تحقیق در مورد مهارتهای مورد نیاز یک شغل، میتواند باعث شود که نقش مهارتهای اساسی در توسعه آن را نادیده بگیرید. منظور این است که گاهی میزان توجه ما به مهارتهای سخت آنقدر زیاد است که فراموش میکنیم مهارتهای نرم نقش کلیدیتری در پیدا کردن یک شغل و البته ماندن در آن دارند.
تنها راه برای شناسایی مهارتهای نرم مورد نیاز، صرف زمان است. با صرف زمان و مرور عادتهایی که در حال حاضر دارید، میتوانید حوزههایی را که نیاز به توجه بیشتری دارند، شناسایی کنید و با انجام این کار مهارتهای شغلی خود را بهبود ببخشید.
یکی از مهمترین مهارتهای نرم در رهبری، مهارت یادگیری است.
برای همین در این مقاله از وبلاگ سایت ملکا و در ادامه بررسی جز به جز مهارت های رهبری نوین، مهارت یادگیری را بررسی و مرور خواهیمکرد.
منظور از مهارت یادگیری چیست؟
مهارت یادگیری یا به عبارت بهتر مهارتهای یادگیری، عادتهایی هستند که میتوانند در طول زندگی برای تکمیل پروژهها و برقراری ارتباط موثر مورد استفاده قرار گیرند. آنها را میتوان به طور مداوم توسعه داد و بهبود بخشید تا به شما در انجام وظایف روزانه یا دستیابی به نقاط عطف شغلی کمک کنند.
اگر بخواهیم به زبانی خیلی ساده مهارت یادگیری را توضیح دهیم به این چند جمله میرسیم:
مهارت یادگیری یعنی توانایی پذیرفتن آنچه که نمیدانیم و کوشش برای فراگرفتن آن با بالاترین کیفیت. پس آنچه که درنهایت حاصل میشود، تغییر در رفتار است. روانشناسان رفتارگرا، یادگیری را به عنوان تغییر رفتار بر اثر تاثیرات محیطی تعریف میکنند. بنابراین اگر یادگیری به تغییر رفتار منتهی نشود، نمیپذیرند که یادگیری اتفاق افتاده است.
یادگیری چه ویژگیهایی دارد؟

میتوان گفت، یادگیری علاوه بر تعارف و مشخصههای اساسی، یک سری ویژگیهای کلی دارد که که در زیر به آنها اشاره کردهایم.
- کسب و ایجاد دانش یا مهارت
- توانایی به کارگیری آن مهارتها در زمینههای مختلف
- اهمیت مشارکت فعال در یادگیری
- داشتن روندی مداوم و مستمر
- تمرکز بلندمدت و آیندهنگر
- داشتن مراکز توسعه شغلی
- تمرکز بر یادگیرنده به عنوان یک فرد
- داشتن تعاملات زیاد (یعنی ما با هم و از هم یاد میگیریم)
- داشتن گروههای کوچک و بزرگ
- داشتن هدفی مفهومی و البته عمومی
- داشتن نقش تسهیلگر در فرآیندها
- استوار بر میزان انگیزه یادگیرنده
- تمرکز بر ارزشها، نگرشها، طرز فکر، نوآوری و نتایج
- کمک به کارفرمایان و مدیران علاوه بر کارمندان و نیروی انسانی
- همسو بودن با چشمانداز موفقیت سازمان
- تنوع مخاطبان با نگرشهای مختلف
- ساختار پیشرفت دورهای
اساساً یادگیری فرآیندی بلندمدت در جذب اطلاعات جدید و حفظ آن است. سپس این فرآیند میتواند مهارتها و تواناییهای یک کارمند را افزایش داده و به او کمک کند تا به اهداف شخصی خود در محل کار و یا حتی زندگی شخصی، دست پیداکند.
در پروسه یادگیری، فرد یاد میگیرد که چگونه امروز با یک موضوع خاص کنار بیاید، اما در کنار آن میآموزد که فردا نیز برای مقابلهی خلاقانه با یک چالش جدید، آماده باشد.
