تفکر سیستمی به رهبران سازمانی امکان میدهد تا فراتر از قطعات یک پازل نگاه کنند و به درک چگونگی ارتباط بین اجزاء مختلف سیستم برسند.
این نوع تفکر به آنها کمک میکند تا پیچیدگیها و وابستگیهای موجود در ساختارهای سازمانی را درک کنند و در نتیجه تصمیمگیریهوشمندانهتری داشته باشند. با استفاده از تفکر سیستمی، رهبران میتوانند نتایج بلندمدت و تاثیرات عملیاتی و اجرایی خود را بهتر پیشبینی کنند و با شناسایی الگوهای موجود، به جای حل مسائل به صورت مقطعی، به ریشهیابی مشکلات و حل آنها بپردازند.
تسلط و اجرای این دیدگاه کمک میکند تا رهبران روابط میان عملکرد فردی و اثرات کلی آن بر سازمان را بهتر درک کرده و در نهایت، سازمانهای پایدارتر و انعطافپذیرتری بسازند.
اثر مثبت تفکر سیستمی در رهبری، به ایجاد فرهنگی مبتنی بر همکاری و یادگیری مستمر میانجامد که در آن هر فردی نقشی کلیدی در موفقیت کل دارد. در ادامه چند مزیت بالقوه رویکردهای تفکر سیستمی را با هم مرور میکنیم که میزان اهمیت آن را در رهبری و مدیریت سازمان نشان میدهد.
چرا رهبر سازمان به تفکر سیستمی نیاز دارد؟

- رهبران سازمان باید فرصتهای جدید را کشف کنند، در نتیجه به تفکر سیستمی نیاز دارند
تفکر سیستمی میتواند به رهبران کمک کند راههای جدیدی برای بهبود کارایی و اقتصاد منابع پیدا کنند. مطالعهی سیستم یک سازمان و تعاملات بین عناصر آن، میتواند به آنها در توسعهی ایدهها و نوآوریهای جدید کمک کند. همچنین این امکان را به آنها میدهد تا مشکلات را به سرعت شناسایی کرده و راهحلهای جدیدی را برای این مشکلات آزمایش کنند.
- در یک سازمان باید میزان تاثیرات راهکارهای اشتباه، به حداقل برسد، در نتیجه تفکر سیستمی نیاز است
اشتباهات ممکن است زمانی اتفاق بیفتند که رهبران بدون تحقیق یا تجزیهوتحلیل صحیح سیستم، تصمیم میگیرند. تفکر سیستمی میتواند به آنها کمک کند تا عواقب اشتباهات را پیشبینی کنند تا تاثیر آنها بر سیستم را به حداقل برسانند. تجزیهوتحلیل سیستم قبل از تصمیمگیری، بسیار مهم است.
- مدیران و رهبران به برنامهریزیهای واقعبینانه نیازمند هستند، این امکان با تفکر سیستمی فراهم میشود
درک رابطهی بین عناصر در یک سیستم میتواند به رهبران اجازه دهد تا برنامههایی واقعبینانه برای آینده داشته باشند. آنها میتوانند بر اساس دانش خود از یک سیستم و نحوهی تعامل عناصر آن، اهداف قابل دستیابی را برای یک سازمان تعیین کنند. رهبران حتی ممکن است این را در یک استراتژی گستردهتر برای آینده شرکت در نظر بگیرند و به خود و همکاران انگیزه دهند.
- مدیران و رهبران نیازمند بازگرداندن پروژههای شکستخورده و ترمیم آنها هستند
رهبران می توانند اهداف بخشها و پروژههای مختلف را در طراحی یک سیستم جدید ادغام کنند. اگر متوجه شده باشند که فعالیتهای یک سیستم میتواند تأثیر مثبتی بر سیستم دیگر بگذارد، میتوانند طرحهای آینده را برای تأکید بر این توانایی مشارکتی تنظیم کنند. همچنین میتوانند از فرآیند مشابهی برای طراحی مجدد یک سیستم شکستخورده استفاده کنند. امروزه هر سازمانی برای بقا، نیازمند نوآوری است. تفکر سیستمی زیربنای نوآوری در سازمان است.
چگونه رویکرد تفکر سیستمی میتواند بر نوآوری اثر بگذارد؟

در نگاه ابتدایی به نظر میرسد این دو با هم در تناقض باشند. اما ارتباط مستقیم بین تفکر سیستمی و حل خلاقانه مسئله زمانی مشخص میشود که بفهمید تفکر سیستمی «تفکر بر حسب روابط، الگوها و زمینه» است، همانطور که فریتیوف کاپرا و پیر لوئیجی در کتاب خود با عنوان دیدگاه سیستمی از زندگی توضیح میدهند.
