آشنایی با مدل های ذهنی در کسب و کار و چرایی اهمیت آن

آشنایی با مدل های ذهنی در کسب و کار و چرایی اهمیت آن

مدل های ذهنی در کسب و کار، الگوهای فکری هستند که به ما کمک می‌کنند تا داده‌ها و اطلاعات را بهتر فهمیده و تصمیمات بهتری بگیریم. این مدل‌ها، از قوانین اصلی روانشناسی، اقتصاد، علوم اجتماعی و تجربیات شخصی گرفته می‌شوند.

آن‌ها به ما امکان می‌دهند تا پیچیدگی‌های دنیای کسب و کار را ساده‌تر درک کرده، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری داشته‌باشیم و از دام‌ها و تله‌های شناختی پرهیز کنیم.

مثلاً، مدل SWOT برای تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها استفاده می‌شود؛ در حالی که مدل پرتوفلیوی BCG به شرکت‌ها کمک می‌کند تا محصولات و بازارهای خود را بهتر مدیریت کنند.

مدل های ذهنی در کسب و کار برای مدیریت استراتژیک، تحلیل رقابتی، توسعه محصول و بسیاری از جنبه‌های دیگر کسب و کار حیاتی هستند.

حالا در این مقاله همراه با شما به بررسی ۷ مدل های ذهنی در کسب و کار می‌پردازیم و در بلاگ بعدی ملکا، برای کسب مهارت تصمیم‌گیری بهتر با مدل های ذهنی تفکر سیستمی آشنا می‌شویم.
در انتهای مجموعه مقالات مدل های ذهنی نیز با چگونگی پیاده‌سازی مدل های ذهنی در کسب و کار آشنا خواهیم‌شد.

انواع مدل های ذهنی در کسب و کار

ماتریس آیزنهاور: The Eisenhower Matrix

ماتریس آیزنهاور یک چارچوب تصمیم‌گیری است که به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید چه وظایف و اقداماتی را باید در اولویت قرار دهید. این یک ماتریس 2X2 ساده است و به اولویت‌بندی وظایف بر اساس فوریت و اهمیت کمک می‌کند. این مدل برای تسریع در تصمیم‌گیری و افزایش تمرکز طراحی شده است.

تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که، تصمیمات خود را به یکی از چهار ربع تقسیم کنید و بر اساس آن اقدام کنید.

در اولین اقدام، فعالیت‌های فوری و مهم را از یکدیگر جدا کنید. فعالیت‌های مهم نتیجه‌ای دارند که منجر به دستیابی به نتایج یا شاخص‌های کلیدی عملکرد می‌شود.

فعالیت‌های فوری نیاز به توجه فوری دارند و اغلب با دستیابی به چیزهایی مرتبط هستند که به KPIهای شما مرتبط نیستند، اما عواقب عدم برخورد با آن‌ها فوری است.

  • اگر فعالیتی هم فوری و هم مهم باشد؛ همین الان برای آن اقدام کنید.
  • اگر فعالیتی فوری است اما مهم نیست؛ آن را به شخص دیگری واگذار کنید.
  • اگر فعالیتی فوری نیست اما مهم است؛ زمانی را در آینده نزدیک برای انجام آن برنامه‌ریزی کنید.
  • اگر فعالیتی فوری و مهم نیست؛ آن را فراموش کنید.

مدل ذهنی پرتفوی BCG 

مدل ذهنی پرتفوی BCG 

این مدل یک ابزار تجزیه و تحلیل استراتژیک است که توسط مشاوره‌ی مدیریت بوستون (BCG) ایجاد شده است. این مدل برای کمک به سازمان‌ها در شناسایی محصولات یا واحدهای تجاری با عملکرد بالا و پایین در نظر گرفته شده است. 

مدل BCG بر اساس دو محور اصلی است: نرخ رشد بازار و سهم بازار.