متاسفانه مهارت یادگیری از جمله مهارتهای رهبری است که با عبارات دیگری چون آموزش، اشتباه گرفته میشود. بسیاری فکر میکنند؛ یادگیری یعنی یک رهبر را آموزش داد یا خودش در دورههای آموزشی شرکت کند. اما در اصل چنین نیست و این یک تفاوت عمده و مهم بین یادگیری و آموزش را تشکیل میدهد.
در ادامه این نوشته میخواهیم شما را از این سردرگمی بیرون آورده و تفاوت مهارت یادگیری با دیگر عباراتی که به اشتباه جایگزین آن شده است، بیان کنیم.
تفاوت بین یادگیری و آموزش چیست؟

شاید بد نباشد در اولین قدم، تعریفی مشخص از آموزش داشته باشیم. در حالی که یادگیری بر کسب و ایجاد دانش و مهارتهای غیراختصاصی متمرکز است، از سوی دیگر، آموزش با انتقال مهارتهای خاص و با یک سناریوی کاری همراه است.
به عنوان مثال، آموزش کارمندان برای استفاده از یک برنامهی نرمافزاری، چگونگی مدیریت انبار، یا آموزش استفاده از یک محصول خاص به کارمندان حوزه خدمات پس از فروش همه در این مقوله جای میگیرند.
یک نکته خیلی مهم در مورد تفاوت یادگیری و آموزش این است که: یادگیری را میتوان به عنوان یک فرآیند در نظر گرفت، در حالی که آموزش بیشتر یک رویداد خاص است.
آموزش بر هدایت گروههای بزرگی از نیروی انسانی تمرکز دارد که چگونه یک کار خاص را انجام دهند یا رفتاری را تکرار کنند؛ که به آنها کمک میکند تا عملیات روزانهی خود را بدون نیاز به دیگری، انجام دهند.
آموزش میتواند به شکل آموزش الکترونیکی، یک کارگاه یا ورکشاپ داخلی، یک برنامهی آنلاین یا یک دوره آموزشی با مربیان خبره در یک مرکز آموزشی خارج از سازمان باشد. هدف آموزش افزایش بهرهوری و کارایی سازمان و در نهایت ایجاد سود است.
با مهمترین ویژگی های آموزش آشنا شوید
تفاوت اصلی بین آموزش و یادگیری این مساله است که هدف آموزش تغییر، توسعه یا گسترش دیدگاه یا رفتار یادگیرنده نیست. آموزش بر روی یک کار خاص متمرکز است و به یادگیرنده میآموزد که چگونه آن را انجام دهد.
اینکه یادگیرنده آموختههای خود را جذب کند، حفظ کند یا بر اساس آن عمل کند، کاملاً به میزان توانایی آنها در به کارگیری دانش و مهارتهای جدید خود در دنیای واقعی و جستجوی پیشرفت بیشتر، بستگی دارد.
این چند مورد، اصلیترین ویژگیهای آموزش در قیاس با یادگیری به عنوان مهارت هستند.
- آموزش عمل ایجاد دانش یا مهارتهای خاص است
- هدف در آموزش، انتقال اطلاعات است
- آموزش یک تجربهی یادگیری ساختاریافته است
- این مساله نیاز به درگیری منفعلانه از جانب یادگیرنده دارد
- تمرکز بر مزایای کوتاهمدت و نیازهای فوری کسبوکار دارد
- آموزش معمولاً در گروههای بزرگ ایجاد میشود و مقیاسپذیر است (تا صدها یا هزاران نفر در یک زمان)
- هدف آموزش مختص جنبهای خاص از شغل فرد است
- محتوا قابل تکرار و سازگار است
- میتوانید درک شرکتکننده از آموزش را آزمایش کنید
- آموزش از بیرون به درون است
- آموزش بر دانش، مهارت، توانایی و عملکرد تمرکز میکند
- مناسب برای توسعه شایستگیهای ضروری است
- ممکن است با چشمانداز کلی سازمان مرتبط نباشد
- آموزش یک تجربهی یک جانبه است (یعنی من در حال آموزش هستم یا کسی را آموزش میدهم)
- مخاطب معمولاً متشکل از یک متخصص و گروهی از افراد است که کمتر متخصص هستند و میخواهند از آن شخص، بیاموزند
- پیشرفت فرد در فرآیند آموزش خطی است (زمانی که در یک سطح تسلط پیدا کردید، به سطح بعدی خواهید رفت).