این موضوع را با رویکرد خطی که اکثر تصمیمگیرندگان تجاری معمولاً دنبال میکنند، مقایسه کنید. تفکر غیرسیستمی یا خطی، با محدود کردن تمرکز فرد بر عوامل مکانیکی علت و معلولی تاثیر سایر عوامل سیستمی را محدود میکند و راهحلها و فرصتهای خلاقانه دیگر را نادیده میگیرد.
3 دلیل برای ارتباط تفکر سیستمی و نوآوری و خلاقیت در سازمان
- تفکر سیستمی دیدگاههایی که از شرایط، تصویری بزرگتر و واضحتر ارائه میدهند را تشویق میکند.
تفکر سیستمی، تغییر دیدگاه را تشویق میکند. مقابله نکردن در برابر تغییرات، برای روبهرویی با پیچیدگیهای سیستمهای اجتماعی پویا، از ادارات گرفته تا سازمانها و کل اقتصادها، ضروری است. متفکران سیستمی میتوانند با دید واضحتر از بخشهای به هم پیوسته سیستم، تکامل تاریخی آنها و روابط آنها با یکدیگر، به دنبال راههای دیگری برای دستیابی به اهداف سازمان باشند.
- از نگاه تفکر سیستمی، مشکلات فرصتهایی جدید هستند.
تفکر سیستمی، فرآیند تفکر خطی را به بیش از یک راه تغییر میدهد. به سازمانی که در آن فعالیت میکنید نگاهی بیندازید. اگر نحوهی حل شدن مشلات در سازمان شما خطی باشد، به مشکلات و چالشهای ایجاد شده به عنوان مسائلی نگاه میشود که باید فعالانه از آنها دوری کرد و به سرعت آنها را کمرنگ کرد.
چگونه میتواند غیر از این باشد؛ وقتی به صورت مجزا به همهی عناصر نگاه کنیم؟
بله با این نوع نگرش، مشکلات فقط چیزهایی هستند که باید بر آنها غلبه کرد، نه عواملی که به یک مسئله در سیستم اشاره میکنند. بدون راهی برای دیدن مشکلات در چارچوب یک سیستم کل پیچیده و به هم پیوسته، حل مسائل با استفاده از فرآیند تفکر خطی، تنها خطر پیچیدهتر کردن مشکل را به همراه دارد.
تفکر سیستمی به جای خود مشکل، بر اکوسیستم گستردهتر تمرکز میکند. بنابراین، درک عوامل جزئی در زمینهای بزرگتر پیرامون مشکلات درکشده، کلید یافتن راهحلی مؤثر و نوآورانه است.
در یک دیدگاه سیستمی، مشکلات به فرصت تبدیل میشوند (به طور بالقوه درهای سازمان را به روی راههای جدید، باز میکنند). پرسیدن سوالات سخت به جای عادتی که باید کنار گذاشته شود، به یک مسئولیت کلیدی تبدیل میشود و شکستها به عنوان فرصتهای یادگیری پذیرفته میشوند.
- تفکر سیستمی به سازمان فرصت میدهد تا بتواند به سرعت به شرایط جدید واکنش نشان دهد
تفکر سیستمی راهی برای پیشبینی بهتر نتایج آینده ارائه میدهد، نه بر اساس رویدادهای گذشته، بلکه بر اساس درک دقیقتر ساختار اطراف و عناصر آن. دانیل کیم، مشاور سازمانی توضیح میدهد: «ساختار، تا حد زیادی، رفتار را تعیین میکند. اگرچه ممکن است در مورد زمان دقیق و مدت نتیجه، ابهام وجود داشته باشد، اما ماهیت و احتمال آن مشخص است. با دانستن این موضوع، میتوانیم توانایی خود را برای تأثیرگذاری بر رفتار یک سیستم تا حد زیادی بهبود ببخشیم.»
بر اساس دیدگاه کیم، هیچ توپ کریستالی در اینجا نیست که برای ما آینده را پیشبینی کند. نتایج محتمل را میتوان با استفاده از ابزارهایی مانند کهن الگوهای سیستمی (الگوهای رفتاری تکرارشونده) و نمودارهای رفتار در طول زمان که نظریههای علی را در سیستم ترسیم میکند، تعیین کرد.
با وجود چنین ابزارهایی، سازمانها میتوانند سریعتر بخوانند و بر اساس سیگنالهای تغییر، عمل کنند. با تغییر مداوم ورودیها، کارکنان میتوانند ذهنیتی از مدلسازی و آزمایش را درونی کنند که میتواند بدون صرف منابع بیهوده، مسیرهای صحیح اقدام را پیدا کند.
