ارزش آفرینی در سازمان ها یک فرآیند پیچیده و چند بعدی است که تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. یکی از اصلیترین عوامل، نوآوری است که شامل بهکارگیری ایدههای جدید، محصولات، خدمات و فرآیندها میشود تا ارزش بیشتری برای مشتریان و سازمان ایجاد کند.
مدیریت استراتژیک نیز نقشی کلیدی ایفا میکند که شامل برنامهریزی دقیق، تعیین اهداف واضح، اسمارت و تعیین جهتگیریهای درازمدت برای سازمان است.
منابع انسانی بهعنوان داراییهای ارزشمند سازمان نیز در این مساله بسیار موثرند؛ زیرا انگیزش و مهارت کارکنان میتواند به بهبود کارایی و نوآوری منجر شود.
در نهایت فرهنگ سازمانی که حمایت از خلاقیت، یادگیری مستمر و پذیرش شکست بهعنوان بخشی از فرآیند یادگیری را ترویج میدهد.
تمرکز بر مشتریان با شناخت نیازها و ترجیحات آنها و ارائه راهحلهای متناسب نیز، منجر به ایجاد ارزش میشود. همچنین پارامترهایی چون بهرهوری و کارایی در فرآیندها و در نهایت، پایداری و مسئولیت اجتماعی شرکتها، به عناصر حیاتی در ایجاد ارزش تبدیل شده اند.
اما چگونه در کسب و کارها خلق ارزش کنیم؟ اگر کسب و کار ما فقط یک سازمان کوچک با نفرات محدود بود چه؟ در این مقاله نگاهی کوتاه به مذلهای ارزش آفرینی و چگونگی حفظ و رشد ارزش در سازمانها و کسب و کارها داریم.
3 روش برای ارزش آفرینی موثر در کسب و کارهای کوچک
ارزش آفرینی موثر در کسب و کارهای کوچک اصل مهمی است که زمینه رشد و بقای آنها را به عناون بدنه اقتصادی جامعه فراهم میکند. این فرآیند با درک نیازهای مشتریان و ارائه محصولات یا خدماتی که این نیازها را برآورده میسازد، آغاز میشود.

ارزش آفرینی نه تنها به معنای ارائه کالاها یا خدمات با کیفیت است، بلکه به معنای ایجاد تجربهای مثبت برای مشتریان است که باعث وفاداری آنها شود. کسب و کارهای کوچک با انعطافپذیری بیشتری که در برابر تغییرات بازار و نیازهای مشتریان دارند، میتوانند به سرعت خود را با شرایط تطبیق داده و ارزشهای منحصر به فردی ایجاد کنند.
همچنین، تمرکز بر نوآوری و خلاقیت میتواند به کسب و کارهای کوچک کمک کند تا از رقبا متمایز شوند و بازار خود را گسترش دهند. پیش از صحبت در مورد عوامل و پارامترهایی که در ایجاد مدل های ارزش آفرینی موثر سازمانی باید در نظر گرفته شوند، اجازه دهید نگاهی به سه روش ارزش آفرینی در کسب و کارهای کوچک داشته باشیم.
- ایجاد ارزش جدید
ایجاد یک ارزش جدید چالش برانگیزترین رویکرد است، زیرا شما چیزی کاملاً جدید را از ابتدا خلق میکنید. این رویکرد شامل انجام کاری کاملاً جدید است، مانند توسعه یک محصول یا خدمات جدید و ورود به بخش بازاری متفاوت از بخشی که با آن آشنا هستید.
- ایجاد ارزش بیشتر
ایجاد ارزش بیشتر در مقایسه با روش اول، روش سادهتری است، زیرا شما با چیزی کار میکنید که قبلاً دارید. درواقع شما با فضایی آشنا هستید و فقط میخواهید آن را گستردهتر کنید.
- ایجاد یک ارزش بهتر
ایجاد ارزش بهتر، روش ساده دیگری است. زیرا محصولات، خدمات و مدلهای تجاری (دیجیتال) موجود را بهبود میبخشد. بهترین رویکرد برای این مدل ارزشآفرینی ، تمرکز بر کیفیت در مقابل کمیت است.
مهمترین پارامترها در رشد ارزش آفرینی موثر سازمانی
شاید بتوان موثرترین پارامترها بر روند چگونگی ارزش آفرینی را نوآوری، تمرکز بر مشتری، بهرهوری، و فرهنگ سازمانی دانست.
