دقیقی در دسترس عموم نیست، اما می‌توان گفت این بخش‌ها به‌عنوان اولویت ملی اصلاً تعدیل نیرو نداشتند و حتی خروجی‌شان طی جنگ افزایش یافت.

نمونه برندهایی که دچار تعدیل یا تعطیلی شدند

در پاسخ به بخش قبل، می‌توان چند برند و شرکت شاخص را که برای بقا مجبور به کوچک‌سازی سازمان یا توقف فعالیت در زمان جنگ شدند نام برد:

  • ایران‌ایر و ماهان (شرکت‌های هواپیمایی): هواپیمایی ملی ایران (هما) و بزرگ‌ترین ایرلاین خصوصی کشور (ماهان) از ابتدای جنگ تمام پرواز هایشان را لغو کردند. ناوگان این شرکت‌ها زمین‌گیر شد و درآمدشان به صفر رسید. در نتیجه برای بقا، ایران‌ایر و ماهان به تعدیل هزینه‌ها دست زدند: پروازهای برنامه‌ای ماه‌ها تعلیق شد، قراردادهای موقت خلبانان و خدمه تمدید نگردید و بخشی از کارکنان به مرخصی اجباری بدون حقوق فرستاده شدند. این برندهای هوانوردی تنها با کمک‌های اضطراری دولتی توانستند از ورشکستگی فوری جلوگیری کنند. به طور خلاصه، ایرلاین‌های ایرانی نماد کسب‌وکارهایی بودند که جنگ آن‌ها را تا آستانه فروپاشی برد.
  • ایران‌خودرو و سایپا (خودروسازان بزرگ): دو غول خودروسازی کشور به‌شدت تحت تاثیر اختلالات جنگی قرار گرفتند. تولید خودرو در خرداد ۱۴۰۴ نزدیک ۴۱٪ افت کرد و از ۱۲۴٬۸۷۸ دستگاه در سال قبل به ۷۳٬۲۱۶ دستگاه سقوط نمود. ایران‌خودرو و سایپا ناچار شدند بسیاری از خطوط تولید را موقتاً تعطیل و شیفت‌های کاری را کم کنند. هزاران کارگر قراردادی در این ماه بیکار شدند یا به مرخصی فرستاده شدند. این شرکت‌ها برای حفظ بقا، سازمان خود را کوچک کردند: برنامه‌های توسعه محصول جدید تعلیق شد، هزینه‌های بازاریابی به صفر رسید و تنها بخش کوچکی از ظرفیت تولید (آن هم برای خودروهای پراستفاده‌تر) فعال ماند. برندهای خودروسازی کشور در عمل برای عبور از بحران مجبور شدند مقیاس عملیات خود را تا حدود نصف کاهش دهند.
  • استارت‌آپ‌های آنلاین (مثال: دیجی‌کالا، اسنپ‌فود): بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین کشور (دیجی‌کالا) و پلتفرم سفارش آنلاین غذا (اسنپ‌فود) نمونه‌هایی از کسب‌وکارهای دیجیتال هستند که جنگ آن‌ها را فلج کرد. به دلیل قطع گسترده اینترنت، این شرکت‌ها عملاً قادر به ارائه خدمت نبودند و سفارشاتشان به نزدیک صفر رسید. دیجی‌کالا مجبور شد پروژه‌های توسعه را متوقف و همکاری با تعداد زیادی از فروشندگان مارکت‌پلیس را تعلیق کند. اسنپ‌فود و شرکت‌های مشابه بسیاری از پیک‌های خود را تعدیل یا موقتاً مرخص کردند چون سفارشی برای تحویل وجود نداشت. این برندهای آنلاین طی آن ۱۲ روز با سقوط شدید درآمد روبه‌رو شدند و برای بقا ناچار به کاهش نیرو، تعویق پرداخت‌ها و حتی انتقال برخی سرورها به شبکه داخلی (اینترانت) شدند تا وابستگی به اینترنت جهانی را کم کنند.

