از شوک تا پایداری: 12 روز بحران در کسب و کارهای ایرانی

از شوک تا پایداری: ۱۲ روز بحران در کسب‌وکارهای ایرانی و اهمیت تدوین BCP حرفه‌ای

مقدمه

در شرایط در هم گره خورده و  متغیر جهانی، هر کسب‌وکاری ممکن است به‌طور ناگهانی با بحران‌هایی جدی و غیرمنتظره مواجه شود. بحران‌هایی نظیر جنگ، تحریم‌های اقتصادی و قطعی زیرساخت‌ها نه‌تنها به شکل آنی بر عملکرد سازمان‌ها تأثیر می‌گذارند، بلکه ممکن است آینده کسب‌وکار را نیز تحت‌الشعاع قرار دهند. دوازده روز بحران اخیر در ایران، نمونه‌ای ملموس و هشداردهنده از چنین شرایطی است.

طی این دوره بحرانی، بسیاری از کسب‌وکارهای داخلی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شدند. در عرض چهار روز ابتدایی بحران، شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه تجارت الکترونیک شاهد کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی فروش خود بودند و بیش از ۷۰ درصد از کمپین‌های تبلیغاتی متوقف شدند. کارخانه‌های تولیدی متعددی به ناچار فعالیت خود را تعطیل کردند و برندهای برجسته‌ای مانند علی بابا، یکتانت و تریبون مجبور به تعدیل گسترده نیروی انسانی شدند. این شرایط به‌وضوح نشان داد که حتی داشتن کمیته‌های مدیریت بحران یا گزارش‌های مدیریت ریسک نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده عملکرد پایدار و موفق در شرایط بحرانی باشد.

با توجه به تحلیل‌های صورت گرفته توسط مؤسسه مک‌کنزی و دانشگاه هاروارد، کلید مقابله مؤثر با بحران‌ها، داشتن برنامه‌های دقیق و تمرین‌شده تداوم کسب‌وکار (BCP) است. طبق تحقیقات اخیر هاروارد، سازمان‌هایی که برنامه‌های تداوم کسب‌وکارشان را به‌طور منظم تمرین و به‌روزرسانی می‌کنند، بیش از ۶۰ درصد سریع‌تر از سایر رقبا می‌توانند عملیات خود را بازیابی کرده و به شرایط عادی بازگردند.

رضوان ملکی - موسس و راهبر گروه ملکا

رضوان ملکی می گوید:

سازمان‌هایی که تنها به طراحی روی کاغذ بسنده می‌کنند، در لحظه بحران هیچ مزیتی نسبت به رقبا نخواهند داشت. آنچه تفاوت می‌سازد، تمرین، اصلاح و جاری‌سازی واقعی برنامه‌ها در دل سیستم است.”

رضوان ملکی – موسس و راهبر گروه ملکا

هدف از این مقاله ارائه تصویری دقیق و مبتنی بر داده‌ها از بحران اخیر ایران، تبیین اهمیت حیاتی تدوین و اجرای حرفه‌ای برنامه تداوم کسب‌وکار (BCP)، و تشریح درس‌هایی است که از تجارب موفق بین‌المللی و داخلی می‌توان آموخت. مدیران و تصمیم‌گیرندگان سازمان‌های بزرگ و در حال توسعه با مطالعه این مقاله، ضمن آشنایی با استراتژی‌های به‌روز جهانی، قادر خواهند بود مسیر تاب‌آوری و پایداری کسب‌وکار خود را در مواجهه با بحران‌های آتی ترسیم کنند.

 

 

برنامه تداوم کسب‌وکار (BCP) چیست؟

برنامه تداوم کسب‌وکار (Business Continuity Plan)، یک چارچوب راهبردی و سند اجرایی است که به سازمان‌ها امکان می‌دهد تا در مواجهه با بحران‌هایی مانند جنگ، بلایای طبیعی، تحریم‌های اقتصادی، حملات سایبری یا قطع زیرساخت‌های کلیدی، عملکرد اصلی خود را حفظ یا با کمترین اختلال بازیابی کنند. این برنامه شامل سناریوهای بحران، خطوط ارتباطی اضطراری، اولویت‌بندی خدمات حیاتی، نقش‌ها و مسئولیت‌های بحرانی، و رویه‌های پشتیبان‌گیری از اطلاعات است.