نوآوری بهعنوان اساس توسعه محصولات و خدمات جدید و بهبود مداوم.
تمرکز بر مشتری به معنای شناخت دقیق نیازها و انتظارات آنها و پاسخگویی به این نیازها
بهرهوری به معنای ایجاد ارزش افزوده و کاهش هزینهها از طریق بهینهسازی فرآیندها و استفاده مؤثر از منابع
و فرهنگ سازمانی که بر ارزشها، نوآوری و مسئولیتپذیری تأکید داشته باشد، کارکنان را متحد و به سوی اهداف مشترک هدایت میکند.
این پارامترها به طور مشترک ارزش آفرینی موثر و پایدار در سازمان ها را تضمین میکنند. ولی باید سطح این ارزش آفرینی را همیشه حفظ کرد و بالا نگه داشت.
چه عواملی این سطح ارزش آفرینی در سازمان یا تحول در این حوزه را تسریع میکند و باید همواره در نظر گرفته شوند؟
بیاید با هم نگاهی کوتاه و مختصر به این موارد بیاندازیم.

ایجاد شدت
به این معنی است که کسبوکار شما باید بر ارائه محصولات و خدمات با قدرت اضافی که در حال حاضر در صنعت وجود دارد، تمرکز کند. به عنوان مثال، شما ممکن است محصولات و خدمات باکیفیتی بالاتر و فراتر از آنچه رقبا ارائه میدهند، ارائه دهید، بنابراین از انتظارات مشتریان فراتر رفته و در ازای آن، وفاداری آنها را به دست آورید. این یکی از مناسبترین راهها برای افزایش سطح ارزشی است که کسبوکار شما ارائه میدهد.
کاربرد ارزش
کاربرد ارزش به استراتژیهایی اشاره دارد که شما در ارائه ارزش به پایگاه مشتری خود به کار میگیرید و اینکه چگونه چنین استراتژیهایی، پایگاه مشتری شما را گسترش میدهند. به عنوان مثال، شخصی که یک فروشگاه خردهفروشی دارد باید به این فکر کند که چگونه داشتن یک سایت فروشگاهی، میتواند کسبوکار او را بهبود بخشد. این پتانسیل افزایش تجربه و رضایت مشتریان محلی شما را دارد و در عین حال پایگاه مشتریان شما را در سطح جهانی گسترش میدهد و در نتیجه ارزش بزرگتر و بهتری را برای همه طرفها ایجاد میکند.
افتادن در دام تله ها
یکی از بزرگترین محدودیتهای کسبوکارهای امروزی این است که اکثر صاحبان مشاغل و کارآفرینان، در انجام کارها در دام «سنتها» میافتند. این افراد برای پذیرش نوآوریهای دیجیتال جدید که میتواند کسبوکارشان را به سطح بالاتری برساند و پایگاههای مشتریانشان را گسترش دهد، تلاش میکنند.
بسیاری از کسبوکارها به دو دلیل اصلی گرفتار این دام میشوند:
- ترس از تغییر
بیشتر صاحبان کسبوکار از تغییر میترسند و اغلب نگران هستند که تغییر به جای بهبود، به کسبوکارشان آسیب بزند.
- سنتها
بسیاری از صاحبان کسبوکار نمیخواهند روشی را که انجام میدادند تغییر دهند، فقط به این دلیل که این روش برای X سال کار کرده است.
این ذهنیتهای محدودکننده میتواند برای رشد کسبوکار مضر باشد. ترسیم یک مدل ارزشآفرینی جدید میتواند منجر به نوآوریها و همچنین بهبود در تعامل با مشتری شود.
تعامل با مشتری
کسبوکارها میتوانند ارزش خود را با توجه بیشتر به پایگاه مشتریان موجود خود و یافتن آنچه که برایشان جذاب است، بهبود بخشند. این اطلاعات به آنها کمک میکند تا محصولات و خدماتی را برای رفع نیازها و خواسته های مبرم مشتریان خود ایجاد کنند. کسبوکارهای تثبیتشده میتوانند این اصول را با استفاده از اطلاعاتی که از قبل بر روی پایگاه مشتریان فعلی خود دارند، برای ایجاد خدمات جدید، بهتر و بهبودیافته اعمال کنند.
