از نگاه متخصصان و نطریهپردازان رهبری سازمانی، مهارت مختلفی با اسامی و عناوین مختلف به عنوان Top Skillهای مورد نیاز یک رهبر موفق مطرح می شود. در این طی این سالها نیز همه این نظرات و ایدهها دچار تغییرات مختلفی شده است.
اما همیشه سخنان افرادی که وارد حیطه عملیاتی و مشاوره حقیقی به سازمانها و تیمهای مختلف میشوند؛ به دلیل نگاه عملگرایانه و تجربهمحوری که با دانش و تئوری ترکیب میشود اهمیت بیشتری مییابد.
یبکی از این افراد پروفسور دیو اولریش (Dave Ulrich) است. او پروفسور دانشگاه میشیگان آمریکا، نویسنده، سخنران، مربی و مشاور مدیریت و رهبری است.
او یکی از بنیانگذاران گروه RBL است که به سازمانها و افراد مختلف به منظور ارزش آفرینی کمک میکند.
وی در چند دهه فعالیت خودش، بیشتر به مطالعه چگونگی ظرفیتسازی سازمانها برای توسعه رهبری، رشد سرعت، یادگیری و پاسخگویی از طریق اثرگذاری بر منابع انسانی میپردازد.
اولریش، نویسنده نزدیک به 25 کتاب . بیش از 200 مقاله در حوزه منابع انسانی و رهبری است. از نگاه اولریش برای شکل دهی آینده و تعیین مسیر حرکت درست برای رهبران سازمانی، به این ده مهارت نیاز داریم.
همراه ما باشید تا نگاهی کوتاه به این ده مهارت مهم از نگاه اولریش به عنوان یک نطریه پرداز بیاندازیم.
مهارت اول: جداسازی سیگنالها از نویزها
اولریش معتقد است، در عصر گردش سریع اطلاعات، رهبران باید دارای این توانایی باشند که سیگنالها (اطلاعات ضروری) را از نویزها (اطلاعات غیرضروری) تفکیک کنند و بر اطلاعاتی تمرکز کنند؛ که مهم و اثرگذار هستند.
او این قدرت جداسازی را مهم ترین و اولین مهارت لازم برای رهبران عصر جدید میداند. اولریش معتقد است که ورود اطلاعات غرضروری و مورد اهمیت قراردادن آنها، شما را هرگز تبدیل به رهبری موفق نخواهد کرد.
مهارت دوم: مدیریت عدم قطعیت
از نگاه اولریش و براساس تجربیاتش در این سالها، با توجه به چالشهای موجود و بحرانهای عصر نوسان، کنترل و مدیریت عدم قطعیت زمانی امکانپذیر است که رهبران درباره فرصتها خوشبینی واقعبینانه داشته باشند و از عدم قطعیت برای خلق آینده مثبت استفاده کنند.
این رهبران از طریق مواجهه با ترسها، تصور آیندهای بهتر و با تعدیل انتظارات، نگرانیهای درون سازمان را کاهش میدهند.

مهارت سوم: ایجاد فرهنگ “درست”
با تحولات سالهای اخیر، فرهنگ دیگر نمیتواند فقط توصیفی از آنچه انجام میشود باشد، بلکه رهبران باید بر تجویز فرهنگ «درست» تمرکز کند. اما فرهنگ درست چیست؟
اولریش معتقد است که رهبران برای ایجاد فرهنگ «درست» باید ارزشهای درون سازمان را به ارزشهای ذینفعان خارجی (مشتریان، سرمایهگذاران و جوامع) متصل کنند. شما بدون یک هماهنگی بین ارزشهای درونی سازمان با آنچه برای مشتری یا سهامدار شما ارزش محسوب میشود؛ به زودی دچار چالش رضایتمندی خواهد بود.
مهارت چهارم: ارائه دستورالعمل برای تاثیرگذاری بر تصمیمگیریها
چهارمین مهارت مهم برای رهبران از نگاه دیو اولریش این است که، رهبران سازمانی هوشمند، باید یک سیستم هدایت سازمانی پویا ایجاد کنند.
این کار به آنها کمک میکند تا تشخیص دهند منابع محدود مالی، انسانی و ابزارها را کجا و چگونه برای تامین منافع ذینفعان سازمان صرف نمایند.
در لحظات تصمیمگیری و انتخابها وجود چنین دستورالعملهایی شما را با مجموعهای از دادهها، حقایق درون سازمانی و بیرونی و با شناخت دقیق شرایط راهی میدان تصمیمات مهم میکند.
مهارت پنجم: شخصیسازی تجربیات کارکنان
رهبران به عنوان سازندگان اصلی معنا در بطن و مسیر حرکت سازمان، باید شرایط و انتظارات کارکنان را درک کنند و به تجربیات و خواستههای منحصربهفرد کارکنان حساس باشند؛ تا آنها نیز احساس کنند کارشان معنادار است.
همیشه خاطراتان باشد، چیزی که برای شما به عنوان راهبر اصلی سازمان خالی از معنا و اهمیت باشد؛ هرگز در بدنه سازمان و حتی مدیران میانی شما دارای اهمیت و معنای حقیقی نخواهد بود.
اگر شما آنچه عملکرد نیروی انسانی را نبینید و برای نقاط قوت و تلاشهای آنها چشمی بینا نداشته باشید؛ به مرور تمام این زنجیره عملکردی برای کارکنان شما نیز بی معنا، کم اهمیت و خالی از انگیزه خواهد بود.