حال که با ضرورت یادگیری تفکر سیستمی به عنوان یکی از مهارتهای رهبری آشنا شدید لازم است در قدم بعدی اجزای آن را به خوبی فراگیرید.
اجزای تفکر سیستمی چیست؟

در این بخش اجزای تفکر سیستمی با نام انگلیسی آنها بیان شده است چرا که حقیقت این است، گاهی ترجمه بعضی کلمات از بار آنها، میکاهد.
بههمپیوستگی یا Interconnectedness
هر یک از عناصر یک سیستم ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند. یک سیستم میتواند شامل عناصر و زیرسیستمهایی باشد که همگی دارای بخشهایی بوده و در تعامل دائمی با یکدیگر هستند. ممکن است چندین رابطهی علتومعلولی بین این عناصر وجود داشته باشد. اعمال یک عنصر میتواند به روشهای مختلف بر عناصر دیگر تأثیر بگذارد و به طور بالقوه باعث واکنشی شود که کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد. بههمپیوستگی یکی از الزامات سیستم است.
سنتز یا Synthesis
Synthesis شامل درک این است که چگونه بخشهای مختلف سیستم میتوانند با هم کار کنند تا به عنوان یک سیستم متصل و بههمپیوسته، عمل کنند.
موفقیت کل سیستم میتواند به تعامل ترکیبی عناصر آن بستگی داشته باشد. Synthesis سیستم در مورد تجزیهوتحلیل یک سیستم برای تعیین نحوه اتصال عناصر آن و تکمیل یکدیگر برای دستیابی به یک نتیجه مطلوب است.
اضطرار یا Emergence
Emergence نتیجه سنتز عناصر سیستم است. فعل و انفعالات درون سیستم میتواند نتایج غیرخطی ایجاد کند که ممکن است پیشبینی آنها، تنها با بررسی عناصر منفرد آن دشوار باشد. شما میتوانید با استفاده از درک خود از سنتز سیستم، سیستم را بهبود ببخشید.
حلقههای بازخورد یا Feedback loops
استفاده از یک حلقه بازخورد به معنای نظارت بر یک سیستم و عناصر آن، سپس استفاده از آن اطلاعات برای اطلاع از تغییراتی است که ایجاد میکنید. ممکن است حلقههای بازخورد زیادی بین عناصر سیستم رخ دهد، زیرا همه آنها به هم مرتبط هستند. هنگامی که متوجه شدید، چگونه بر آن تأثیر میگذارند، میتوانید حلقههای بازخورد را مشاهده کرده و در آن مداخله کنید تا رفتار سیستم را بهبود ببخشید.
علیت یا Causality
علیت نحوهی تأثیرگذاری یک عنصر بر عنصر دیگر در یک سیستم پویا است. درک علیت میتواند به شما کمک کند تصمیم بگیرید که چه زمانی و چگونه در حلقههای بازخورد مداخله کنید تا تغییر دلخواه در سیستم ایجاد شود. مفهوم علیت توانایی رمزگشایی روابط علتومعلولی خاص عناصر در یک سیستم است که برای نگاشت سیستمها ضروری است.
نگاشت سیستم یا Systems mapping
Systems mapping ، مستلزم شناسایی و نمایش عناصر درون یک سیستم برای درک نحوه اتصال، ارتباط و عمل آنها در یک موقعیت پیچیده است. از این طریق، میتوانید از بینشها و اکتشافات منحصر به فرد برای توسعه سیاستهایی استفاده کنید که میتواند سیستم را به طور مثبت تغییر دهد. Systems mapping میتواند به شما کمک کند تا کل سیستم را در یک لحظه تجسم کنید و نتایج آینده را از طریق شبیهسازیها، پیشبینی کنید.
حالا که اجزای تفکر سیستمی را آموختید، باید آن را در زندگی روزمره تمرین کنید تا ملکهی ذهنتان شودو به عنوان یک راهبرد و مدل فکری در جبهه جلوی مغزتان همیشه آماده به کنش باشد.
5 راهنمایی برای تمرین تفکر سیستمی در روتین زندگی

این تمرینها انفرادی هستند و شما نیاز ندارید برای آنها به دیگری وابسته باشید.
- سوالات مختلف بپرسید.
تفکر سیستمی چارچوبی برای تعریف مشکلات و همچنین حل آنها ارائه میدهد. برای تمرین تفکر از منظر سیستمی، با پرسیدن سوالات مختلف شروع کنید. سعی کنید سوالاتی بپرسید که به روابط ساختاری اساسی یا الگوهای رفتاری که در طول زمان نشان داده شدهاند، میپردازند.