ارزش در مقابل درآمد
بیشتر کسب و کارها سود را با ارزش اشتباه میگیرند. آنها برای درآمد، قبل از رضایت مشتری (ارزش) مبارزه میکنند. متأسفانه، حقیقت این است که اگر کسبوکار شما درآمد را در مقابل رضایت مشتری قرار دهد، ممکن است در کسبوکار دوام نیاورید. تیم فروش شما باید بر اساس ارزش در مقابل قیمت بفروشد. اولویت دادن به رضایت مشتری بهترین راه برای ایجاد ارزش و در عین حال افزایش درآمد است.
ایجاد روند ارزش آفرینی موثر در سازمان و کسب و کارها

هر سازمان و مجموعه ای که به عنوان کسب و کار در نظر گرفته میشود یک هدف اصلی و مشخص دارد: افزایش درآمد و کسب سود
و برای رسیدن به این هدف، هر سازمان اقدام به تولید و ارائه محصول یا خدمت به مشتریان و مخاطبانش میکند.
برای ایجاد یک روند ارزش موثر در فرآیند محصول – خدمت و افزایش سودآوری سازمان چه کار باید کرد؟
ما اینجا دو روش پیشنهادی برای شما داریم.
یک برنامهی انگیزشی جذاب ایجاد کنید
در اینجا برخی از بهترین برنامههای انگیزشی که میتوانید برای مشتریان خود ایجاد کنید، آورده شده است:
- تخفیف
میتوانید به عنوان یک استراتژی برای قدردانی از مشتریان وفادار، تخفیف ارائه دهید. پیشنهاد تخفیف شما همچنین میتواند چندین خرید یا محصولات و خدماتی را که به طور منظم خریداری میشود را پوشش دهد. علاوه بر این، میتوانید برای افزایش فروش و کمک به مشتریان، بستههای تخفیفی را در طول تعطیلات، فصول جشنهای خاص، یا خارج از فصل پیشنهاد دهید.
- پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه، یکی از بهترین راهها هستند تا به مشتریان خود بفهمانید که چقدر برای آنها ارزش قائل هستید و از آنها قدردانی میکنید. شما میتوانید کالاها و خدمات رایگان را در قالب یک سرویس یا جایزه ویژه برای مشتریان ارائه دهید. به عنوان مثال، ارسال سریع یا رایگان کالا، خدمات پس از ساعت کاری، تعیین یک مدیر شخصی یا کاهش حداقل مقدار سفارش.
- نسخههای رایگان محصول یا خدمت
تحقیقات نشان داده است که 10 تا 20 درصد از افرادی که از محصولات و خدمات آزمایشی رایگان استفاده میکنند، در نهایت به مشتریانی با حسابهای پولی تبدیل میشوند. اگر محصولات و خدمات مبتنی بر اشتراک را ارائه میکنید، مشتریان میخواهند قبل از انتخاب یک طرح پرداخت، احساس کنند که در چه چیزی سرمایهگذاری میکنند. این یک فرصت عالی است تا به مشتریان خود اجازه دهید ارزش محصولات و خدمات شما را بدون متحمل شدن هیچ گونه هزینهای در ابتدا درک کنند.
- شراکت با برندهای دیگر
شما میتوانید با پیشنهادات برند مشترک، شروع به ایجاد ارزش برای مشتریان کنید. به عنوان یک شریک بالقوه، شرکتی را انتخاب کنید که مکمل برند شما باشد. به عنوان مثال، برخی از مشتریان بانکی اگر از وبسایت خردهفروشی شریک خود خرید کنند، میتوانند وجه نقد بیشتری دریافت کنند. اگر کالاها و خدمات مرتبط را با این همکاری ارائه دهید، مشتریان احساس خواهند کرد که به ارائه محصولات و خدمات عالی اهمیت میدهید.