مهارت ششم: برای ابراز همدردی دیگران را بشنوید
در اعتقادات اولریش رهبران باید فراتر از گوش دادن، عمل کنند و در اصل کارکنان را بشنوند. برای سازمان گوش واقعا شنوا داشته باشند.
گوش دادن به این معنی است که کارکنان اطلاعات را به راحتی با شما به اشتراک میگذارند.
شنیدن به این معنی است که رهبران آن اطلاعات را با همدلی و دیدگاه مثبت دریافت میکنند.
رهبران همدل از بسیاری از فیلترها مانند نژادپرستی، جنسیتگرایی، طبقهگرایی، نخبهگرایی، سنگرایی اجتناب میکنند و این خودش یک پایه موفقیت آنهاست.
مهارت هفتم: دیگران را توانمند سازید تا برند خود را بسازند
رهبران خوب از خودشان میپرسند: وقتی ما میرویم چه کسی میماند؟
آنها داستانهای شخصی برای گفتن دارند و آنها را در جای خود به اشتراک میگذارند.
اما رهبران بزرگ به دیگران کمک میکنند تا داستانهای خود را بسازند و برای دیگران به اشتراک بگذارند.
حتی در بحبوحه بحران، رهبران باید با به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ایجاد شایستگی، تفویض اختیار و داشتن یک سیستم عادلانه و منطقی پاداش، نسل بعدی رهبری سازمان را تربیت کنند.
آزمون نهایی یک رهبر این است که سازمان پس از خروج او چگونه واکنش نشان میدهد. آیا جانشینی وجود دارد؟
مهارت هشتم: ایجاد امنیت روانی برای کارکنان
از دیدگاه اولریش رهبران باید محیط کاری امن برای کارکنان مهیا کنند تا آنها ترسها و اضطرابهای شخصی و حرفهای خودشان را به راحتی بیان کنند.
هنگامیکه کارکنان بتوانند صادقانه نگرانیهای خود را در مورد نیازهای کاری نوظهور، بیعدالتی اجتماعی و فرصتهای شغلی خودشان به اشتراک بگذارند، احساس میکنند که شنیده شدهاند و برای سازمان مهم هستند.
این امر به عنوان یک سرمایهگذرای درون سازمانی، نوعی خود مراقبتی درون سازمانی است و موجب افزایش بهرهوری تمام سازمان و افزایش رضایت ذینفعان آن میشود. یکی از پارامترهای ایجاد امنیت روانی کارکنان نیز، افزایش کیفیت زیست کارکنان است.
که در مقاله کیفیت زیست کارکنان و افزایش بهره وری در سازمان به تفصیل در مورد آن صحبت کردهایم.

مهارت نهم: مدیریت تناقضات و تعارضات
به عقیده دیو اولریش، رهبرانی که تناقضات و تعارضات را درست مدیریت میکنند، به نظرات دیگران احترام میگذارند، بدون اینکه مخالف باشند، اختلاف نظر دارند، و درعینحال که میتوانند به دنبال همگرایی باشند، واگرایی را تشویق میکنند.
لازمه مدیریت صحیح تناقضات داشتن اصالت، هوش هیجانی بالا و انعطافپذیری (یادگیری و پذیرش) است.
شما میتوانید برای درک بهتر مفهوم تعارضات سازمانی و نحوه مدیریت آن، این مقاله را مطالعه نمایید.
مهارت دهم: شفاف باشید و تکرار کنید (عمل کنید)
در نهایت اولریش معتقد است، رهبران قبل از آنکه از دیگران بخواهد کاری انجام دهند یا رفتاری را اصلاح کنند حتما باید خودشان به آن عمل کنند.
تا زمانی که خودشان به چیزی که میگویند عمل نکنند؛ نمیتوانند از سایرین انتظار انجام آن را داشته باشند. او بر مفهوم شناخت خود به عنوان رهبر و سپس شناخت دیگران در پیشبرد این مهارت تاکید میکند.
حرف آخر
حالا که این ده مهارت را از نگاه یک کارشناس بینالمللی خواندهاید، چند دقیقه ای فکر کنید و دوباره به ابتدای نوشته برگردید.
پله پله هر مهارت را دوباره بخوانید.
حالا ببینید،شما به عنوان یک مدیر یا رهبر تیم و سازمان، کدام یک از این مهارت ها را دارا هستید؟
کدام یک از این مهارتها در شما نیاز به تقویت و رشد دارد؟
از نبودن یا نداشتن کدام مهارت در زمان مدیریت خودتان ضربه خوردهاید؟