براساس گزارش سال ۲۰۲۳ مک‌کنزی، سازمان‌هایی که BCP تمرین‌شده و به‌روزرسانی‌شده دارند، تا ۶۰٪ سریع‌تر از رقبا می‌توانند به شرایط عادی بازگردند. همچنین طبق مطالعات ISO 22301، برنامه تداوم کسب‌وکار یکی از ۵ مؤلفه حیاتی برای تاب‌آوری سازمانی در دوران بی‌ثباتی ژئوپلیتیک شناخته می‌شود.

در چه شرایطی از BCP استفاده می‌شود؟

  • قبل از بحران: برای آمادگی، شناسایی نقاط ضعف و طراحی فرآیندهای جایگزین
  • حین بحران: برای اجرای تصمیمات سریع و از پیش‌تمرین‌شده در شرایط جنگ، حمله سایبری یا فروپاشی ارتباطی
  • پس از بحران: برای بازگردانی عملیات، ارزیابی عملکرد و اصلاح ساختارها

به طور کلی زمان های استفاده از BCP زمان هاییست که بار شرایط زیر مواجه می شویم:

  • در بحران‌های زیرساختی مثل قطع برق یا اینترنت
  • هنگام اختلال در زنجیره تأمین
  • در شرایط جنگ یا ناامنی منطقه‌ای
  • زمان حملات سایبری یا فنی به سیستم‌های حیاتی
  • هنگام فشار روانی و بلاتکلیفی در تیم‌ها

 چرا باید BCP داشته باشیم؟

چون بحران همیشه ناگهانی است
چون تصمیم‌گیری لحظه‌ای، اغلب پرهزینه و پر از اشتباه است
چون سازمان بدون نقشه، در بحران فلج می‌شود
چون سرمایه انسانی، مشتری و برند را نمی‌توان با آزمون‌وخطا حفظ کرد

BCP چه زمانی استفاده می‌شود؟

  • در بحران‌های زیرساختی مثل قطع برق یا اینترنت
  • هنگام اختلال در زنجیره تأمین
  • در شرایط جنگ یا ناامنی منطقه‌ای
  • زمان حملات سایبری یا فنی به سیستم‌های حیاتی
  • هنگام فشار روانی و بلاتکلیفی در تیم‌ها

چالش‌ها و محدودیت‌های BCP

  • هزینه طراحی و نگهداری بالا برای سازمان‌های چندلایه
  • خطر تبدیل شدن به سند آرشیوی اگر تمرین نشود
  • نیاز به هماهنگی همه واحدها و مشارکت فعال مدیریتی
  • عدم انطباق با شرایط بومی اگر صرفاً کپی از مدل‌های بین‌المللی باشد

 

نمونه‌های واقعی از اجرای موفق BCP

  • Monobank (اوکراین، ۲۰۲۲): با انتقال سرورها به فضای ابری و فعال‌سازی کانال‌های اضطراری، توانست خدمات بانکی پایه را حتی در زمان قطعی برق ادامه دهد.
  • Nova Poshta (اوکراین): با ایجاد مراکز توزیع متحرک در مناطق جنگی، نرخ تحویل را بالای ۹۵٪ حفظ کرد.
  • Toyota (ژاپن): پس از زلزله توهوکو در سال ۲۰۱۱، با اجرای دقیق BCP ظرف دو هفته زنجیره تأمین خود را بازسازی کرد.
  • KPMG India (۲۰۲۰): در بحران کرونا با استقرار کامل فرآیندهای BCP، بیش از ۹۸٪ خدمات مشاوره‌ای خود را بدون وقفه ارائه داد.
  • دیجی‌کالا و فناپ (ایران): هرچند به‌صورت کامل مستندسازی نشده‌اند، اما شواهد تجربی نشان می‌دهد بخشی از زیرساخت و تداوم خدمات آن‌ها در بحران اخیر با کمک الگوهای BCP حفظ شد.