  • نرخ رشد بازار: این محور نشان‌دهنده‌ی جذابیت بازار است. محصولات در بازارهای با رشد بالا ممکن است پتانسیل بیشتری برای سودآوری داشته باشند.
  • سهم بازار: این محور نشان‌دهنده‌ی قدرت رقابتی یک واحد تجاری است. واحدهایی با سهم بازار بالا معمولاً کارایی بیشتری دارند.

مدل  BCG هم‌چنین از چهار دسته از محصولات یا واحدهای تجاری را شناسایی می‌کند:

  • ستاره‌ها (Stars): با سهم بازار بالا در بازارهای با رشد بالا. این‌ها اغلب سرمایه‌گذاری زیادی را نیاز دارند تا موقعیت خود را حفظ کنند.
  • گاوهای پول‌ساز (Cash Cows): با سهم بازار بالا در بازارهای با رشد پایین. این‌ها سود زیادی تولید می‌کنند و نیاز به سرمایه‌گذاری کمتری دارند.
  • پرسش‌ها (Question Marks): با سهم بازار پایین در بازارهای با رشد بالا. این‌ها نیاز به تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌گذاری یا خروج دارند.
  • سگ‌ها (Dogs): با سهم بازار پایین در بازارهای با رشد پایین. این‌ها معمولاً بازدهی پایین دارند و ممکن است برای خروج یا بازنگری در نظر گرفته شوند.

این مدل به مدیران کمک می‌کند تا در مورد کجا سرمایه‌گذاری کنند، کدام محصولات را توسعه دهند یا کدام واحدهای تجاری را کنار بگذارند.

مدل ذهنی SWOT

مدل ذهنی SWOT یک ابزار استراتژیک برای تجزیه و تحلیل است که در مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک استفاده می‌شود. این مدل به سازمان‌ها کمک می‌کند تا درک بهتری از نقاط قوت و ضعف خود داشته باشند و فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی را شناسایی کنند.

 SWOT مخفف چهار عنصر اساسی است: 

  • نقاط قوت (Strengths)
  • نقاط ضعف (Weaknesses)
  • فرصت‌ها (Opportunities)
  • تهدیدها (Threats)
  1. نقاط قوت (Strengths): این‌ نقاط قوت ویژگی‌های داخلی سازمان هستند که به آن اجازه می‌دهند در مقابل رقبا برتری داشته باشد. از منابع منحصر به فرد، تیم‌های ماهر و دارایی‌های فکری گرفته تا موقعیت جغرافیایی استراتژیک.
  2. نقاط ضعف (Weaknesses): این‌ها نیز کاستی‌های داخلی سازمان هستند که می‌توانند سازمان را در مقابل رقبا آسیب‌پذیر کنند. که بهطور مثال عبارتند از نبود منابع کافی، فرایندهای ناکارآمد و فقدان دانش فنی.
  3. فرصت‌ها (Opportunities): این‌ موارد عوامل خارجی سازمان هستند که می‌توانند برای رشد یا بهبود سازمان مورد استفاده قرار گیرند. از تغییرات بازار، تحولات فناوری گرفته تا قوانین جدید که می‌توانند به نفع سازمان باشند.

 

  1. تهدیدها (Threats): این‌ها نیز جزو عوامل خارجی هستند که می‌توانند به سازمان آسیب بزنند. رقابت شدید، تغییرات نامطلوب بازار، یا تغییرات قانونی و دولتی مثل تحریم و رکود که می‌توانند فعالیت‌های سازمان را دشوار کنند.

در نهایت مدل تجزیه و تحلیل SWOT به سازمان‌ها کمک می‌کند تا استراتژی‌های خود را بر اساس ترکیب داخلی قوت‌ها و ضعف‌ها و فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی تنظیم کنند.

مدل ذهنی SWOT

مدل اثرات شبکه: Network Effects

زمانی که استفاده بیشتر از محصول توسط هر کاربر، ارزش محصول را برای سایر کاربران (و گاهی اوقات همه کاربران) افزایش می‌دهد، یک محصول اثرات شبکه مثبتی را نشان می‌دهد. این تعریف به اثرات شبکه “مثبت” مربوط به رشد اشاره می‌کند، زیرا مواردی نیز وجود دارد که اثرات منفی شبکه ممکن است رخ دهد.

