در حالی که بسیاری از ترند ها از بین میروند، برخی از آنها مهم هستند. مایکل دل بنیانگذار، مدیرعامل، و رئیس هیئتمدیرهی Dell Technologies که شرکت خود را طی چهار دهه تغییرات و موجهای پیدرپی ترندهای فناوری هدایت کرده است معتقد است که هوش مصنوعی یک ترند بینظیر است؛ ترندی که نحوهی عملکرد سازمانها، ساختار آنها و انجام کسبوکار را متحول خواهد کرد. جدیدترین تحول شرکت او تبدیل شدن به یک ارائهدهندهی کامل راهکارهای هوش مصنوعی برای سازمانهاست. این سازمانها در عین حالی که با چالشهایی همچون هزینه، نیروی متخصص، امنیت و ریسک دستوپنجه نرم میکنند بهسرعت در حال تجربه و استفاده از هوش مصنوعی هستند بطوری که از ۵۵ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۷۲ درصد افزایش یافته است. با این حال تحقیقات مککینزی نشان میدهد که کمتر از ۱۰ درصد از شرکتها از هوش مصنوعی به سوددهی قابل توجهی در EBITDA دست یافتهاند.
Dell Technologies با مجموعهای از سرورهای هوش مصنوعی پیشرفته، ذخیرهسازی دادههای غیرساختار یافته، رایانههای شخصی مبتنی بر هوش مصنوعی و مجموعهای از خدمات و شبکههای مرتبط به این چالشها پاسخ میدهد. تمام این اقدامات بر این فرض استوار است که سازمانهایی که قصد دارند سریع حرکت کنند و همزمان از دادههای ارزشمند خود محافظت کنند، به هوش مصنوعی در دسترس نیاز خواهند داشت.

ما همچنان در مرحلهی ابتدایی هوش مصنوعی مولد (Gen AI) هستیم
حدود ۶۰ سال پیش، ما مسیری را با کامپیوترهای محاسباتی آغاز کردیم و از آن زمان تاکنون تقریباً در همان مسیر بودهایم. اما اکنون، با پیشرفتهایی که در هوش مصنوعی و هوش مصنوعی مولد (Gen AI) به دست آوردهایم، در حال حرکت به سمت شناخت و هوشمندی هستیم و با استفاده از این نوآوریها قدرت دادهها را آزاد میکنیم. این آخرین نقطه در منحنی “تخریب خلاق” شومپتر است، اما این روند را به شدت تسریع میکند.
توانایی استدلال با استفاده از تمامی دانش موجود در جهان دربارهی هر موضوعی و تبدیل دقیقتر آن به نتایج و ادراکی جدید، موجب تسریع و پیشرفت در کشفهای علمی خواهد شد. این فناوری انسانها را شادتر، سالمتر و موفقتر خواهد کرد و هر چیزی که ما انسانها در تلاش برای دستیابی به آن هستیم را بهبود خواهد بخشید.
مایکل دل میگوید:”مانند هر فناوری جدید، ابهامات و سؤالات زیادی در این زمینه وجود دارد، از جمله اینکه این فرآیند دقیقاً چگونه پیش خواهد رفت. هیچکس پاسخ دقیق آن را نمیداند، و ما عاشق این هستیم که در مرکز این تحولات قرار داشته باشیم.”
مشتریان چه کارهایی با هوش مصنوعی انجام می دهند؟
تقریباً هر چیزی که در دنیا کسب و کار بخواهید انجام دهید حول محور دادهها میچرخد. اگر بخواهید یک خودروی خودران بسازید یا در کشف داروهای جدید با واکسنهای mRNA پیشرفت کنید یا حتی یک شرکت جدید ایجاد کنید، همگی به دادهها وابسته هستند. مایکل دل میگوید:”تمام مشکلات حلنشدهی جهان نیاز به قدرت محاسباتی بیشتر و دادههای بیشتر دارند و این دقیقاً همان چیزی است که من عاشق آن هستم. امروز صبح، من با یک شرکت داروسازی جلسه داشتم. دربارهی این صحبت میکردیم که چگونه هوش مصنوعی میتواند به آنها در کشف دارو، فرآیند پیدا کردن افراد برای آزمایشهای دارویی، مستندسازی، پیشبینی زنجیرهی تأمین و موارد دیگر کمک کند. مانند بسیاری از شرکتها، آنها نیز در مراحل ابتدایی این مسیر هستند.”
فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، و مدلهای احتمالی مدتهاست که وجود دارند، اما به دلیل توجه زیادی که به هوش مصنوعی مولد جلب شده است، همه چیز با نگاهی تازه بررسی میشود در حالی که ما چند سال پیش دربارهی این موضوع صحبت نمیکردیم.
امروزه سازمانها دادههای بیشتر و بیشتری دارند که همه آنها باید مدیریت شوند با این وجود، بحثی در مورد اینکه آیا یک جایگزین بهتر از دیگری است وجود دارد. مایکل دل معتقد است که بیشتر دادهها در دنیای واقعی و فیزیکی ایجاد میشوند و بیشتر اقدامات مرتبط با این دادهها نیز در همان دنیای فیزیکی انجام خواهد شد.
یک مرکز داده یا فضای ابری جایی است که شما دادهها را از دنیای فیزیکی استخراج میکنید تا کاری روی آن انجام دهید که ارزشش را افزایش دهد. این فرایند همچنان ادامه خواهد داشت اما در کنار آن شما هنوز هم میتوانید در فضای واقعی ارزش دادههای خود را در محیطی که دارید مثلا در یک مرکز اشتراکی (co-location facility)نیز ایجاد کنید. روشهای بسیار متنوعی برای این کار وجود دارد.
مایکل دل ادامه میدهد:”وظیفهی ما این است که تمام این قطعات را به هم متصل کنیم و به مشتریان بهترین گزینهها و انتخابها را ارائه دهیم. سازمانها با حساسیت زیاد از ارزشمندترین دادههای خود محافظت میکنند و این دادهها ممکن است مهمترین دارایی فکری آنها باشدکه فوقالعاده ارزشمند است. بنابراین، شرکتها به سادگی دادههای خود را به یک ارائهدهنده نمیسپارند و نمیگویند: «بفرمایید، همه را بردارید. هر کاری خواستید انجام دهید، آن را به رقبا بفروشید، مدلهای خود را آموزش دهید و ما هم تا وقتی پول داریم به شما پرداخت میکنیم.» ”
مرز بعدی این فناوریها آزاد کردن قدرت دادههاست تا سازمانها بتوانند بهرهوری و کارایی بیشتری داشته باشند و حتی خود را بازآفرینی کنند. ما اکنون به سمت ایجاد این نوع قابلیتها در حال حرکت هستیم بطوری که فرآیندهایی را میبینیم که میتوانند نتایج را بهطور چشمگیری بهبود دهند، چه در توسعهی نرمافزار، خدمات مشتری، فروش، مستندسازی، بازاریابی و موارد دیگر.
تنظیم هوش مصنوعی مولد بدون محدود کردن نوآوری
مایکل دل بیان میکند:” هر زمانی که یک قانون وضع میشود، احتمال دارد که ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده بیمعنی به نظر برسد. مردم ممکن است بپرسند: «چطور ممکن بود ندانید این اتفاق خواهد افتاد؟» اما واقعیت این است که نمیتوانستید پیشبینی کنید چه چیزی قرار است رخ دهد. ما به برخی محدودیتها و مقررات نیاز داریم، اما در بازار کشورها رویکردهای مختلفی را خواهیم دید: از سیاست «آزاد بگذارید» تا «این ایدهی بدی است، انجامش ندهید». مانند وقتی که ادیسون لامپ برق را اختراع کرد، شمعسازها گفتند: «این وحشتناک است.» پس میبینیم که مدافعان وضعیت موجود هرگز تغییر و پیشرفت را دوست ندارند.
همیشه ترس از این وجود دارد که این فناوریها جای انسانها را بگیرند. من فکر میکنم این تصور کاملاً اشتباه است. هوش مصنوعی قرار است انسانها را تقویت کند، نه اینکه جایگزین آنها شود. اگر من کارمندی در یک سازمان باشم، بهترین ابزار ممکن را میخواهم که به من در انجام کارهایم کمک کند. اگر وظیفهای، جلسهای یا هر چیز دیگری دارم که باید برای آن آماده شوم، ابزاری میخواهم که به من کمک کند تمام اطلاعات مرتبط را از پلتفرم دیجیتال خود پیدا کنم.”