درس‌هایی از بحران اخیر ایران

در ایران، فقدان آمادگی ساختاری و داده‌های پروژه‌های مشاوره‌ای در برخی صنایع و کسب و کارها نشان می‌دهد که شرکت ها با چالش هایی مواجه شده اند، از جمله:

  • افت ۳۰–۵۰٪ فروش آنلاین در چهار روز نخست جنگ، بدون فرصت واکنش سریع به تغییرات تقاضا؛
  • تعطیلی موقت بیش از ۷۰٪ کمپین‌های تبلیغاتی برای کنترل هزینه و اجتناب از ریسک برندینگ منفی؛
  • تعدیل اضطراری نیروی کار در بزرگ‌ترین بازیگران بازار دیجیتال مانند یکتانت،تریبون،علی باباو…
  • فشار روانی شدید و «تصمیم‌های لحظه‌ای» در جلسات اضطراری؛ جایی که هیچ‌یک از سازمان‌ها ساختار BCP نداشتند و تصمیمات بر پایه داده‌های محدود و شهود فردی جاری شد.

این شرایط نشان داد که طراحی BCP روی کاغذ، بدون تمرین و به‌روزرسانی مستمر، بی‌اثر است. هنگامی که بحران و شوک واقعی می‌رسد، سازمان‌هایی که صرفاً سند BCP داشته‌اند اما آن را آزمون نکرده‌اند در برابر بحران فلج می‌شوند. بنابراین:

 

لزوم آمادگی ساختاری و تمرین عملی BCP الزامی ست.

همانگونه که در بالا تاکید شد داشتن BCP کافی نیست. این برنامه باید نه‌تنها روی کاغذ مستندسازی شود، بلکه در قالب مانورهای بحران در فواصل منظم آزمایش، ارزیابی و اصلاح گردد. تمرین عملی موجب می‌شود کارکنان با نقش‌های خود در شرایط اضطراری آشنا شده و از «شوک تصمیم‌گیری» اجتناب شود. شرکت‌هایی که فقط سند BCP داشتند اما آن را تمرین نکرده بودند، در بحران اخیر عملاً از آن بهره‌ای نبردند.

زیرساخت‌های ارتباطی افزونه

در بحران اخیر، بسیاری از شرکت‌ها به دلیل وابستگی مطلق به یک نوع زیرساخت (مثلاً اینترنت ثابت یا برق شهری) دچار اختلال کامل شدند. سازمان‌هایی که پیش از بحران به تجهیزات پشتیبان مانند سرورهای ابری، اینترنت ماهواره‌ای، سیستم‌های UPS و کانال‌های آفلاین پیام‌رسانی مجهز بودند، توانستند بخش‌هایی از عملیات خود را حفظ کنند. مثال Monobank در اوکراین گواه این موضوع است.

تنوع‌بخشی درآمدها

تجربه ایران در کنار نمونه‌های موفق بین‌المللی نشان می‌دهد شرکت‌هایی که درآمد خود را تنها از بازار داخلی تأمین می‌کنند، آسیب‌پذیری بالاتری دارند. شرکت‌های فعال در بازارهای خارجی با درآمد ارزی، توانستند در دوران بحران بخشی از منابع حیاتی خود را از خارج تأمین کرده و وابستگی خود به سیستم‌های داخلی دچار اختلال را کاهش دهند. نمونه بارز آن، شرکت‌های دیجیتال اوکراینی مانند MGID و Promodo هستند که با تنوع‌بخشی بازار به لندن و برلین، نرخ بقا و بازیابی بالاتری از خود نشان دادن

 

درس ۱: پلن استمرار کسب‌وکار (BCP) باید متناسب با انواع محتمل بحران (جنگ، قطع اینترنت، تحریم مالی) تدوین، مستندسازی و به‌صورت دوره‌ای در مانورهای شبیه‌سازی‌شده آزمایش و اصلاح شود.

ماتریس ۵ تیپ رفتاری سازمانی در بحران

براساس مدل اخیر مک‌کنزی (۲۰۲۳)، سازمان‌ها در مواجهه با بحران به پنج تیپ تقسیم می‌شوند:

  1. تیپ انکار (Denial): سازمان‌هایی که بحران را نادیده می‌گیرند و اقدام فوری انجام نمی‌دهند. تصمیم‌گیری آن‌ها بر پایه امید به بازگشت شرایط به حالت عادی بدون مداخله فعالانه است. در بحران اخیر ایران، برخی از برندهای خرده‌فروشی دیجیتال با همین رویکرد، سقوط ناگهانی فروش و بی‌اعتمادی مشتریان را تجربه کردند.
  2. تیپ واکنش منفعلانه (Reactive): این سازمان‌ها اقدامات سطحی، مقطعی و کم‌عمق انجام می‌دهند، نظیر کاهش ساعت کاری یا توقف تبلیغات، بدون درک سیستماتیک از پیامدهای زنجیره‌ای. اگرچه ممکن است از آسیب فوری جلوگیری شود، اما در بلندمدت آسیب‌پذیر باقی می‌مانند.
  3. تیپ انجماد (Frozen): سازمان‌هایی که به دلیل ساختار سلسله‌مراتبی خشک، قدرت تصمیم‌گیری مؤثر را از دست می‌دهند. تصمیمات باید از رأس سازمان صادر شود، که اغلب با تأخیر همراه است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ تولیدی در ایران در این دسته قرار گرفتند که موجب از دست رفتن زمان طلایی پاسخ شد.
  4. تیپ ناهماهنگ (Uncoordinated): در این سازمان‌ها هر واحد یا بخش به‌طور مستقل اقدام می‌کند بدون هماهنگی بین‌بخشی. نتیجه آن سردرگمی، اصطکاک داخلی و اتلاف منابع است. نمونه‌هایی از این وضعیت در بحران ۱۲ روزه در میان آژانس‌های دیجیتال مشاهده شد.
  5. تیپ چندلایه (Layered): پیشرفته‌ترین تیپ سازمانی که با داشتن ساختارهای تصمیم‌سازی داده‌محور، تیم‌های بین‌بخشی و BCP تمرین‌شده، می‌تواند به‌صورت چندسطحی و هماهنگ واکنش نشان دهد. تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد از سازمان‌های ایرانی در این بحران در این دسته قرار گرفتند.

تحلیل مشاهدات میدانی گروه مشاوره مدیریت «ملکا» در بحران اخیر نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از سازمان‌های ایرانی در دو تیپ «انجماد» و «ناهماهنگ» قرار داشته‌اند. ریشه این وضعیت به مدل غالب مدیریت در کسب‌وکارهای ایرانی بازمی‌گردد:

  • تصمیم‌گیری متمرکز و فردمحور در رأس سازمان
  • نبود سیستم‌های تفویض اختیار و تصمیم‌سازی در لایه‌های میانی
  • ضعف در تعریف ساختار بین‌بخشی برای واکنش در شرایط بحران
  • اتکا به روابط غیررسمی به‌جای ساختارهای فرآیندی
  • نبود استراتژی در شرایط قطعیت و عدم قطعیت

برای عبور از این وضعیت و ارتقاء به تیپ «چندلایه»، سازمان‌ها باید تمرین‌های سناریومحور، شفاف‌سازی نقش‌ها، تقویت تحلیل داده و بهره‌گیری از مشاوران متخصص را در دستور کار قرار دهند.

رضوان ملکی می گوید :

“در سازمان‌هایی که قدرت تصمیم‌گیری تنها در رأس متمرکز است، واکنش سریع به بحران به یک توهم بدل می‌شود. ساختارهای چندلایه، نه‌تنها سرعت، بلکه دقت واکنش را نیز تضمین می‌کنند.” —رضوان ملکی مشاوره مدیریت ملکا

تیپ رفتاری خصوصیت کلیدی مثال میدانی نتیجه
تیپ اول: انکار نادیده‌انگاری بحران تا لحظه آخر؛ هیچ تصمیم یا اقدامی انجام نمی‌دهند. چند برند خرده‌فروشی آنلاین ایران فروپاشی ناگهانی زنجیره
تیپ دوم: منفعلانه اقدامات سطحی (کاهش ساعت کاری، خاموشی تبلیغات) بدون دید سیستماتیک. یک آژانس خدمات مالی ایرانی کاهش جزیی هزینه‌ها اما ادامه آسیب
تیپ سوم: انجماد تحلیل سطحی اما نبود ساختار تفویض اختیار؛ مدیران میانی به‌دنبال دستور می‌مانند. چند شرکت مواد غذایی اتلاف زمان و فرصت واکنش
تیپ چهارم: ناهماهنگ اقدام سریع اما بدون هم‌راستایی تیم‌ها؛ هر واحد جداگانه تصمیم می‌گیرد. Nova Poshta (اوایل) در اوکراین اصطکاک داخلی، هدر رفت منابع
تیپ پنجم: چندلایه اقدام هماهنگ و چندسطحی مبتنی بر BCP تمرین‌شده و داده‌محور؛ مشارکت مشاوران و تیم‌های بین‌بخشی. Monobank (اوکراین)، ~۱۰–۱۵٪ کسب‌وکارهای ایرانی حفظ عملیات و دوام خدمات