اینترنت خود نمونه‌ای عالی از تاثیرات شبکه در عمل است. یک کامپیوتر متصل به اینترنت ارزش چندانی ندارد. اما به محض اینکه کامپیوتر دیگری را وصل می‌کنید و شخص دیگری را برای اتصال دارید، در حال ساختن یک شبکه هستید. همانطور که رایانه‌های بیشتری به شبکه اضافه می‌شوند، هر رایانه اضافی برای شما و همچنین بقیه شبکه، ارزشی را نشان می‌دهد.

مدل اثر فلایویل: The Flywheel Effect

منشأ اثر فلایویل تا حدودی قابل بحث است، اما جیم کالینز در ابتدا از این مفهوم برای همراهی با مدل خوب تا عالی خود استفاده کرد. او در ساده‌ترین شکل خود از آن به عنوان استعاره‌ای برای خوانندگانش استفاده کرد تا حرکت را تجسم کنند. متعاقباً برای توصیف تعداد انگشت‌شماری از مفاهیم در یک چارچوب به نام «اثر فلایویل» که شامل تکانه، حلقه‌های بازخورد، بازده ترکیبی و جهت می‌شود، توسعه یافت. 

یکی از تعریف‌های این مدل که تمام موارد فوق را در بر می‌گیرد جمله زیر است:

“بازخورد مثبت، انگیزه ایجاد کرده و باعث تلاش‌های بیشتر می‌شود.”

درباره این مدل ذهنی در کسب و کار می‌توان آمازون را مثال زد. ابتکارات آمازون یک حلقه مثبت ایجاد کردند که تأثیر ترکیبی بر یکدیگر داشتند.

آمازون با استفاده از صرفه‌جویی در مقیاس برای کاهش ساختار هزینه خود، یک اثر چرخ لنگر ایجاد می‌کند که منجر به قیمت‌های بهتر برای مشتریانش می‌شود. قیمت‌های پایین‌تر به این معنی است که افراد بیشتری شروع به استفاده از آمازون می‌کنند، که سپس فروشندگان بیشتری را جذب می‌کنند و در نتیجه انتخاب بیشتری برای مشتریان ایجاد خواهد شد.

مدل ذهنی براساس توسعه‌ چابک: Agile Development

مدل ذهنی براساس توسعه‌ چابک: Agile Development

توسعه‌ چابک یا اجایل یک رویکرد موفق برای ساخت محصولات بوده است که منجر به کاربرد اصطلاح Agile در بسیاری از فرآیندهای راه‌اندازی و کسب‌وکار شده است. در حالی که ممکن است شما در مرحله توسعه تجارت نباشید، بسیاری از اصول توسعه چابک می‌تواند در مراحل دیگری همچون رشد کسب‌وکار نیز به شما کمک کنند.

برنامه‌ریزی تطبیقی، توسعه‌ی تکاملی، تحویل زودهنگام و بهبود مستمر، اصول این مدل هستند البته با این شرط که انعطاف‌پذیر بوده و بتوانند به خوبی به تغییرات پاسخ دهند.

بگذارید یک توضیح مختصر در مورد اجایل به شما بدهیم؛ تا بهتر این موضوع را درک کنید.

توسعه‌ چابک یا Agile Development چیست؟

پیشینه این مدل ‌ذهنی به سال 2001  برمی‌گردد که تعدادی از برنامه نویسان و توسعه دهندگان نرم افزار در آمریکا اعلام نمودند که مدل و روش سنتی مدیریت پروژه های نرم افزاری باید مورد بازبینی و تردید قرار بگیرد. نتیجه این تغییر بیانیه اولیه چابک یا (Agile Manifesto)بود:
این بیانیه پرده‌برداری از 4 ارزش اصلی و محوری بود که هر ارزش نیز در دو قسمت با یکدیگر مقایسه می شد:

  • افراد و تعاملات آنها بالاتر هستند از فرآیندها و ابزارها
  • نرم افزاری که کار می کند بالاتر است از مستند سازی و داکیومنت سازی انبوه
  • تعامل با مشتری بالاتر است از مذاکرات قراردادی
  • پاسخ به تغییر بالاتر است از دنباله روی و پایبندی از یک برنامه

توجه داشته‌باشید واژه بالاتر در مانیفست بالا، ترجمه شده واژگانی چون over یا than است که در زبان انگلیسی برای مقایسه دو چیز استفاده می‌شود و در اصل به شما این مفهوم را منتقل می کند:
با اینکه نمی‌توان در ساختار چابک چیزی را از گذشته به طور کامل حذف کرد؛ اما باید اهمیت و ارزش را سنجید و آنچه با اهمیت تر است؛ برگزید.

متدهای مبتنی بر توسعه چابک حالا متعدد و مختلف شده‌اند و رشدکرده‌اند. تمرکز بیشتر این متدها نیز بر توسعه، کار تیمی، همکاری و سازگاری فرایند در چرخه پیشبرد پروژه است. 

نکته مشترک در متدهای چابک این است که وظایف را به گام‌های کوچک با کمترین میزان برنامه‌ ریزی خرد می‌کنند تا به‌طور مستقیم با برنامه‌ ریزی‌های طولانی ‌و زمانبر درگیری نداشته باشند. 

تکرارها، گام های خرده شده و کوچک و برنامه ریزی های کوتاه ‌مدت در توسعه چابک به طور معمول به بازه‌های زمانی بین یک نهایت چهار هفته تقسیم می‌شود.
برای اینکه درک بهتری از متد اجایل یا چابک داشته باشید، حتما مقالات خارجی یا ایرانی از وب سایت‌های معتبر را مطالعه کنید.

مدل فکری توابع اجباری: Forcing Functions

ما در بالا در مورد تصمیم‌گیری با ماتریس آیزنهاور صحبت کردیم، اما توابع اجباری یک راه تکمیلی برای بهبود تصمیم‌گیری شما هستند. 

تابع اجباری به هر کار، فعالیت یا رویدادی گفته می‌شود که شما را مجبور به اقدام و ایجاد نتیجه می‌کند. راه دیگر برای فکر کردن در مورد توابع اجباری، کاتالیزوری است که رفتار پیش‌فرض شما را در آینده با همسو کردن انگیزه‌های کوتاه‌مدت با اهداف بلندمدت، تغییر می‌دهد.

پس، توابع اجباری در مورد مجبور کردن شما به موقعیتی برای اجرا هستند. هرچه سریعتر بتوانید ایده‌های تجاری را اجرا کنید، سریع‌تر می‌توانید بازخورد جمع‌آوری کرده و آن را تکرار کنید. با همسو کردن انگیزه‌های کوتاه‌مدت با اهداف بلندمدت، به مرور زمان از مزایای بیشتر اثرات ترکیبی نیز بهره‌مند می‌شوید.

این توابع با سرمایه‌گذاری هنگفت بر روی نتیجه، کار می‌کنند. به عنوان مثال، سرمایه‌گذاری هنگفتی که همه‌ی ما روی زمان یا پول برای نتیجه‌ای که می‌خواهیم، انجام می‌دهیم.

در این بخش به چند نمونه اشاره می‌کنیم که از این مدل ذهنی می‌توانید به طور عملی در کسب‌وکار خود استفاده کنید:

  • تعیین تاریخ راه‌اندازی ویژگی محصول در آینده و به اشتراک گذاری آن به صورت عمومی، این امر شما و تیمتان را مجبور می‌کند که به تاریخ معرفی محصول پایبند بمانید. چرا که دیگر بحث آبروی سازمانی است.
  • سرمایه‌گذاری مالی قابل توجهی روی یک موضوع داشته‌اید؛‌ تا بهره‌وری و همکاری تیم را برای سازمان کسب کنید؛ شما به عنوان کسی که سرمایه‌گذاری کرده است تلاش می‌کنید بازگشت سرمایه را عملی کنید تیمتان نیز به دلیل این سرمایه مالی، خود را موظف می‌داند که بهره‌وری را افزایش دهد.
  • جلسات دو هفته‌ای با تیم فروش خود را در اولویت قرار دهید تا مطمئن شوید که آن‌ها در مسیر رسیدن به اهداف ماهانه هستند. این باعث می‌شود که همه، به طور مداوم پاسخگو و اقدام محور باشند.