هوش مصنوعی که انسانها را تقویت میکند، گزینهها و انعطافپذیریهای بیشتری به شرکتها میدهد. این فناوری دنیا را بهتر میکند، فرصتها را افزایش و اقتصادها را گسترش میدهد. بطوری که هوش مصنوعی به دورهای فوقالعاده از رشد اقتصادی جهانی منجر خواهد شد. با این حال، ما به محافظتهایی نیاز داریم که جامعه باید به آنها پاسخ دهد.
مایکل دل ادامه میدهد:” اینجا یک راه برای فکر کردن به موضوع وجود دارد: یک کامپیوتر از کارخانه ما خارج میشود و به دست یک فرد میرسد. این کامپیوتر میتواند بزرگ باشد یا کوچک. آن فرد قرار است با این ابزار چه کاری انجام دهد؟ شاید او قصد داشته باشد سرطان را درمان کند یا کاری نادرست انجام دهد. آنچه یک فرد میتواند در مقیاس دیجیتال انجام دهد میتواند ترسناک باشد اما ما نمیدانیم، درواقع عامل تعیینکننده خود آن فرد است.”
تنظیم هوش مصنوعی مولد بدون محدود کردن نوآوری نیاز به یک رویکرد متعادل دارد. در اینجا چند نکتهی کلیدی برای چگونگی انجام این کار آورده شده است:
- مقررات مبتنی بر ریسک: مقررات باید متناسب با خطرات و آسیبهای بالقوهای که هر کاربرد خاص از هوش مصنوعی ایجاد میکند، طراحی شود. به عنوان مثال، در حوزههای پرریسک مانند بهداشت و درمان، امور مالی یا خودروهای خودران، نیاز به نظارت شدیدتر وجود دارد، در حالی که در بخشهای کمریسکتر، مقررات کمتری لازم است. این رویکرد مبتنی بر ریسک اطمینان میدهد که نوآوری در کاربردهای با ریسک پایین ادامه یابد بدون آنکه محدودیتهای غیرضروری ایجاد شود.
- چارچوبهای انعطافپذیر و قابل تطبیق: از آنجایی که فناوری هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت است، مقررات باید انعطافپذیر و قابلیت تطبیق با تحولات جدید را داشته باشند. قوانین ثابت ممکن است به سرعت منسوخ شوند، بنابراین مقامات نظارتی باید بر اصول (مانند انصاف، شفافیت، مسئولیتپذیری) تمرکز کنند نه بر قوانین سفت و سخت که به نوآوری آسیب بزنند.
- تشویق به شفافیت و مسئولیتپذیری: شرکتهای هوش مصنوعی باید موظف به حفظ شفافیت در مورد مدلها، نحوه استفاده از دادهها و فرآیندهایی که به موجب آنها تصمیمگیریها انجام میشود، باشند. با این حال، باید پیچیدگیهای هوش مصنوعی را درک کرد و نباید بار زیادی به توسعهدهندگان تحمیل شود تا الگوریتمهای اختصاصی خود را فاش کنند، زیرا این ممکن است نوآوری را محدود کند. راهنماییهای واضح در مورد استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی میتواند به کاهش ریسکها کمک کند بدون آنکه نوآوری را بیش از حد محدود کند.
- تشویق به همکاری میان ذینفعان: مقامات نظارتی باید همکاری میان توسعهدهندگان هوش مصنوعی، کسبوکارها و مؤسسات آکادمیک را ترویج دهند تا اطمینان حاصل شود که مقررات بر اساس تخصص فنی و ملاحظات دنیای واقعی تدوین میشود. همکاریهای عمومی-خصوصی و مشارکتهای چندجانبه میتوانند کمک کنند تا مقررات با سرعت پیشرفت فناوری هماهنگ باشد و در عین حال نگرانیهای اجتماعی را برطرف کند.
- استانداردهای اخلاقی و حفاظت از مصرفکنندگان: اطمینان از اینکه سیستمهای هوش مصنوعی بهطور اخلاقی طراحی و پیادهسازی میشوند بسیار مهم است. مقررات باید تضمین کنند که سیستمهای هوش مصنوعی حریم خصوصی را رعایت کرده، از بروز تبعیض جلوگیری کرده و از بروز نتایج مضر جلوگیری کنند. با این حال، این مقررات نباید نوآوری را با ارائه راهنماهای اخلاقی بیش از حد محدود کنند.