 

  • فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک شهری: بسیاری از برندهای خرده‌فروشی و کسب‌وکارهای محلی نیز تاب آوری مالی چندانی نداشتند و تعطیلی دوهفته‌ای جنگ آن‌ها را از پا انداخت. برای مثال، بازار بزرگ تهران و اکثر مال‌های تجاری طی روزهای جنگ بسته بودند. فروشگاه‌های زنجیره‌ای پوشاک، کافه‌ها و رستوران‌های مشهور همگی بدون مشتری ماندند و برخی ترجیح دادند کرکره را تا پایان بحران پایین نگه دارند. این وضعیت باعث شد کسب‌وکارهای کوچکتر دچار کمبود نقدینگی شدید شوند. گزارش‌های میدانی حاکی است بعضی از این کسب‌وکارها پس از جنگ هم نتوانستند دوباره باز شوند؛ برندهای محلی که پیش‌تر هم زیر فشار تورم و رکود بودند، شوک جنگی را تاب نیاوردند و برای همیشه تعطیل شدند. به طور نمونه، چند رستوران و کافه معروف در مرکز تهران اعلام کردند برای کاهش هزینه‌ها تعداد کارکنان خود را کم کرده یا تا اطلاع ثانوی واحدهای خود را می‌بندند. این‌ها برندهایی هستند که جنگ آن‌ها را وادار به کوچک‌سازی تشکیلات یا خروج کامل از بازار کرد.

الزامات بررسی برای موارد فوق از دید مشاور مشاوره مدیریت ملکا

به عنوان یک مشاوره خبره و با تجربه لازم است برای هر یک از موارد بحرانی فوق تحلیل عمیق و توصیه‌های راهبردی ارائه داد. در ادامه، مهم‌ترین محورهای پیشنهادی که باید برای هر کسب‌وکار آسیب‌دیده بررسی شود آورده شده است:

  • صنعت هوانوردی (ایران‌ایر، ماهان و دیگر ایرلاین‌ها): ابتدا باید وضعیت مالی و نقدینگی این شرکت‌ها تحت شرایط اضطراری سنجیده شود. مشاور باید میزان زیان انباشته ناشی از ۱۲ روز توقف پروازها و هزاران پرواز لغو شده را ارزیابی کرده و یک برنامه نجات مالی کوتاه‌مدت (شامل وام اضطراری یا کمک دولتی) پیشنهاد دهد. همچنین تحلیل ریسک و سناریو برای تداوم کسب‌وکار ضروری است؛ مثلاً طراحی سناریوهایی که در صورت تکرار بحران، ایرلاین بتواند با کاهش ظرفیت پرواز (پروازهای محدود به مناطق امن) بخشی از درآمد خود را حفظ کند. مشاور باید راهکارهایی برای تنوع‌بخشی به درآمد (مانند تمرکز موقت بر پروازهای باری یا اجاره چارتر به سازمان‌های دولتی) ارائه کند تا وابستگی صرف به مسافر کاهش یابد. در بلندمدت، توصیه مکنزی می‌تواند بازنگری شبکه پروازی (حذف خطوط کم‌بازده و تمرکز بر مقاصد استراتژیک)، مذاکره با بیمه‌گران برای پوشش ریسک جنگی، و تشکیل صندوق ذخیره بحران برای شرکت‌های هواپیمایی باشد.
  • صنایع تولیدی و زنجیره تامین (خودروسازان و صنایع وابسته): مشاور باید به سرعت گلوگاه‌های زنجیره تأمین این شرکت‌ها را شناسایی کند. افت ۴۰٪‌ی تولید خودرو نشان داد وابستگی شدید به قطعات وارداتی پاشنه آشیل صنعت است. راهکار پیشنهادی می‌تواند تنوع‌بخشی به تامین‌کنندگان قطعات باشد؛ به طور مثال، مشاور توصیه خواهد کرد که خودروسازان انبار ایمنی قطعات حیاتی را برای چند هفته نگه دارند و یا تامین برخی اقلام را به تولیدکنندگان داخلی بسپارند. همچنین بازبینی سبد محصولات ضروری است؛ داده‌ها نشان داد که در شرایط جنگی تولید خودروهای سبک بیشترین افت را داشت در حالی که کامیون و کشنده تنها ۵٪ کاهش تولید داشتند (چون برای لجستیک حیاتی بودند). این نشان می‌دهد مشاور باید اولویت‌بندی تولید در بحران را تعریف کند؛ یعنی تمرکز بر محصولات استراتژیک (مانند کامیون‌های نظامی یا تجهیزات ضروری) و تعلیق موقت تولید محصولات غیرضروری. از منظر نیروی انسانی نیز، مشاور مکنزی باید برنامه انعطاف‌پذیری نیروی کار را بررسی کند تا شرکت‌ها بتوانند به جای اخراج، نیروی مازاد را بازآموزی کرده و در بخش‌های دیگر یا شرکت‌های وابسته به کار گیرند. به طور کلی، استراتژی بلندمدت شامل تقویت تاب‌آوری عملیاتی (Operational Resilience) خواهد بود تا تولید حتی در شوک‌های ژئوپلیتیک کاملاً متوقف نشود.
  • کسب‌وکارهای آنلاین و فناوری:‌ برای شرکت‌های دیجیتال که در جنگ اخیر فلج شدند، مشاور باید یک استراتژی تداوم کسب‌وکار (BCP) با تاکید بر زیرساخت فناوری ارائه کند. اولویت نخست، بررسی گزینه‌های پشتیبان اینترنت است؛ مثلاً استفاده از شبکه اینترانت ملی یا ماهواره مستقل برای حفظ حداقلی از خدمات آنلاین در شرایط قطع اینترنت. گزارش شده که اختلالات اینترنت هزاران کسب‌وکار آنلاین را نابود کرد، لذا مشاور پیشنهاد خواهد داد که پلتفرم‌های بزرگ (مانند دیجی‌کالا) سرورهای مهم خود را در داخل کشور و نزدیک به کاربران مستقر کنند تا حتی با قطع خارجی، در شبکه ملی قابل دسترس باشند. همچنین باید تنوع کانال‌های خدمت‌رسانی بررسی شود؛ برای نمونه، یک فروشگاه آنلاین می‌تواند در شرایط بحران با راه‌اندازی مرکز تماس و ثبت تلفنی سفارش فروش خود را جزئی ادامه دهد، یا سرویس تاکسی اینترنتی امکان درخواست آفلاین از طریق پیامک را فراهم کند. مشاور مکنزی همچنین بر مدیریت ارتباط با مشتریان در بحران تاکید می‌کند؛ شرکت‌ها باید از قبل پیام‌های آماده برای اطلاع‌رسانی به کاربران درباره وضعیت خدمات در زمان جنگ داشته باشند تا اعتماد بازار کم‌تر آسیب ببیند. نهایتاً یک توصیه کلان می‌تواند مشارکت شرکت‌های فناوری در گفت‌وگوی سیاست‌گذاری باشد تا دولت در تصمیم به قطع اینترنت، اثرات اقتصادی را در نظر بگیرد – مشاور می‌تواند اسناد و آمار خسارت (مثلاً زیان روزانه هر روز قطع اینترنت) را ارائه کند تا در تصمیم‌سازی‌های امنیتی لحاظ شود.
  • کسب‌وکارهای خرد و اصناف محلی: مشاور باید برنامه‌هایی برای حمایت و احیای کسب‌وکارهای کوچک پس از بحران طراحی کند. بسیاری از این کسب‌وکارها در جنگ ۱۲ روزه تعطیل شدند و بعضی شاید دیگر بازنگشّتند. یک پیشنهاد مکنزی می‌تواند ایجاد صندوق بیمه بلایای کسب‌وکارهای کوچک باشد تا در صورت تعطیلی اجباری، بخشی از درآمد از دست رفته جبران شود. همچنین آموزش اصناف به تدوین برنامه اضطراری مهم است – برای مثال یک رستوران محلی باید بداند چگونه موجودی انبار خود را در دوره تعطیلی مدیریت کند یا با پلتفرم‌های ارسال غذا برای فروش در شرایط خاص همکاری کند. مشاور بر تشکیل تعاونی‌های محلی نیز تاکید خواهد کرد تا کسب‌وکارهای خرد در قالب شبکه با هم متحد شده و قدرت چانه‌زنی برای دریافت حمایت دولتی داشته باشند. پس از جنگ، دولت‌ها معمولاً تسهیلات و وام کم‌بهره احیا ارائه می‌کنند؛ مشاور مکنزی برنامه‌ریزی می‌کند که این کمک‌ها به صورت هدفمند به کسب‌وکارهای واقعاً آسیب‌دیده برسد. بازاریابی پساجنگ هم نکته‌ایست که می‌توان گوشزد کرد – مثلاً مشاور پیشنهاد می‌دهد برندهای محلی با کمپین‌های “دوباره بازگشتیم” مشتریان را از بازگشایی خود مطلع و جذب کنند. مجموع این اقدامات کمک می‌کند اصناف کوچک که ستون اقتصاد شهری هستند، پس از شوک جنگی دوباره سرپا شوند.