در نهایت مهم است که به خاطر داشته باشید هدف آموزش تغییر شکل دادن به رفتار یک فرد نیست، بلکه آموزش دادن به آنها برای انجام وظایفی خاص است. از این رو، کارکنان جدید معمولاً هنگام پیوستن به شرکت، یک سری جلسات آموزشی را پشت سر میگذارند. از طریق این نوع آموزش سازمانی، آنها یاد میگیرند که چگونه وظایف روزانهی خود را به طور موثر انجام دهند.
به جز آموزش، در خیلی موارد، افراد یادگیری را با مطالعه یا حتی درس خواندن هم اشتباه میگیرند. فکر میکنم عمدهی نظریههای یادگیری و تعریفهای آن، که در یک قرن گذشته مطرح شدهاند، یک ویژگی مشترک دارند که معتقدند آنچه را به عنوان آموزش عمومی (Public Education) یا آموزش رسمی میشناسیم، چندان موفق و اثربخش ارزیابی نمیشود.
به همین علت طی دهههای اخیر، شاهد رواج موج گسترده انتقاد از سیستمهای آموزش رسمی و دولتی و خصوصی بوده و هستیم.
تفاوت یادگیری با مطالعه یا درس خواندن (آموزش عمومی)

تفاوت اصلی بین یادگیری و مطالعه در این است که یادگیری شامل کسب دانش و تجربه است و میتواند در هر دو محیط رسمی و غیررسمی انجام شود، در حالی که مطالعه، فرآیند یادگیری و جستجوی اطلاعات است و اغلب در یک محیط رسمی صورت میگیرد.
اگرچه یادگیری و مطالعه هر دو مستلزم کسب دانش هستند، اما تفاوتهای متعددی بین این دو شیوه وجود دارد.
تعریف مطالعه از نگاه تخصصی و علمی
مطالعه فرآیند یادگیری و یافتن اطلاعات است. افراد از ابزارهای مختلفی مانند کتاب و رایانه برای کسب اطلاعات در فرآیند مطالعه استفاده میکنند. به عنوان مثال، اگر شخصی تاریخ را مطالعه کند، ممکن است حقایق و اطلاعات کتابهای تاریخ را بیاموزد. عموماً افراد به این دلیل مطالعه میکنند که میخواهند چیزی یاد بگیرند؛ و اینکه بیشتر اوقات، مطالعه در یک محیط رسمی انجام میشود.
مطالعه در مدرسه و دانشکاه بسیار مهم است، زیرا مهارتهای ضروری بسیاری را برای دانشآموزان و دانشجویان فراهم میکند.
هنگام مطالعه، فرد باید حقایق و اطلاعاتی را که میخواند، کاملاً درک کند. در واقع، درک مطلب در فرآیند مطالعه بسیار مهم است.
در فرآیند مطالعه، دانشجویان دانش را از منابع مختلفی جذب میکنند. علاوه بر این، مطالعه یک فرآیند غیرفعال در نظر گرفته میشود که در آن فراگیران از تکنیکهای مختلفی استفاده میکنند.
به عنوان مثال، برخی از دانشآموزان ممکن است با صدای بلند درس بخوانند. در حالی که برخی از دانشآموزان در هنگام مطالعه و کسب دانش، آهسته و در سکوت مطالعه میکنند. در همان زمان، برخی دیگر از دانشآموزان یادداشتهای کوتاهی از کتاب اصلی را در گوشهای مینویسند. برای همین استفاده از تکنیکهای مطالعه ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. اما یادگیری چنین نیست یک تعریف مشخص و فرآیند علمی مشخص دارد.