سوالهایی که توجه شما را بر تأخیرهای احتمالی، متعادل کردن یا تقویت فرآیندها و پیامدهای ناخواسته، متمرکز میکنند و در نهایت، به شما کمک میکند تا بفهمید روی چه فواصل زمانی تمرکز کرده و چگونه موقعیتها را درک کنید.
- یاد بگیرید زمان را به شکلی متفاوت، تجربه کنید.
هنگامی که با مشکلات پیچیده مواجه میشویم، اغلب به شدت تحت تأثیر پیامهای جامعه در مورد آنچه که زمان کافی را تشکیل میدهد، قرار میگیریم. به طور معمول، ما بر فواصل زمانی کوتاهتر از آنچه باید، تمرکز میکنیم.
برای مبارزه با این چالش، سعی کنید افق زمانی که با آن کار میکنید را به وضوح بیان کنید. به عنوان مثال، آیا شما به رفتار قیمت نفت در یک دوره دو ماهه یا دو ساله علاقه دارید؟ افق زمانی مناسب برای درک تأثیر دفع زبالههای هستهای چه میتواند باشد؟
- احساس خود را از آنچه که «حالا» را تشکیل میدهد، گسترش دهید.
سعی کنید در زمان طولانیتری به عنوان «اکنون» فکر کنید، مثلاً یک سال گذشته و یک سال آینده. از خود بپرسید یک سال پیش چه اتفاقی میافتاد؟ چه اتفاقی دارد میافتد؟ سال آینده چه چیزی را رقم میزند؟ با گسترش حس خود از «اکنون»، میتوانیم ارتباطاتی را درک کنیم که ممکن است قبلاً ندیده باشیم.
سعی کنید سرعت خود را کاهش دهید تا بتوانید به طور مؤثرتری با سیستمهایی که میخواهید درک کنید، هماهنگ شوید. پیتر سنگه در کتاب خود با عنوان رشته پنجم نوشته است که «یادگیری برای دیدن فرآیندهای آهسته و تدریجی، مستلزم کاهش سرعت دیوانهوار ما و توجه به نکات ظریف و دراماتیک است.»
بیرون قدم بزنید، 20 دقیقه زیر درخت بنشینید میبینید که سایهها حرکت خواهند کرد. ممکن است یک برگ بیفتد. ببینید چه چیزی را میتوانید با کاهش سرعت مشاهده کنید.
- به سیستمهای اطراف خود توجه کنید.
سعی کنید در موقعیتهای روزمره به دنبال حلقههای بازخورد بگردید.
به عنوان مثال، آیا شرکت شما محصول جدیدی را روانه بازار کرده است که فروش آن واقعاً افزایش یافته است و در نهایت کاهش پیدا کرده است؟
این ممکن است نشان دهنده یک فرآیند تقویت کننده باشد که به طور ناگهانی تحت تأثیر یک فرآیند متعادل کننده قرار میگیرد. آیا احساس میکنید مانند یک یویو بین دو حالت افراطی کشیده شدهاید؟ اگر چنین است، احتمالاً یک حلقه تعادل در کار وجود دارد.
مراقب نشانههایی از فرآیندهای سیستمیک در زندگی شخصی خود باشید، مانند تأثیر اعمال شما بر سیستم خانواده یا چرخههای طبیعی. اگر زبالهی خود را از روی زمین بردارید، ممکن است یک حلقه تقویتکننده شکسته شود؟ اگر شما و دیگران هنگام مسواک زدن آب را ببندید، چه اتفاقی میافتد؟
- یک حلقه در روز (یا یک حلقه در هفته) ترسیم کنید.
هر روز صبح، با یک فنجان قهوه، روزنامه، یک کاغذ و یک خودکار بنشینید و به دنبال اخباری بگردید که بتوانید از طریق نمودارهای حلقه علت و معلول کشف کنید. داستانهایی را جستجو کنید که الگوهای رفتاری را در طول زمان توصیف میکنند. (به عنوان مثال، “نرخ بیکاری در 10 سال گذشته افزایش یافته است، همانطور که تعداد خانوادههایی که به دنبال کمکهای رفاهی هستند افزایش یافته است.”)
ساختار سیستمی را ترسیم کنید که فکر میکنید این الگوها را ایجاد میکند. این یک راه عالی برای تمرین شناخت ساختارهای سیستمی و تسلط بر نمودار حلقه علّی است. مجله اکونومیست منبع غنی داستانهای سیستممحور است.