استفاده از برنامههای وفادارسازی
کاربران نهایی به احتمال زیاد شرکتهایی را با برنامههای وفاداری توصیه میکنند تا آنهایی که هیچ برنامهای ندارند. هدف یک برنامه وفاداری قدردانی از مشتریان برای همکاری و وفاداری آنها به برند شما است. انواع مختلفی از برنامههای وفاداری وجود دارد که عبارتند از:
- برنامه وفاداری مبتنی بر اساس مسیر سفر مشتری
در اینجا، مشتریان برای اشتراک ایمیل، خرید، افزودن اطلاعات شخصی یا ارائه بازخورد، امتیاز دریافت میکنند. امتیازهای جمعآوری شده را میتوان برای خریدهای بعدی خرج کرد. قهوهخانهها بیشتر از این روش استفاده میکنند. پس از اولین خرید، آنها به مشتریان خود یک کارت مهر میدهند که به ازای هر قهوهی خریداری شده، مهر میشود. مشتری به محض تکمیل کارت، یک فنجان قهوه رایگان دریافت میکند.
- برنامه وفاداری مبتنی بر رتبه
در اینجا، مشتریان بر اساس سطح عضویت خود، پاداش و مزایا دریافت میکنند. با خرید بیشتر یا صرف پول بیشتر، مشتریان به سطح عضویت بالاتری با جوایز و مزایای متناسب بالاتر میروند. با پیشرفت در هر سطح، مشتریان امتیاز و تخفیف بیشتری دریافت میکنند.
هدف گذاری برای یک طرح ارزشآفرینی موثر و موفق

در مدیریت استراتژیک سازمانی، یکی از اصلی ترین وظایف رهبران، هدف گذاری و هدایت کل مجموعه به سمت هدف است.
اما این هدف چگونه باید انتخاب و اجرایی شود؟
یکی از مدلهای مطرح در هدفگذاری موثر سازمانی، روش SMART است.
این طرح که بر اساس اصل (Specific، Measurable، Achievable، Realistic,Timely) یا SMART انجام میگیرد؛ شامل 10 گام و مرحله زیر است:
- محرکهای ارزش مشخص و قابل اندازهگیری، ایجاد کنید
- اهداف واقعبینانه و قابل دستیابی را تعیین کنید
- تاریخهای هدف را اضافه کنید
- روی عملکرد طرح ارزشآفرینی نظارت و سنجش داشته باشید
- برنامه ارزشآفرینی خود را به اشتراک بگذارید
- به طرح ارزشآفرینی خود بازخورد اضافه کنید تا آن را بهروز نگه دارید
- اهداف و اقدامات خود را به زنجیرهی ارزش پیوند دهید
- اهداف و استراتژیهایی را برای حمایت از محرکهای ارزش خود توسعه دهید
- اقدامات لازم برای دستیابی به اهداف را شناسایی کنید
- گزارش پیشرفت و عملکرد را به اشتراک بگذارید
در نهایت اینکه خلق ارزش بستر هر کسبوکار موفقی است. هنگام توسعه و بازاریابی محصولات یا خدمات جدید، اولین چیزی که باید در ذهن خود نگه دارید، ارزش است. در نظر بگیرید که بازار هدف شما به چه چیزی بیشتر اهمیت میدهد و روی ایجاد چه محصولات و خدماتی تمرکز کنید که آن را به آنها ارائه میدهد. مدلهای ارزشآفرینی را در کسبوکار خود پیاده کنید تا بتوانید مشتریان بالقوه خود را وادار کنید به مشتریان بلندمدت و وفادار تبدیل شوند.
سخن پایانی
در آینده نهچندان دور ، تغییرات گستردهای بر عوامل ارزش آفرینی موثر در سازمان ها تأثیر میگذارد. با پیشرفتهای تکنولوژیک، نوآوری و بهرهوری در سازمان ها به سطوح بیسابقهای خواهند رسید و هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی نقشی اساسی در بهبود فرآیندها و تصمیمگیریها ایفا خواهند کرد.
مدیریت استراتژیک به ناچار باید با سرعت تغییرات محیطی همگام شود و انعطافپذیری بیشتری داشته باشد. فرهنگ سازمانی هم باید تمرکز بیشتری بر روی یادگیری مداوم و سازگاری تمام سازمان با تغییر داشته باشد. همچنین، پایداری و مسئولیتهای اجتماعی شرکت ها و سازمان های مطرح بهویژه در حوزه محصول و خدمات، به احتمال زیاد تحت تاثیر فشارهای جهانی برای اقدامات زیستمحیطی و اجتماعی قویتر قرار خواهند گرفت.
همراهان محترم ملکا، خاطرنشان میسازد؛ تمام تصاویر این مقاله توسط هوش مصنوعی DALL.E و بر اساس موضوعات مطرح در مقاله ساختهشدهاند.