 

 

چگونه سازمان خود را ارتقا دهیم؟

برای حرکت از تیپ اول (انکار) تا تیپ پنجم (چندلایه) در تیپ‌شناسی بحران، سازمان‌ها باید مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ، تمرین‌پذیر و داده‌محور را در دستور کار قرار دهند:

  1. برگزاری منظم مانورهای بحران: سازمان باید سناریوهای متنوعی همچون جنگ، تحریم، قطع اینترنت، بحران نقدینگی یا حملات سایبری را شبیه‌سازی و با تیم‌های واقعی تمرین کند. این مانورها به مدیران کمک می‌کند نقاط ضعف ساختاری، گلوگاه‌های تصمیم‌گیری و خلأهای ارتباطی را شناسایی و اصلاح کنند.
  2. تشکیل تیم‌های واکنش بین‌بخشی (Crisis Task Force): در بحران واقعی، هماهنگی سریع بین تیم‌ها و تفویض اختیار کلید واکنش مؤثر است. این تیم‌ها باید شامل نمایندگانی از عملیات، منابع انسانی، IT، مالی و روابط عمومی باشند. مرز بین واحدی در این حالت موقتاً حذف می‌شود تا تصمیم‌ها به‌صورت جمعی، داده‌محور و سریع اتخاذ شوند.
  3. تخصیص بودجه افزونگی زیرساختی: تهیه منابع جایگزین مانند ژنراتور برق، اینترنت ماهواره‌ای، هاستینگ ابری و ابزارهای پیام‌رسان امن داخلی، یک ضرورت است. بودجه مشخصی برای افزایش پایداری زیرساخت در شرایط غیرقابل پیش‌بینی در نظر گرفته شود.
  4. ایجاد داشبورد KPIمحور برای رصد لحظه‌ای: داشبوردهایی که به‌صورت لحظه‌ای اطلاعات حیاتی مانند نرخ فروش، سلامت شبکه، موجودی انبار، پاسخگویی تیم پشتیبانی و اثربخشی کمپین‌ها را نمایش دهند، پایه تصمیم‌سازی علمی در بحران خواهند بود.
  5. همکاری با مشاور مدیریت: مشاوران متخصص با تجربه در مدیریت بحران و طراحی BCP می‌توانند نقش ناظر بیرونی، منتقد ساختار موجود، و طراح فرآیندهای مقاوم را ایفا کنند. آنها همچنین کمک می‌کنند فرآیندها مستندسازی و استانداردسازی شوند تا حتی در غیاب مدیران ارشد نیز، ساختار سازمانی قابلیت واکنش داشته باشد.

این اقدامات نه‌تنها قابلیت واکنش سریع سازمان را در بحران‌ها افزایش می‌دهند، بلکه زیرساخت‌های تصمیم‌سازی و مدیریت داده را در وضعیت عادی نیز ارتقا می‌بخشند. هدف نهایی، تبدیل تاب‌آوری از یک واکنش اضطراری به یک فرهنگ دائمی سازمانی است.

چهار آموزه کلیدی برای ارتقای تاب‌آوری سازمانی: از اوکراین تا امارات

 

۱-زیرساخت‌های ارتباطی و افزونگی: الگوهای تاب‌آوری در اوکراین

جنگ ۲۰۲۲ اوکراین، یکی از بهترین آزمایش‌های میدانی تاب‌آوری سازمانی در برابر بحران‌های امنیتی و زیرساختی بود:

  • Monobank، بانک دیجیتال اوکراینی، بلافاصله سرورهای خود را به مراکز ابری خارج از کشور منتقل کرد و کانال‌های ارتباطی آفلاین (پیامک، تماس صوتی) را فعال نگه داشت تا حتی در صورت قطع برق و اینترنت، خدمات بانکی پایه در دسترس مشتریان بماند.
  • Nova Poshta، شبکه لجستیکی بزرگ اوکراین، با ایجاد «مراکز توزیع متحرک» در مناطق درگیر، توانست جریان حمل‌و‌نقل کالا را تقریباً بدون وقفه حفظ کند؛ امکانی که بسیاری از رقبا فاقد آن بودند.
  • Rozetka، خرده‌فروش آنلاین بزرگ، سه ماه پس از آغاز درگیری با بازطراحی پلتفرم و عرضه کالاهای اضطراری (اقلام خوراکی و بهداشتی)، تبدیل شد به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف اضطراری در شرق اروپا.