- تشویق به توسعه اخلاقی هوش مصنوعی: به جای فقط مقرراتگذاری در مورد توسعه هوش مصنوعی، دولتها و نهادهای نظارتی میتوانند از تحقیقات و توسعه اخلاقی هوش مصنوعی حمایت کنند. ارائه گرنتها، مشوقهای مالیاتی یا شناخت عمومی به شرکتهایی که در نوآوری مسئولانه در زمینه هوش مصنوعی پیشرو هستند میتواند محیطی ایجاد کند که در آن اخلاق و نوآوری همزمان رشد کنند.
- همکاری جهانی: هوش مصنوعی یک فناوری جهانی است و مقررات نباید به طور قابل توجهی بین کشورهای مختلف متفاوت باشد، زیرا این ممکن است چالشهایی برای شرکتهای چندملیتی ایجاد کند و منافع همکاری جهانی را محدود کند. همکاریهای بینالمللی در زمینه استانداردها و مقررات هوش مصنوعی میتواند اطمینان حاصل کند که نوآوری تحت تأثیر قوانین مختلف کشورها قرار نگیرد و در عین حال با استانداردهای اخلاقی مشترک همراستا باشد.
در نهایت، هدف از مقرراتگذاری در زمینه هوش مصنوعی مولد باید پیدا کردن تعادلی باشد که اطمینان حاصل کند هوش مصنوعی بهطور مسئولانه و اخلاقی توسعه یابد، در حالی که فضای کافی برای پیشرفت و دستاوردهای جدید باقی بماند.

آیا هوش مصنوعی مولد بیش از حد بزرگنمایی شده است؟
هر تحول یا پیشرفت مهم، چه در حوزه فناوری باشد و چه نباشد، بهطور ذاتی بیش از حد مورد توجه و تبلیغ قرار میگیرد. ادعاهای عجیبوغریب و پیشبینیهای غیرواقعی زیادی مطرح میشوند و نتایج طیفی گسترده از موفقیتهای چشمگیر تا شکستهای فاجعهبار را در بر میگیرند. اما به لحاظ جهتگیری، همه چیز به سوی اتفاقی بزرگ اشاره دارد. مایکل دل میگوید:”ما این موضوع را میدانیم و آن را در مشتریان خود و در داخل شرکت میبینیم. اما بله، قطعاً همزمان با موفقیتهای چشمگیر، شکستهای چشمگیری نیز خواهیم دید. ما قبلاً این را دیده و تجربه کردهایم.”
ما در طول سالیان گذشته شاهد تغییرات مکرر ارزش میان بخشهای مختلف صنعت فناوری بودهایم. آینده این تغییرات چگونه خواهد بود؟
مایکل دل پاسخ میدهد:” شما نمیتوانید آن را پیشبینی کنید. اگر به هر دورهای از چند دهه گذشته نگاه کنید، متوجه میشوید که هیچکس نمیداند. تمرکز ما بر این است که دائماً در کارهایی که واقعاً در آنها مهارت داریم بهتر شویم. اگر بتوانیم مشکلات مهمی را که مشتریان ما اکنون و در آینده خواهند داشت را حل کنیم، موفق خواهیم بود و رضایت مشتریان را کسب خواهیم کرد. اگر این کار را انجام ندهیم، از بین خواهیم رفت و دیگر وجود نخواهیم داشت.”
اگر سازمانها ابزارهای لازم را در اختیار کارکنانشان قرار دهند تا موفق شوند، کارکنان نسبت به آن شرکت احساس بهتری پیدا میکنند. عکس آن نیز صادق است. هیچکس نمیخواهد در شرکتی شبیه به کاریکاتورهای Dilbert کار کند و با ابزارهای ناکارآمد سروکار داشته باشد. کارکنان باهوش هستند و میدانند چه ابزارهایی در دسترس است.