یادتان باشد؛ تفاوت اصلی مطالعه و یادگیری در این است که، فرد با هدف ایجاد تغییر، مطالعه نمیکند.اما هویت اصلی یادگیری در تغییر و تحول نهفتهاست.
تفاوت یادگیری با اکتساب دانش یا acquisition چیست؟

بیایید با یک مثال شروع کنیم. فراگیری زبان یک فرآیند ناخودآگاه است. کودک ابتدا زبان مادری خود را از مادر یا محیط اطرافش فرا میگیرد. اما این فراگیری زبانی شامل یادگیری قوانین یا ساختارهای گرامری نیست.
چه کودک باشید و چه بزرگسال، هر کسی که در حال یادگیری یک زبان جدید است، ابتدا صداها و واژگان و سپس الگوها و ساختار جملات را میآموزد. با این حال، یک فرآیند یادگیری رسمی فقط در یک محیط رسمی مانند یک مدرسه یا آموزشگاه برای او ارائه میشود.
برخلاف یادگیری، در فراگیری زبان، کودکان بدون هیچگونه آموزش رسمی یا غیررسمی، کلمات و ساختار جمله را به دست میآورند.
پس تفاوت اصلی یادگیری و اکتساب این است که، یادگیری با ساختار سروکار دارد در حالی که فراگیری یا اکتساب، ابتدا به سراغ ساختار رسمی نمیرود. یعنی تفاوت اصلی بین یادگیری و اکتساب در این است که، یادگیری فرآیندی آگاهانه است در حالیکه اکتساب فرآیندی است ناآگاهانه.
هنگامی که در مورد یادگیری زبان دوم و سوم صحبت میکنیم، اغلب از هر دو اصطلاح یادگیری و اکتساب استفاده میکنیم. اما در اینجا، اکتساب شامل جذب ناخودآگاه یک زبان، عمدتاً از طریق قرار گرفتن در معرض آن است. از سوی دیگر، یادگیری شامل مطالعهی آن از طریق آموزش رسمی و درک آگاهانه است.
به همین دلیل است که ما علیرغم اینکه در محیطی فارسیزبان بزرگ شدهایم و به خوبی زبان فارسی را صحبت میکنیم، اگر به مدرسه نرفته و ساختار زبان فارسی را نخوانده باشیم، تفاوت بین افعال گذشته و حال را هیچوقت درک نخواهیم کرد. زیرا، آگاهی از ساختار جمله، به مقوله یادگیری بازمیگردد اما صحبت کردن به زبان فارسی آن هم در محیطی فارسیزبان، تنها به مقولهی اکتساب.
سخن پایانی
یادگیری مستمر، کلیدی برای رهبران سازمانی در عصر دیجیتال و در آستانه تسلط هوش مصنوعی بر تمام امور مدیریتی است. تفاوت اساسی میان یادگیری و آموزش سنتی در انعطافپذیری و خودانگیختگی یادگیری نهفته است.
رهبران باید پیوسته دانش و مهارتهای خود را بهروز نگه دارند تا با تحولات سریع دنیای کسبوکار همگام شوند. در حالی که آموزش عمومی اغلب برنامهریزی شده و ساختارمند است، یادگیری مداوم انعطافپذیری بیشتری دارد و بر توسعه شخصی و حرفهای تمرکز میکند.
بدون شک در سالهای آینده، این توانایی برای سازگاری با تغییرات و یادگیری مستقل، به یک مزیت رقابتی تبدیل خواهد شد، زیرا دنیای کار به سمت پیچیدگی و تغییرات پیوسته پیش میرود.
پس بهعنوان یک مدیر و رهبر سازمانی باید از همین امروز در پی توسعه مهارت یادگیری در خودتان باشید.