در نقطه مقابل، Glovo Ukraine و بسیاری از آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ اوکراین بخش بزرگی از عملیات خود را در کمتر از سه ماه از دست دادند. گزارش‌های Deloitte و arXiv پنج علت اصلی این فروپاشی را شناسایی کرده‌اند:

  1. نبود زیرساخت‌های ارتباطی پشتیبان (UPS، اینترنت ماهواره‌ای)
  2. عدم وجود سناریوهای تمرینی BCP
  3. تمرکز صرف بر بازار داخلی بدون تنوع درآمدی ارزی
  4. ناتوانی در جابه‌جایی نیروها به محیط‌های امن‌تر
  5. فقدان اکوسیستم پشتیبان شامل شبکه فریلنسر یا NGOها

درس ۲: سرمایه‌گذاری پیشاپیش در زیرساخت‌های افزونگی ارتباطی (پشتیبان برق و اینترنت) و طراحی چندگانه کانال‌های ارتباطی (آنلاین و آفلاین) از ارکان حیاتی تاب‌آوری است.

۲-تنوع‌بخشی بازار و جریان‌های درآمدی: از اوکراین تا ایران

بازار اوکراین در بحبوحه جنگ نشان داد که اتکا به یک بازار واحد، یک نقطه‌ضعف استراتژیک است. شرکت‌هایی مانند Netpeak، Promodo و MGID با راه‌اندازی دفاتر مکمل در لندن، پرتغال و آلمان، سهم درآمد خارجی خود را از کمتر از ۳۰٪ به ۶۰–۸۰٪ ارتقا دادند،‌ روندی که چرخه درآمد را در برابر بحران داخلی مقاوم ساخت.

در ایران نیز، کسب‌وکارهای دیجیتال مارکتینگ می‌توانند از این الگو پیروی کنند:

  • صادرات خدمات SEO و تولید محتوا به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی
  • شراکت با آژانس‌های محلی در بازارهایی مثل ترکیه و امارات برای دسترسی سریع به شبکه مشتریان
  • راه‌اندازی دفاتر نمایندگی یا ارائه خدمات از راه دور (Remote) برای کاهش هزینه‌های ثابت و افزایش انعطاف‌پذیری

درس ۳: تنوع‌بخشی به بازارهای هدف و به‌خصوص ورود به جریان‌های درآمدی ارزی، یکی از قوی‌ترین پوشش‌های ضد بحرانی برای هر کسب‌وکاری است.

۳-فرصت در دل بحران: تجربه ترکیه و امارات

ترکیه: رشد ۳۹ برابرِ بازار دیجیتال در پنج سال

بازار تبلیغات دیجیتال ترکیه از ۳ میلیارد لیر در ۲۰۱۹ به ۸۶.۵ میلیارد لیر در ۲۰۲۳ بالغ شد؛ معادل ۳.۷ میلیارد دلار با نرخ رشد مرکب واقعی سالانه حدود ۵۰٪ (۲۰۱۹–۲۰۲۳). سهم دیجیتال از کل بودجه تبلیغاتی ترکیه در ۲۰۲۳ نیز به ۷۲.۶٪ رسید. کانال‌های اصلی شامل:

  • جستجویی (Search Ads) با رقم حدود ۴۹۷ میلیون دلار در ۲۰۲۳ و رشد ۹۰٪ سالانه
  • تبلیغات شبکه‌های اجتماعی با سهم حدود ۴۶٪ هزینه کل دیجیتال
  • ویدیویی (Video Ads) با سریع‌ترین نرخ رشد سالانه حدود ۱۸۰٪ تا ۲۰۲۳

این رشد انفجاری ناشی از موارد زیر است:

  • ورود پلتفرم‌های نوظهوری مانند TikTok و CTV
  • اتکای آژانس‌ها به مدل‌های برنامه‌ریزی‌شده (Programmatic)
  • همکاری‌های سفید‌لیبل با آژانس‌های بین‌المللی