5 نکته برای تمرین تفکر سیستمی در محیط کار

برای تمرین رویکردهای تفکر سیستمی در محل کار میتوانید این مراحل را دنبال کنید:
- سیستم را به خوبی ببینید و درک کنید
میتوانید با شناسایی عناصر و زیرسیستمهای سیستم، شروع کنید.
در یک سازمان، این عناصر ممکن است کارکنان، فناوریهای در حال استفاده و اطلاعات ذخیره شده باشند. عناصر همچنین میتوانند بخشی از یک زیرسیستم مانند بخش منابع انسانی یا تیم پشتیبانی فنی باشند. مشاهده جریان عملیات در سیستم و زیرسیستمها، از جمله نحوه ارتباط عناصری مانند اطلاعات جمعآوری شده و خواستههای مشتری، میتواند به شما در دستیابی به هدف مورد نظر، کمک کند.
- مشکل را شناسایی کنید
پس از مشاهده عناصر سیستم و عملکرد آنها، ممکن است یک مشکل مهم را شناسایی کنید.
شما میتوانید نموداری از سیستم و اینکه چگونه انتظار دارید عناصر آن با یکدیگر برای رسیدن به هدف سازمان کار کنند، ترسیم کنید. ذکر هرگونه نتایج غیربهینهای که سیستم تولید میکند و بحث درباره علل بالقوه، مهم است.
- مشکل را درک کنید
قبل از اینکه بتوانید راهحل ایدهآل را انتخاب کنید، ضروری است تا حد امکان در مورد مشکل سیستم یاد بگیرید.
رویکردهای تفکر سیستمی میتوانند به شما در تجزیهوتحلیل عناصر و زیرسیستمهای سیستم، کمک کنند. شما میتوانید راهحل را به یک سری مراحل تقسیم کنید تا فرآیند رفع خطاها در یک سیستم به هم پیوسته را ساده کنید. ایجاد یک نمودار ساده از موضوع با تمام جزئیات مرتبط میتواند به شما در درک بهتر مشکل و مقایسه راهحلهای مختلف کمک کند.
- مداخلات را شناسایی کنید
پس از درک مشکل، میتوانید انتخاب کنید که برای حل مشکل، کجا در سیستم، مداخله کنید.
روش مداخله میتواند شامل حذف اتصالات بین عناصر، کند کردن یا تسریع یک فرآیند در سیستم، یا ایجاد یک پیوند جدید بین اجزای موجود باشد. میتوانید قبل از اینکه جای تغییرات را شناسایی کنید، تعاملات بین عناصر یک سیستم را به دقت مطالعه کنید.
- راهحلها را انتخاب کنید
ممکن است هنگام تصمیمگیری در مورد نحوه تغییر یک سیستم، پایداری یک راهحل را در نظر بگیرید. مهم است که گزینهای را انتخاب کنید تا بتواند هم راهحلی فوری و هم طولانیمدت برای مشکل ارائه دهد.
اگر مطمئن هستید که میتواند مشکلات فعلی را بدون ایجاد مشکلات جدید حل کند، میتوانید راه حلی را انتخاب کنید که شامل تغییر ساختار یک سیستم به روشهای مختلف باشد.
سخن پایانی
جهان همیشه به مدیران، رهبران و متفکران خوب نیاز دارد. آگاهی از تفکر سیستمی منجر به بهبود استدلال، تصمیمگیری بهتر و خودآگاهی بیشتر در این افراد میشود.
تفکر سیستمی، دریچهای به فرآیندهای پنهان ذهن انسان، باز میکند. تفکر سیستمی به ما کمک میکند تا یک ذهن یکپارچه، روان، انعطافپذیر و سازگار ایجاد کنیم. حتی جاری شدن این مدل تفکر در زندگی، به ما امکان میدهد بیشتر تجربه کنیم، بیشتر به هم متصل شویم و بیشتر خلق کنیم.
با پیچیدهتر شدن دنیای ما، چه از نظر جهانی و چه فردی و شخصی، به متفکران ماهر سیستمی بیشتر نیاز داریم. ما به افرادی نیاز داریم که بخواهند از هرج و مرج عبور کنند تا ببینند واقعاً چه خبر است. خواه یک مشکل خانوادگی و فردی باشد، یا یک تعارض سازمانی، کاری یا اجتماعی پیچیده. تفکر سیستمی میتواند در راهحلیابی و حل مساله به داد شما برسد.
همراهان محترم ملکا، خاطرنشان میسازد؛ تمام تصاویر این مقاله توسط هوش مصنوعی DALL.E و بر اساس موضوعات مطرحشده در مقاله ساختهشدهاند.