در دنیای مالی و سرمایهگذاری، مفهوم داراییهای سبز به تدریج جایگاه ویژهای پیدا کرده است. این داراییها، که شامل سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایهگذاری و سایر ابزارهای مالی مرتبط با فعالیتها و پروژههای دوستدار محیطزیست هستند، نه تنها به منظور کسب سود، بلکه با هدف حمایت از توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست مورد توجه قرار گرفتهاند.
دارایی سبز: آینده پایدار سرمایهگذاری
یکی از برجستهترین مثالهای دارایی سبز، اوراق قرضه سبز است. این اوراق به منظور تأمین مالی پروژههایی که تأثیر مثبتی بر محیط زیست دارند، مانند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف انرژی در ساختمانها و توسعه حمل و نقل پاک، منتشر میشوند.
برای مثال، شرکتی مانند “گرین پاور کورپ” ممکن است اوراق قرضه سبز منتشر کند تا سرمایه لازم برای توسعه پارکهای بادی جدید را جمعآوری نماید.
سرمایهگذارانی که در این اوراق سرمایهگذاری میکنند، نه تنها از بازده مالی برخوردار میشوند، بلکه به طور مستقیم در کاهش اثرات منفی بر محیط زیست و تقویت انرژیهای پاک سهیم میشوند.
علاوه بر اوراق قرضه، سهام شرکتهایی که در زمینههای پاک و پایدار فعالیت دارند نیز جزء داراییهای سبز به حساب میآیند. این شرکتها ممکن است در حوزههایی مانند بازیافت، توسعه منابع انرژی پاک و فناوریهای کاهنده آلودگی فعالیت کنند.
با توجه به افزایش آگاهی نسبت به تغییرات آب و هوایی و لزوم حفاظت از کره زمین، دارایی سبز روند رو به رشدی را در بازارهای مالی تجربه میکند.
این داراییها نه تنها برای سرمایهگذاران جذاب هستند، بلکه برای جوامع پیشرو و اهداف طرفداران محیط زیست نیز مزایای بسیاری دارند. رونق و توجه به این امر نشاندهنده تغییر پارادایم در سرمایهگذاری است؛ که در آن سودآوری و مسئولیت اجتماعی در شمایل دارایی سبز همزمان دنبال میشوند.
در نتیجه، دارایی سبز نه تنها یک فرصت سرمایهگذاری پایدار، بلکه یک گام بزرگ به سمت آیندهای سبزتر و پاکتر برای نسلهای آینده بشر محسوب میشوند.
دارایی غیر سبز: چالشهای اقتصادی و زیست محیطی

داراییهای غیر سبز، به مجموعهای از سرمایهگذاریها و فعالیتهای اقتصادی اطلاق میشود که بر خلاف داراییهای سبز، توجه چندانی به ملاحظات زیستمحیطی ندارند.
این داراییها ممکن است شامل صنایع سنتی مانند نفت و گاز، زغال سنگ، و سایر منابع انرژی فسیلی باشند که اغلب با انتشار گازهای گلخانهای و تأثیرات منفی بر محیط زیست همراه هستند.
یکی از بارزترین مثالهای داراییهای غیر سبز، سرمایهگذاری در صنایع نفت و گاز است.
شرکتهای بزرگ نفتی مانند “پترولیوم جاینت”، که در اکتشاف، استخراج، تصفیه و توزیع نفت و گاز فعالیت دارند، بخش عمدهای از شرکتهای صاحب این داراییها را تشکیل میدهند.
این شرکتها ممکن است سودآوری بالایی داشته باشند، اما فعالیتهای آنها اغلب با افزایش انتشار دی اکسید کربن و تأثیرات مخرب بر تنوع زیستی و سلامت عمومی همراه است.
در کنار صنعت نفت و گاز، دیگر داراییهای غیر سبز عبارتند از سرمایهگذاری در معادن زغال سنگ و صنایع سنگین که فرآیندهای تولیدی آنها معمولاً مستلزم مصرف بالای انرژی و منابع طبیعی است.
این صنایع نیز علاوه بر تولید انتشارات زیانآور برای محیط زیست، ممکن است به کاهش کیفیت هوا و آب منجر شوند.
در دهههای اخیر با افزایش آگاهی جهانی نسبت به تغییرات آب و هوایی و لزوم حفاظت از محیط زیست، داراییهای غیر سبز به تدریج با چالشهای مختلفی حتی در جوامع بینالمللی مواجه شدهاند.
فشارهای اجتماعی و سیاسی برای کاهش اتکا به انرژیهای فسیلی و ترویج سیاستهای پایدار، تأثیر قابل توجهی بر این کاهش یا کنترل این داراییها گذاشته است.
در نهایت اما داراییهای غیر سبز همچنان بخش مهمی از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند، ولی با توجه به تغییرات محیطی و اجتماعی روزافزون، این داراییها با چالشهای جدی برای تطابق با استانداردهای پایداری و حفاظت از محیط زیست مواجه هستند و ممکن است در کوتاهمدت از نظر مالی سودمند باشد، اما در بلندمدت میتواند تحت تأثیر تغییرات در سیاستها و ترجیحات مصرفکننده قرار گیرد و به صفر میل کند.
به نظر شما آینده سرمایه گذاری جهان به کدام سمت میرود؟ دارایی سبز یا غیر سبز؟