امارات: بازار ۲.۳۵۰ میلیارد دلاری و CAGR ۱۴.۳٪

بازار تبلیغات دیجیتال امارات از ۱٫۳۵۰ میلیارد دلار در ۲۰۱۹ به ۲٫۳۵۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۳ رسید و پیش‌بینی می‌شود تا ۲۰۲۴ به ۲٫۶۵۰ میلیارد دلار ارتقا یابد. نرخ رشد مرکب ۲۰۱۹–۲۰۲۴ برابر ۱۴.۳٪ است. ترکیب کانال‌ها در ۲۰۲۴:

  • شبکه‌های اجتماعی (Social Media Ads): ۳۱٪
  • تبلیغات جستجویی (Search Ads): ۲۶٪
  • نمایشی و ویدیویی (Display & Video): ۲۳٪
  • برنامه‌ریزی‌شده (Programmatic): ۱۵٪
  • بومی و اینفلوئنسر (Native & Influencer): ۵٪

فضای قانونی شفاف امارات (Media City, DAFZA, RAK FTZ) و تقاضای بالا برای آژانس‌های performance marketing در پروژه‌های e-commerce، موقعیتی ممتاز برای صادرات خدمات دیجیتال ایرانی ایجاد کرده است.

درس ۴: انتقال تمرکز از بازار داخلی به بازارهای منطقه‌ای مانند ترکیه و امارات، از طریق ثبت دفتر یا ارائه خدمات از راه دور، می‌تواند مسیر بقا و رشد را در دل بحران باز کند.

نقش مشاور مدیریت: معمار تاب‌آوری داده‌محور سازمان

در شرایطی که محیط پیرامونی با نوسانات گسترده و عدم‌قطعیت همراه است، نقش استراتژی از یک برنامه‌ریزی خطی به یک فرآیند پویا و سناریو‌محور تغییر می‌یابد. مشاور مدیریت حرفه‌ای، با تکیه بر رویکردهای پیشرفته مدل‌سازی عدم‌قطعیت، نه‌تنها سناریوهای مختلف محتمل را شناسایی و تحلیل می‌کند، بلکه قادر است مجموعه‌ای از اقدامات شرطی طراحی کند که در هر موقعیت، تصمیم‌گیرندگان بتوانند بدون تاخیر، از سردرگمی و تصمیمات هیجانی عبور کرده و بر اساس شاخص‌های داده‌محور به «سوییچ سازمان» از یک حالت به حالت دیگر اقدام نمایند. در این مدل، BCP به‌عنوان ستون فقرات تصمیم‌گیری در شرایط غیرعادی عمل می‌کند و از سازمان در برابر آسیب‌های ناشی از واکنش‌های فردی، غیرمنسجم و پرهزینه محافظت می‌نماید.

یک مشاور مدیریت متخصص، فراتر از نگارش گزارش، نقش «معمار» تاب‌آوری سازمان را ایفا می‌کند. این نقش در فضای امروز ایران، به‌ویژه پس از تجربه ۱۲ روز بحران نظامی، با اهمیت دوچندانی همراه است. مشاور حرفه‌ای، هم در سطح طراحی و هم در سطح اجرای BCP نقش ایفا می‌کند:

1.       شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌ها: مشاور با استفاده از داده‌های گذشته‌نگر (post-crisis analytics) و ابزارهایی مانند تحلیل PESTEL، سناریوهای محتمل نظیر تحریم‌های بانکی، حملات سایبری، اختلال در زنجیره تأمین و جنگ را مدل‌سازی می‌کند. در تجربه پروژه‌های داخلی، شرکت‌هایی که این تحلیل‌ها را در سطح واحدی انجام داده بودند، توانستند سریع‌تر واکنش نشان دهند.

2.       تدوین و تمرین BCP بومی‌سازی‌شده: طراحی BCP در سازمان‌های ایرانی نمی‌تواند نسخه‌برداری صرف از استانداردهای بین‌المللی باشد. مشاور با درک محدودیت‌های زیرساختی و نهادی کشور، سناریوهایی مانند قطع اینترنت بین‌الملل، اختلال در پیام‌رسان‌ها یا افت فشار ارزی را نیز وارد برنامه می‌کند و برای آن مانور برگزار می‌نماید.