پیروزی در پیچها به دست میآید، نه در مسیرهای مستقیم
مایکل دل بیان میکند:”یکی از تغییرات اساسی ما بدون شک راهاندازی سرورهای مبتنی بر ریزپردازنده بود. ما با یک ایده اصلی شروع کردیم: فروش مستقیم کامپیوترهای شخصی به مشتری. این ایده در نهایت بسیار موفق بود. با قویتر شدن ریزپردازندهها، امکان ساخت سرورهای مشتری فراهم شد، بنابراین در اواسط دهه ۹۰ وارد این حوزه شدیم. سپس اینترنت به وب جهانی (World Wide Web) تبدیل شد که برای شرکتی که مستقیماً به مشتریان میفروشد، رؤیایی بود. محاسبات ابری و زیرساختهای تعریفشده توسط نرمافزار، منجر به رشد شگفتانگیز دادهها و اهمیت ذخیرهسازی دادهها شد. سپس الگوهای خرید تغییر کرد و از خرید اجزای شبکه سرورهای ذخیرهسازی به سمت درخواست یک سیستم کامل از سوی مشتریان حرکت کرد. مشتریان از ما خدمات بیشتری و تواناییهای بالاتری میخواستند. ما توانستیم تمام این تغییرات را مدیریت کنیم. از طرف دیگر، تلفنهای همراه یکی از تغییراتی بود که نتوانستیم آن را بهدرستی درک کنیم، حتی با اینکه وقوع آن را میدیدیم.”

در مورد تغییرات کامپیوتر شخصی در سه تا پنج سال آینده چه انتظاراتی داریم؟
مایکل دل پاسخ میدهد:” وقتی از کامپیوتر شخصی صحبت میکنیم، در واقع داریم درباره یک دستگاه با صفحهنمایش بزرگ و یک رابط کاربری صحبت میکنیم که میتوانید به راحتی از آن برای تحلیل حجم زیادی از اطلاعات و دادهها استفاده کنید و حالا نیز هوش مصنوعی مورد نیاز شما بر روی کامپیوتر شخصی یا گوشی شما اجرا خواهد شد. به دلایل امنیتی یا به این دلیل که شما به محاسبات بیشتری نسبت به آنچه که در خود دستگاه وجود دارد نیاز دارید، بسیاری از این دستگاهها به مدلهای بزرگتر و پیچیدهتری از طریق متصل خواهند شد. اگر من یک کامپیوتر شخصی داشته باشم که فقط یک CPU و GPU ندارد، بلکه حالا یک NPU یا واحد پردازش عصبی هم دارد که میتواند به من به روشهای جدیدتری کمک کند. این کامپیوتر شخصی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند تمام اطلاعات مرتبط در پلتفرم دیجیتال من را که برای آمادهشدن برای این جلسه نیاز دارم، بررسی کند به طوری که کامپیوتر شخصی مبتنی بر هوش مصنوعی صرفهجویی در وقت و افزایش بهرهوری شما خواهد شد.
درسهای رهبری از مایکل دل
“سرعت در تغییر یکی از کلیدهای موفقیت در دنیای فناوری است. در این صنعت، اغلب میگوییم یا تغییر کن یا بمیر، یا باید سریع عمل کنی یا از بین خواهی رفت. این حقیقت اکنون در بسیاری از بخشها صدق میکند و نیاز به انطباق با تغییرات سریع بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
برای اینکه سازمانی با سرعت بالا پیش برود، داشتن ساختاری مناسب ضروری است. بخشی از این ساختار، استراتژی واضح و عدم ابهام در اولویتها است. همچنین لازم است واحدهای مسئولیت و پاسخگویی مشخص شوند و تصمیمگیریها تنها به مرکز سازمان محدود نگردند. وقتی یک سازمان بزرگ را مدیریت میکنید و هدف سرعت بالا دارید، نمیتوانید همه تصمیمات را به یک نقطه تمرکز دهید.
یکی از مهمترین درسهایم در طول سالها این است که هیچکاری را نمیتوانم به تنهایی انجام دهم. بنابراین عمداً سعی کردهام بهترین افراد را پیدا کنم تا به من در پیشبرد اهداف کمک کنند. خوشبختانه توانستم افرادی فوقالعاده پیدا کنم. در دنیای پیچیده و پرچالش امروز، شما هیچوقت نمیتوانید همه چیز را به تنهایی انجام دهید. چرا باید تلاش کنید؟ این رویکرد هیچوقت برای من منطقی نبوده است. به همین دلیل است که پیدا کردن افراد با استعداد و انگیزهمند که دیدگاههای متنوعی به سازمان بیاورند، ضروری است.
در نهایت، موفقیت واقعی در این است که تیمی با هم همسو و توانمند داشته باشیم که بتواند در مواجهه با چالشها و فرصتهای جدید، با سرعت عمل کند و رشد کند. این همان اثر ضربی است: هر فرد در تیم میتواند تاثیر بزرگی داشته باشد، و در کنار هم میتوان به دستاوردهای بزرگ رسید.”