توابع اجباری تقریباً همان تعهدات هستند. اگر سرمایه زیادی برای کارگیری به عنوان یک تابع اجباری ندارید، از هزینه و آسیب یا فرصت و مزیت اجرا یا عدم اجرای فعالیت و تصمیمات، به عنوان محرک اصلی برای کسب‌وکار خود استفاده کنید. 

داشتن عملکرد اجباری بدین معنا است که شما نقش اصلی را دارید و باید حتما اقدامی را انجام دهید.

توسعه‌ چابک یا Agile Development چیست؟

اهمیت آموختن مدل های ذهنی در بهبود مهارت تصمیم‌گیری

کیفیت تفکر ما متناسب با مدل هایی است که در ذهن ما وجود دارند و مفید بودن آن‌ها در موقعیتی که در دست دارید. هر چه مدل های بیشتری داشته باشید، یا به عبارتی جعبه ابزار شما بزرگتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که مدل های مناسب برای دیدن واقعیت را بکار گیرید. به نظر می‌رسد که وقتی نوبت به بهبود توانایی شما در تصمیم‌گیری می‌رسد، تنوع اهمیت دارد.

با این حال، اکثر ما به خوبی می‌دانیم که همیشه به یک شکل فکر نمی‌کنیم و هر کسی حداقل دو مدل ذهنی را در جعبه ابزار ذهنش نگه داشته است و هر کسی موضوعات را به شکلی متفاوت می‌بیند.

به طور پیش‌فرض، یک مهندس معمولی درمورد سیستم‌ها فکر می‌کند. یک روانشناس بر اساس مشوق‌ها فکر می‌کند. یک زیست‌شناس به موضوعات از نظر تکامل نگاه می‌کند. با کنار هم قرار دادن این رشته‌ها در ذهن خود، می‌توانیم یک مشکل را به صورت چند بعدی و همه‌جانبه حل کنیم. اگر فقط از یک جهت به مشکل نگاه کنیم، نقطه‌ی کوری داریم و نقاط کور می‌توانند کیفیت تصمیم‌گیری را پایین آورند.

به اشتراک‌گذاری دانش، یا یادگیری اصول اولیه سایر رشته‌ها، منجر به درک جامع‌تری می‌شود که امکان تصمیم‌گیری اولیه بهتر در مورد مدیریت جنگل را فراهم می‌کند.

بد نیست پایان مقاله مدل های ذهنی در کسب و کار را هم به قسمتی از یک سخنرانی معروف در دهه 1990، که توسط چارلی مانگر و درباره رویکرد درک مدل های ذهنی ایراد شد؛ تمام کنیم. 

او درک مدل های ذهنی را در جملات خلاصه کرد:

«خب، اولین قانون این است که شما واقعاً نمی‌توانید چیزی را بدانید، اگر فقط حقایق جدا شده را به خاطر بسپارید و سعی کنید و بکوبید. اگر حقایق به یک شبکه تئوری متصل نباشند، آن‌ها را به شکل قابل استفاده ندارید. شما باید مدل هایی در ذهن داشته باشید. باید تجربیات خود را هم به صورت نایب و هم مستقیم روی شبکه‌ای از مدل‌ها آرایه کنید. شما ممکن است متوجه دانش‌آموزانی شده باشید که فقط سعی می‌کنند آنچه را که به خاطر می‌آورند، روی برگه بنویسند. خوب، آنها در مدرسه و زندگی شکست می‌خورند. شما باید تجربه را روی شبکه‌ای از مدل‌ها در ذهن خود پیاده‌سازی کنید.»

اشتراک گذاری