3.       تحلیل داده‌های پیش و پس از بحران: داشبوردهای KPIمحور برای مدیریت لحظه‌ای، نیازمند معماری داده‌ای دقیق هستند. مشاور، شاخص‌های کلیدی مانند MTTR، زمان ازکارافتادگی، نرخ بازگشت فروش، نرخ پاسخگویی تیم‌ها و نرخ افت ترافیک وب‌سایت را در یک ساختار تحلیلی بهینه‌سازی می‌کند. برخی پروزه های ملکا در ایران از این قابلیت در شرایط جنگ اخیر بهره بردند.

4.       تنوع‌بخشی بازار: مشاور با تحلیل مزیت رقابتی سازمان، بازارهای موازی داخلی یا خارجی را شناسایی می‌کند. در تجربه همکاری با آژانس‌های دیجیتال در ایران، پیشنهاداتی نظیر ثبت دفتر در ترکیه یا اجرای کمپین‌های سفیدلیبل (White-label) در بازار عربی، باعث نجات جریان نقدی در بحران شدند.

5.       ایجاد شبکه پشتیبان: سازمان‌هایی که شبکه‌ای از نیروهای فریلنسر، مشاوران محلی یا NGOهای همکار در کشورهای هدف دارند، سریع‌تر عملیات خود را بازآغاز می‌کنند. مشاور، این شبکه را پیش از بحران طراحی و مستندسازی می‌کند.

6.       بهینه‌سازی مستمر: با استفاده از متدولوژی‌های Agile و Data-driven governance، مشاور کمک می‌کند تا جلسات بازنگری هفتگی (Sprint review) و اصلاح مستمر مستندات (Iterative planning) در فرهنگ سازمانی نهادینه شود.

مشاور مدیریت در مدل مکنزی، معمار آینده‌نگر سازمان است؛ فردی که بین استراتژی، فناوری، ریسک و منابع انسانی پلی می‌سازد تا سازمان نه‌تنها از بحران عبور کند، بلکه در دل بحران نیز فرصت خلق کند.

 

درس ۴:اگر در سازمان شما تنها یک نفر بداند چه باید کرد، شما آماده نیستید. تاب‌آوری نیازمند ساز و کار سازمانی است، نه یک «فرد متخصص» در انبار داده‌ها.

 

سخن پایانی

مرحله بحران دقیقاً زمانی نیست که برای مقابله با آن آماده شوید؛ بلکه امروز بهترین زمان برای طراحی تاب‌آوری است. سازمان‌هایی که پلن‌های استمرار کسب‌وکار خود را مستندسازی، تمرین و به‌روز می‌کنند، می‌توانند از دل بحران، فرصت رشد و توسعه ایجاد کنند؛ همان‌گونه که در اوکراین، ترکیه و امارات شاهد آن بوده‌ایم.

گروه مشاوره مدیریت «ملکا» آماده است تا با تلفیق تجربه عملی کسب‌وکارهای ایرانی و مدل‌های جهانی تاب‌آوری، پلن‌های بومی شده BCP و استراتژی کسب و کار شما را تدوین و پیاده‌سازی نماید. برای دریافت بسته کامل مشاوره و ورود به بازارهای منطقه‌ای با ما تماس بگیرید.
همین امروز،استراتژی توسعه در شرایط قطعیت و پایداری و  استراتژی تاب‌آوری در شرایط عدم قطعیت و بحران خود را طراحی کنید تا فردا دیگر نگران نباشید.

رضوان ملکی - موسس و راهبر گروه ملکا

رضوان ملکی می گوید:

در سازمان‌هایی که قدرت تصمیم‌گیری تنها در رأس متمرکز است، واکنش سریع به بحران به یک توهم بدل می‌شود. ساختارهای چندلایه، نه‌تنها سرعت، بلکه دقت واکنش را نیز تضمین می‌کنند.

رضوان ملکی – موسس و راهبر گروه ملکا

اگر می خواهید بدانید کسب و کار شما آماده  رویارویی با بحران و مدیریت در شرایط پسا بحران با کمترین آسیب و برگشت  به شرایط عادی را دارد جهت تکمیل چک لیست پسا بحران  وارد لینک شوید. یا فرم ملکا را جهت ارسال چک لیست تکمیل کنید.و حتما ارسال چک لیست را در فرم ذکر کنید.

اشتراک گذاری