 

 

  • تامین کالاهای اساسی و بخش‌های تاب‌آور: هرچند این بخش‌ها در جنگ عملکرد خوبی داشتند، یک مشاور حرفه‌ای فرصت بهبود را حتی در موفق‌ترین حوزه‌ها نیز جستجو می‌کند. توصیه خواهد شد یک آسیب‌شناسی کامل زنجیره تامین کالاهای اساسی صورت گیرد تا مشخص شود دقیقاً کدام اقدامات دولت و بخش خصوصی باعث شد هیچ کمبودی رخ ندهد. مشاور با تحلیل این تجربه موفق (مانند توزیع آرد کاملاً توسط بخش خصوصی)، بهترین رویه‌ها را استخراج کرده و به عنوان الگو برای بحران‌های آتی مدون می‌کند. مثلاً اگر نگهداری فلان میزان موجودی استراتژیک در انبارها توانست شوک ۲ هفته‌ای را پوشش دهد، مشاور پیشنهاد می‌دهد این میزان ذخیره به عنوان استاندارد همیشگی حفظ شود. یا اگر مشارکت اصناف و بخش خصوصی در توزیع کالا موثر بود، مشاور تاکید می‌کند این همکاری در زمان صلح نیز تمرین و تقویت گردد. به علاوه، باید بررسی شود آیا نقاط آسیب‌پذیری پنهانی وجود داشت؛ برای مثال وابستگی به مسیر حمل‌ونقل خاص یا کارخانه تولیدی خاص که اگر جنگ طولانی‌تر می‌شد مشکل‌ساز می‌شد. مشاور بر تنوع‌بخشی جغرافیایی منابع تأمین (مثلاً وجود چند استان معین برای تولید آرد و نه فقط یک استان) و ایجاد طرح‌های رزرو (Stand-by Plans) تاکید می‌کند. هدف آن است که تاب‌آوری بالای این بخش حفظ و حتی ارتقا یابد تا در بحران‌های طولانی‌تر نیز مردم کماکان بدون دغدغه تامین مایحتاج زندگی کنند.

 

رضوان ملکی - موسس و راهبر گروه ملکا

رضوان ملکی می گوید:

 هر کسب و کاری نیازمند بررسی دقیق داده‌ها و عملکرد در طول بحران و سپس تدوین استراتژی‌های اصلاحی و تقویتی هستند.یک مشاوره مدیریت .با رویکرد جامع، هم اقدامات اضطراری کوتاه‌مدت (برای جبران خسارت و جلوگیری از فروپاشی کسب‌وکار) و هم اصلاحات ساختاری بلندمدت (برای افزایش تاب‌آوری در برابر شوک‌های آینده) را برای کسب و کارها توصیه می‌کند. خروجی این مشاوره چندلایه می‌تواند نقشه راهی باشد تا اقتصاد و کسب‌وکارهای ایران در صورت بروز بحران‌های مشابه، آسیب کمتری ببینند و سریع‌تر به حالت عادی بازگردند.

رضوان ملکی – موسس و راهبر گروه ملکا

داده ها و تحلیل های مقاله تاثیر جنگ دوازده روزه بر کسب و کارهای ایرانی  با تحقیق و بررسی بازار ایران در چند حوزه ی مشخص توسط تیم ملکا با راهبری رضوان ملکی با دیتاها و امارهای حقیقی تهیه شده است.

 

اگر می خواهید بدانید کسب و کار شما آماده  رویارویی با بحران و مدیریت در شرایط پسا بحران با کمترین آسیب و برگشت  به شرایط عادی را دارد جهت تکمیل چک لیست پسا بحران  روی نوشته آبی رنگ کیلیک کنید، یا فرم ملکا را جهت ارسال چک لیست تکمیل نمایید.

اشتراک گذاری